فرهنگ نامه مهدویت

خدامراد سلیمیان‏

نسخه متنی -صفحه : 201/ 156
نمايش فراداده

مرجع تقليد

يكى از امورى كه در دوران غيبت كبرى اهميت ويژه‏اى دارد، تقليد از مجتهد جامع شرايط است.

علماى شيعه اماميّه مى‏گويند: عمل به تقليد به دلايل عقلى و نقلى لازم است. عقل دستور مى‏دهد كه فرد نادان، از عالمى دانا راهنمايى بجويد و از او تقليد كند. دانشمندترين علماى هر ناحيه شيعه‏نشين، عنوان مرجع تقليد دارند و او محل مراجعه مقلدان خود است.

مرجع تقليد، مجتهدى است كه قوانين اسلام را بر اساس «قرآن»، «سنت»، «اجماع» و «عقل» استنباط مى‏كند. سلسله مراجع بزرگ تقليد از رحلت چهارمين نايب ويژه (ابوالحسن على بن محمد سمرى) در سال 329 ه به بعد آغاز شد.

در اين سلسله نام محمدبن يعقوب كلينى، محمدبن على بن بابويه قمى و ابوجعفر محمدبن حسن طوسى تا امام خمينى‏رحمه الله - كه همه از مجتهدان شيعه و مراجع تقليد مى‏باشند - قابل ذكر است.

نجف اشرف از زمان شيخ طوسى‏رحمه الله مركز علمى شيعه قرار گرفت و مجتهدان بزرگ بيشتر در آنجابه تحصيل علم پرداختند.

به نظر نمى‏رسد كه نهاد مرجع تقليد، تا پيش از زمان شيخ محمدحسن اصفهانى نجفى (م 1266 ه .) جنبه مركزيت عام يافته باشد.

جانشين بلا فصل او شيخ مرتضى انصارى (م 1281 ه) بزرگ‏ترين مجتهد زمان خود به شمار مى‏رفت. از آخرين مراجع تقليد كه به رحمت ايزدى پيوسته و در زمان خود قبول عام داشتند، سيد ابوالحسن اصفهانى، حاج آقا حسين بروجردى (م‏1340ش) و سيد روح‏للَّه موسوى خمينى (م‏1368 ش) را مى‏توان نام برد.(854)

نيز ] نيابت عام - رساله عمليه.

مرگ جاهلى

در روايات فراوانى وارد شده است: «هر كس از دنيا برود و امام زمان خود را نشناسد، به مرگ جاهلى از دنيا رفته». اين روايات در مورد شناخت و معرفت تمامى ائمه‏عليهم السلام صادق است؛ ولى در باره حضرت مهدى‏عليه السلام به خصوص رواياتى وارد شده است.

درباره شناخت همه ائمه‏عليهم السلام مى‏توان به موارد ذيل اشاره كرد:

1. معاوية بن وهب گويد: «شنيدم كه امام صادق‏عليه السلام مى‏فرمايد: رسول خداصلى الله عليه وآله فرمود: «مَنْ ماتَ لا يَعرِفُ اِمامَهُ مَاتَ مِيتَةً جَاهِليَّةً»(855)؛ «هر كس در حالى كه امام خودش را نمى‏شناسد بميرد، به مرگ جاهليت مرده است».

2. يحيى بن عبداللّه گويد: «امام صادق‏عليه السلام به من فرمود: اى يحيى بن عبداللّه هر كه شبى را سپرى كند كه در آن شب امام خود را نشناسد (نداند امامش كيست)، به مرگى چون زمان جاهليت از دنيا رفته است».(856)

روايات دسته دوم - كه در خصوص معرفت حضرت مهدى‏عليه السلام ذكر شده - از اين قرار است:

1. ابوعلى بن همام گويد: «از محمدبن عثمان عمرى شنيدم كه مى‏گفت: از پدرم شنيدم كه مى‏گفت: من در حضور ابومحمد حسن بن على‏عليه السلام بودم از آن حضرت درباره اين خبر كه از پدران خود روايت كرده است (زمين تا روز قيامت از حجّت خداوند بر خلقش خالى نيست و هر كس بميرد و امام زمانش را نشناسد به مردن جاهليت مرده است.) پرسيده شد؛ فرمود: به راستى اين درست است؛ چنان كه روز درست است. به او عرض شد: اى پسر رسول خداصلى الله عليه وآله؛ حجّت و امام بعد از شما كيست؟ فرمود: پسرم محمد. او است امام و حجّت بعد از من. هر كس بميرد و او را نشناسد، به مردن جاهليت مرده است».(857)

2. نشناختن حضرت مهدى‏عليه السلام، مى‏تواند منجر به انكار آن حضرت شود؛ چنان كه رسول گرامى اسلام‏صلى الله عليه وآله انكار حضرت مهدى‏عليه السلام در دوران غيبت را سخت مذمت نموده، مى‏فرمايد: «مَنْ اَنْكَرَ القائِمَ مِنْ وُلْدِي فِي زَمانِ غَيْبَتِهِ فَماتَ فَقَدْ ماتَ ميتَةً جاهِليَّةً»(858)؛ «هر كس قائم از فرزندانم را در زمان غيبتش منكر باشد، به مرگ جاهليت مرده است».

در مقابلِ روايات فوق، سخنانى از ائمه‏عليهم السلام رسيده كه پاداشى بس بزرگ براى كسانى كه از امام زمان خود شناخت دارند، بيان نموده است.

حمران بن اعين از امام صادق‏عليه السلام روايت كرده است: «اِعرِفْ اِمامَكَ فَاِذا عَرَفتَهُ لَمْ يَضُرَّكَ تَقَدَّمَ هَذا الاَمرُ اَمْ تَأَخَرَّ فَاِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ يَقُولُ: «يَومَ نَدعُوا كُلَّ اُناسٍ بِاِمامِهِم»(859) فَمَنْ عَرَفَ اِمامَهُ كانَ كَمَنْ هُوَ فِي فُسْطاطِ القائِمِ‏عليه السلام»(860)؛ «امام خود را بشناس؛ چون او را شناختى، ديگر تو را زيانى نخواهد رسيد كه اين امر پيش افتد يا تأخير كند؛ زيرا خداى تعالى مى‏فرمايد: «روزى كه هر گروهى را با امامشان فرا مى‏خوانيم». پس هر كس امام خود را شناخت، همانند كسى است كه در خيمه قائم باشد».

نيز ] انتظار، منتظر