فرهنگ نامه مهدویت

خدامراد سلیمیان‏

نسخه متنی -صفحه : 201/ 152
نمايش فراداده

محمديه

«محمديه» طرفداران امامت محمدبن على بن محمدبن على بن موسى الرضاعليه السلام و يكى از گروه‏هايى بودند كه در بحث مهدويّت دچار انحراف شدند.

وى از سادات جليل القدر علوى بود كه در زمان حيات پدرش درگذشت. قبرش امروز در نزديكى «بلد» در دو فرسنگى سامرا و زيارتگاه است و سيد محمد خوانده مى‏شود. گويند: محمد نه پسر داشت، كه چهار تن از ايشان به خوى و سلماس در آذربايجان مسافرت كرده و كشته شدند. و پنج تن ديگر نيز به شهر لار رفتند و در آنجا به قتل رسيدند.

طرفداران امامت او گفتند: وى نمرده و زنده است؛ زيرا پدرش او را به امامت نامزد كرد و ياران را به امامت وى پس از خود آگاه ساخت. چون نسبت دروغ بر امام جايز نيست و نيز نتوان گفت كه بدا رخ داده، پس او جانشين پدر است. اگرچه در ديده و چشم مردمان نمودار گشت كه او در گذشت؛ ولى او نمرده است و پدرش على بن محمد از ترس مردم كه ممكن بود به وى گزندى رسانند، او را ناپديد و غايب ساخت و او مهدى قائم است.(829)

مدت حكومت جهانى مهدى‏عليه السلام

احاديث بسيار متفاوتى درباره طول مدت حكومت حضرت مهدى‏عليه السلام وارد شده است كه در مجموع ده‏ها قول مى‏توان از آنها استخراج نمود:

1. پنج يا هفت يا نه سال،(830)

2. شش ياهفت يا هشت يانه سال،(831)

3. شش يا هفت يا نه سال،(832)

4. هفت سال،(833)

5. هفت سال و دو ماه،(834)

6. هفت يا هشت سال،(835)

7. نه سال،(836)

8. چهارده سال،(837)

9. نوزده سال،(838)

10. نوزده سال و چند ماه،(839)

11. بيست سال،(840)

12. چهل سال،(841)

13. هفتاد سال،(842)

14. 120 سال (به قدر عمر حضرت ابراهيم خليل‏عليه السلام)،(843)

15. 309 سال (به اندازه توقف اصحاب كهف در غار)،(844)

16. 313 سال؛(845)

17. در رواياتى نيز گفته شده جز خداوند، كسى مدت حكومت حضرت مهدى‏عليه السلام را نمى‏داند.

برخى از محققان اين تفاوت را اشاره به مراحل و دوران‏هاى حكومت آن حضرت مى‏دانند و معتقدند آغاز شكل گرفتن و پياده شدنش پنج يا هفت سال و دوران تكاملش چهل سال و دوران نهايى‏اش بيش از سيصد سال است.(846)

قضاوت نهايى درباره مدت حكومت آن حضرت - به دليل نبود اخبار و منابع الكافى - امكان‏پذير نيست؛ اما با اين حال مى‏توان چنين نتيجه گرفت: قطع نظر از روايات اسلامى، مسلم است كه اين همه آوازه‏ها و مقدمات براى يك دوران كوتاه مدت نيست؛ بلكه قطعاً براى مدتى است طولانى كه ارزش اين همه تحمل زحمت و كوشش را داشته باشد.(847)

البته اين مدت - هر قدر باشد - در مقايسه با كل تاريخ، بسيار ناچيز است. در اين موقعيت پرسش جديد رخ مى‏نمايد: آيا مدتى چنين كوتاه در مقايسه با كل تاريخ، دردها و رنج‏هاى انسان‏ها را در طول تاريخ جبران مى‏كند؟ در پاسخ مى‏توان گفت: فلسفه امام مهدى‏عليه السلام همانند فلسفه بعثت انبيا و رسولان الهى است. منظور از برانگيخته شدن رسولان الهى ابلاغ دستورهاى خداوند و نصب مشعل فروزان هدايت بر سر راه كاروان بشريت است. طولانى يا كوتاه بودن مدت ابلاغ رسالت، به اصل آن آسيب نمى‏رساند. دوران پيامبر اسلام‏صلى الله عليه وآله 23 سال بود؛ ولى واپسين پيام الهى را ابلاغ كرد و اين مشعل هدايت را بر افروخت.

از سوى ديگر، مى‏توان به مدت نبوّت حضرت نوح‏عليه السلام اشاره كرد كه به دليل عدم تحقق شرايط مساعد، نتيجه قابل توجهى به بار نياورد.

دوران امامت و حكومت حضرت مهدى‏عليه السلام نيز چنين است. مقصود اصلى ابلاغ رسالت الهى و تحقق بخشيدن به حكومت جهانى خداوند و حاكميت مستضعفان است؛ هر چند در مقايسه با كل تاريخ، ساليانى محدود باشد.