فرهنگ نامه مهدویت

خدامراد سلیمیان‏

نسخه متنی -صفحه : 201/ 17
نمايش فراداده

اَشْراطُ السّاعَة

«اشراط» (جمع «شَرَط») به معناى علامت است. بنابراين «اشراط الساعة» به معناى نشانه‏هاى نزديك شدن قيامت است.(52) اين اصطلاح بر مجموع حوادثى اطلاق مى‏شود كه پيش از واقعه عظيم قيامت، اتفاق خواهد افتاد.

تعبير «اَشْراطُ السَّاعَة» تنها يك بار در قرآن كريم به كار رفته است:

«فَهَلْ يَنْظُرُونَ إِلاَّ السَّاعَةَ أَنْ تَأْتِيَهُمْ بَغْتَةً فَقَدْ جاءَ أَشْراطُها فَأَنَّى لَهُمْ إِذا جاءَتْهُمْ ذِكْراهُمْ»؛(53) «آيا آنها جز اين انتظارى دارند كه قيامت ناگهان بر پا شود؛ [آن گاه ايمان آورند] در حالى كه هم اكنون نشانه‏هاى آن آمده است، اما هنگامى كه بيايد تذكر و ايمان آنها سودى نخواهد داشت».

در روايات - به‏ويژه از طريق اهل سنّت(54) - اين‏انگاره، فراوان مورد اشاره قرار گرفته است.

يكى از حوادث مهمى كه در آستانه قيامت رخ خواهد داد و مورد اتفاق شيعه و اهل سنّت است، ظهور مردى از خاندان پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله مى‏باشد.

شيعه معتقد است:

او فرزند امام حسن عسكرى‏عليه السلام است كه در سال 255 ق. متولد شده و هم‏اكنون به قدرت الهى زنده است. هر گاه خداوند اراده كند، او پرچم قيام را بر دوش خواهد گرفت و تا او نيايد و حكومت عدل را در گيتى برپاى ندارد، عمر جهان به سر نمى‏رسد و قيامت بر پا نمى‏گردد.

به نظر مى‏رسد روايات بيانگر نشانه‏هاى ظهور و روايات حكايتگر نشانه‏هاى برپايى قيامت، در هم آميخته شده باشند. ( نشانه‏هاى ظهور)

پيامبر گرامى اسلام مى‏فرمايد:

«عَشرٌ قَبْلَ السَّاعَةِ لابُدَّ مِنْها السُّفيَانِىُّ وَالدَّجّالُ وَالدُّخانُ وَالدّابَّةُ وَخُروُجُ القائِمِ وَطُلُوعُ الشَّمْسِ مِنْ مَغْرِبِهَا وَنُزُولُ عِيسى‏عليه السلام وَخَسْفٌ بِالْمَشرِقِ وَخَسْفٌ بِجَزيرَةِ العَرَبِ وَنَارٌ تَخْرُجُ مِنْ عَدَن تَسُوقُ النّاسَ اِلَى المَحْشَرِ»؛(55) «ده چيز، پيش از برپايى قيامت، به ناگزير رخ خواهد داد: خروج سفيانى و دجّال، پيدا شدن دود و جنبنده، خروج قائم، طلوع خورشيد از مغرب آن، فرود آمدن حضرت عيسى‏عليه السلام از آسمان، فرو رفتن [در زمين‏] در ناحيه مشرق و فرو رفتن در منطقه جزيرةالعرب و آتشى كه از انتهاى عدن بر مى‏خيزد و مردمان را به سوى صحراى محشر مى‏كشاند».

بر اين اساس، همه نشانه‏هاى ظهور، به گونه‏اى نشانه‏هاى قيامت هم هستند؛ ولى همه نشانه‏هاى قيامت، نمى‏توانند نشانه‏هاى ظهور باشند؛ زيرا ممكن است، برخى از آنها پس از ظهور حضرت مهدى‏عليه السلام واقع شوند.

يكى از مشروح‏ترين و جامع‏ترين احاديث در اين زمينه، حديثى است كه ابن عباس از پيغمبر گرامى اسلام‏صلى الله عليه وآله در داستان حجةالوداع نقل كرده و حاوى نكات ارزشمند فراوانى است. او مى‏گويد: «ما با پيامبر اسلام‏صلى الله عليه وآله در «حجةالوداع» بوديم، حضرت حلقه در خانه كعبه را گرفت و رو به ما كرد و فرمود: آيا شما را از «اَشْراطُ السَّاعة» آگاه كنم و سلمان - كه در آن روز از همه به پيامبرصلى الله عليه وآله نزديك‏تر بود - عرض كرد: آرى اى رسول خدا!

فرمود: از نشانه‏هاى قيامت تضييع نماز، پيروى از شهوات، تمايل به هواپرستى، گرامى داشتن ثروتمندان و فروختن دين به دنيا است. در اين هنگام است كه قلب مؤمن در درونش آب مى‏شود - آن چنان كه نمك در آب [ذوب مى‏شود] - از اين همه زشتى‏ها كه مى‏بيند و توانايى بر تغيير آن ندارد.

سلمان گفت: اى رسول خدا! آيا چنين امرى واقع مى‏شود؟

فرمود: آرى، سوگند به آن كس كه جانم به دست اوست! در آن زمان، زمامدارانى ظالم، وزرايى فاسق، كارشناسانى ستمگر، و امنايى خائن بر مردم حكومت مى‏كنند.

سلمان پرسيد: اى رسول خدا! آيا اين امر واقع مى‏شود؟

فرمود: آرى سوگند به آن كس كه جانم در دست اوست! در آن هنگام زشتى‏ها، زيبا و زيبايى‏ها، زشت مى‏شود. امانت به خيانتكار سپرده مى‏شود و امانتدار خيانت مى‏كند. دروغگو را تصديق و راستگو را تكذيب مى‏كنند.

سلمان پرسيد: اى رسول خدا! آيا چنين چيزى واقع مى‏شود؟!

فرمود: آرى، سوگند به كسى كه جانم در دست اوست! در آن روز حكومت به دست زنان، و مشورت با بردگان خواهد بود، كودكان بر منبرها مى‏نشينند و دروغ، «ظرافت» و زكات «غرامت» و بيت‏المال «غنيمت» محسوب مى‏شود.

مردم به پدر و مادر [خود] بدى مى‏كنند و به دوستانشان نيكى و ستاره دنباله‏دار در آسمان ظاهر مى‏شود.

سلمان گفت: اى رسول خدا! آيا اين امر واقع مى‏شود؟!

فرمود: آرى سوگند به كسى كه جانم به دست اوست! در آن زمان زن با شوهرش شريك تجارت مى‏شود (و هر دو تمام تلاش خود را در بيرون خانه و براى ثروت اندوزى به كار مى‏گيرند). باران كم مى‏شود. صاحبان كَرَم خسيس و تهى‏دستان، حقير شمرده مى‏شوند. در آن هنگام بازارها به يكديگر نزديك مى‏گردد. يكى مى‏گويد چيزى نفروختم و ديگرى مى‏گويد سودى نبردم! همه زبان به شكايت و مذمت پروردگار مى‏گشايند!

سلمان گفت: اى رسول خدا! آيا اين امر واقع مى‏شود؟!

فرمود: آرى سوگند به كسى كه جانم در دست اوست! در آن زمان اقوامى به حكومت مى‏رسند كه اگر مردم سخن بگويند، آنان را مى‏كشند، و اگر سكوت كنند، همه چيزشان را مباح مى‏شمرند! اموال آنها را غارت مى‏كنند و احترام‏شان را پايمال و خون‏هاى‏شان را مى‏ريزند! دل‏ها را پر از عداوت و وحشت مى‏كنند، و همه مردم را ترسان و خائف و مرعوب مى‏بينى!

سلمان عرض كرد: اى رسول خدا! آيا اين امر واقع مى‏شود؟!

فرمود: آرى، قسم به آن كسى كه جانم به دست او است! در آن هنگام چيزى از مشرق و چيزى از مغرب مى‏آورند (قوانينى از شرق و قوانينى از غرب) و امت من متلوّن مى‏گردد! واى در آن روز بر ضعفاى امت از آنها و واى بر آنها از عذاب الهى! نه بر صغير رحم مى‏كنند، نه به كبير احترام مى‏گذارند و نه گنهكارى را مى‏بخشند! بدن‏هاى‏شان همچون آدميان است؛ اما قلب‏هاى‏شان قلب‏هاى شيطان‏ها است.

سلمان گفت: اى رسول خدا! آيا اين امر واقع مى‏شود؟!

فرمود: آرى سوگند به آن كسى كه جانم در دست او است! در آن زمان مردان به مردان قناعت مى‏كنند و زنان به زنان و بر سر پسران به رقابت بر مى‏خيزند؛ همان‏گونه كه براى دختران در خانواده‏هاى‏شان! مردان، خود را شبيه زنان و زنان خود را شبيه مردان مى‏كنند! زنان بر زين سوار مى‏شوند (و به خودنمايى مى‏پردازند)؛ لعنت خدا بر آنان باد!

سلمان عرض كرد: اى رسول خدا! آيا اين امر واقع مى‏شود؟!

فرمود: آرى سوگند به كسى كه جانم در دست او است! در آن زمان به تزيين مساجد مى‏پردازند، آن‏چنان كه يهود و نصارا معابد را تزيين مى‏كنند! قرآن‏ها را مى‏آرايند (بى‏آنكه به محتواى آن عمل كنند)! مناره‏هاى مسجد طولانى و صفوف نماز گزاران فراوان مى‏شود؛ اما دل‏ها نسبت به يكديگر دشمن و زبان‏ها مختلف است!

سلمان گفت: اى رسول خدا! آيا اين امر واقع مى‏شود؟!

فرمود: آرى سوگند به كسى كه جانم در دست او است! در آن هنگام پسران امت من با طلا تزيين مى‏كنند و لباس‏هاى ابريشمين حرير و ديباج مى‏پوشند و از پوست‏هاى پلنگ براى خود لباس تهيه مى‏كنند!

سلمان عرض كرد: اى رسول خدا! آيا اين امر واقع شدنى است؟!

فرمود: آرى سوگند به كسى كه جانم به دست او است! در آن هنگام زنا آشكار مى‏گردد. معاملات با غيبت و رشوه انجام مى‏گيرد. دين را فرو مى‏نهند و دنيا را بر مى‏دارند!

سلمان گفت: اى رسول خدا! آيا اين امر شدنى است؟!

فرمود: آرى، سوگند به كسى كه جانم به دست او است! در آن هنگام طلاق فزونى مى‏گيرد، و حدّى براى خدا اجرا نمى‏شود؛ اما با اين حال به خدا ضرر نمى‏زنند (خودشان زيان مى‏بينند).

سلمان عرض كرد: اى رسول خدا! آيا اين شدنى است؟!

فرمود: آرى، سوگند به كسى كه جانم به دست او است! در آن هنگام زنان خواننده مى‏شوند. آلات لهو و نوازندگى آشكار مى‏شود و اشرار امتم به دنبال آن مى‏روند!

سلمان گفت: اى رسول خدا! آيا اين شدنى است؟!

فرمود: آرى سوگند به كسى كه جانم به دست او است! در آن هنگام، ثروتمندان امتم، براى تفريح به حج مى‏روند و طبقه متوسط براى تجارت، و فقيران آنها براى ريا و تظاهر! در آن زمان اقوامى پيدا مى‏شوند كه قرآن را براى غير خدا فرا مى‏گيرند و با آن همچون آلات لهو، رفتار مى‏كنند! و اقوامى روى كار مى‏آيند كه براى غير خدا علم دين فرا مى‏گيرند! فرزندان نامشروع فراوان مى‏شوند، و قرآن را به صورت غنا مى‏خوانند و براى دنيا بر يكديگر سبقت مى‏گيرند.

سلمان عرض كرد: اى رسول خدا! آيا اين امر واقع مى‏شود؟!

فرمود: آرى، سوگند به كسى كه جانم به دست او است! اين در زمانى است كه پرده‏هاى حرمت دريده و گناه فراوان مى‏شود. بدان بر نيكان مسلط مى‏گردند. دروغ زياد و لجاجت آشكار مى‏شود. فقر فزونى مى‏گيرد. مردم با انواع لباس‏ها بر يكديگر فخر مى‏فروشند. باران‏هاى بى‏موقع مى‏بارد. قمار و آلات موسيقى را جالب مى‏شمرند، و امر به معروف و نهى از منكر را زشت مى‏دانند؛ به گونه‏اى كه مؤمن در آن زمان از همه امت خوارتر مى‏شود. قاريان قرآن و عبادت كنندگان پيوسته به يكديگر بدگويى مى‏كنند و آنها را در ملكوت آسمان‏ها افرادى پليد و آلوده مى‏خوانند.

سلمان عرض كرد: اى رسول خدا! آيا اين امر واقع مى‏شود؟!

فرمود: آرى، سوگند به كسى كه جانم در دست او است! در آن هنگام ثروتمند رحمى بر فقير نمى‏كند، تا آنجا كه نيازمندى در ميان جمعيت به پا مى‏خيزد و اظهار حاجت مى‏كند، و هيچ كس چيزى در دست او نمى‏نهد!

سلمان گفت: اى رسول خدا! آيا اين امر شدنى است؟!

فرمود: آرى سوگند به كسى كه جانم به دست او است! در آن هنگام «رويبضة» سخن مى‏گويد!

سلمان عرض‏كرد: پدر ومادرم فدايت باد اى رسول خدا! «رويبضة» چيست؟

فرمود: كسى درباره محروم سخن مى‏گويد كه هرگز سخن نمى‏گفت (و كسى اظهار نظر مى‏كند كه مجال اظهار نظر به او نمى‏دادند).

در اين هنگام طولى نمى‏كشد كه فريادى از زمين بر مى‏خيزد، آن چنان كه هر گروهى خيال مى‏كند اين فرياد در منطقه آنها است.

باز مدتى كه خدا مى‏خواهد به همان حال مى‏مانند، سپس در اين مدت زمين را مى‏شكافند و زمين پاره‏هاى دل خود را بيرون مى‏افكند. فرمود: منظورم طلا و نقره است. سپس به ستون‏هاى مسجد با دست مباركش اشاره كرد و فرمود: همانند اينها! و درآن روز ديگر طلا ونقره‏به‏درد نمى‏خورد.

[و فرمان الهى فرا مى‏رسد]. اين است معناى سخن پروردگار:

«فَقَدْ جاءَ اَشْراطُها».(56) (57)

نيز ] نشانه‏هاى ظهور

اصحاب قائم‏عليه السلام ] ياران مهدى‏عليه السلام