از روايات استفاده مىشود دوران غيبت حضرت مهدىعليه السلام، به دو دوره كاملاً متمايز از يكديگر تقسيم شده است. دوران غيبت صغرى ( غيبت صغرى) و دوران غيبت كبرى. ( غيبت كبرى)
برخى از دانشمندان شيعى اگرچه آغاز غيبت صغرى را از هنگام تولد آن حضرت دانستهاند؛ ولى بيشتر علماى شيعه آغاز آن را شهادت امام حسن عسكرىعليه السلام و پايان آن را تا آغاز غيبت كبرى (سال 329 ه .) دانستهاند.
بدون ترديد در زمان حيات امام حسن عسكرىعليه السلام، گروهى از شيعيان خاصّ و نزديكان آن حضرت، به شرف ديدار فرزند بزرگوار ايشان حضرت حجّتعليه السلام نائل شدهاند. اما آنچه محل بحث واقع شده اينكه آيا پس از شهادت امام حسن عسكرىعليه السلام نيز امكان ملاقات بوده يا خير.
از روايات و حكايات استفاده مىشود اگرچه ديدار با حضرت حجّت، مانند دوران حيات پدر بزرگوارشان نبوده است؛ ولى در عين حال گروهى با آن حضرت ديدار داشتهاند كه شيخ صدوقرحمه الله، در كتاب شريف كمالالدين و تمام النعمة و ديگران اسامى آنان را ذكر كردهاند.
شيعيان، از مناطق گوناگون جهان اسلام، براى درك حضور حضرت، به عراق و حجاز سفر مىكردند. گروهى موفق به ديدار حضرت حجّتعليه السلام مىشدند و گروهى نيز، با رسيدن به محضر نمايندگان ويژه حضرت، يقين به وجود مبارك امامعليه السلام پيدا مىكردند و وجوهاتى را كه براى آن حضرت آورده بودند، به نمايندگان ايشان مىدادند.
در اين زمان، ارتباط با حضرت، معمولاً از طريق نايبان خاصّ، برقرار مىشد. ( توقيع) اين دوره، با مرگ آخرين سفير امام عصر، ابوالحسن سمرى (در شعبان 329 ه) به پايان رسيد.
حضرت مهدىعليه السلام در آخرين پيام خود به آخرين نايب خاصّ - پس از اعلام پايان غيبت صغرى و آغاز غيبت تامه (كبرى) - در بخشى از آن چنين فرمود: «و به زودى از شيعيان من مىآيند كسانى كه ادعاى مشاهده خواهند كرد. آگاه باشيد، هر كس پيش از خروج سفيانى و صيحه (آسمانى)، ادعاى مشاهده كند، او دروغگوى افترا زننده است».(896)
چنان كه گذشت نظر دانشمندان شيعى درباره ارتباط با مهدىعليه السلام در دوران غيبت به دو دسته تقسيم شد: امكان و عدم امكان. پيش از نقل دليلهاى هر يك از اين دو ديدگاه و بررسى آنها، لازم است در معناى رؤيت، ملاقات، فيض حضور و شهود - كه مراتب رؤيت هستند - اندكى به بحث بپردازيم و درباره معناى «مشاهده» بحث كنيم.
1. «رؤيت» به معناى ديدن است؛ ديدن بدون شناخت حضرت. اين معنا دو صورت پيدا
مىكند:
الف. گاهى ايشان در جمعى و مراسمى شركت مىكند، مردم وى را مىبينند، ولى
نمىدانند كه او، حضرت حجّتعليه السلام است و بعد هم، متوجه اين امر نمىشوند.
ب. در هنگام مشاهده حضرت، متوجه نباشند؛ ولى بعد متوجه و يا معتقد گردند
شخصيتى را كه ديدهاند، حضرت حجّتعليه السلام بوده است.
2. «ملاقات» به معناى ديدن با شناخت است؛ يعنى، كسى حضرت را ببيند و معتقد بشود شخصى را كه ديده، امام عصرعليه السلام است و به اين امر، اطمينان داشته باشد.
3. «فيض حضور»، به معناى ديدن حضرت و شناخت ايشان، همراه با سؤال و جواب است؛ يعنى، افزون بر اينكه حضرت را ديده و شناخته است، از ايشان نيز سؤال كرده و با وى به گفتوگو پرداخته است. اين مرحله و رتبه از همه مراحل بالاتر و ارزندهتر است.
4. «شهود» به معناى آگاهى به وجود حضرت. از راه سير و سلوك است؛ يعنى، اهل معرفت، با شناخت و دركى كه از حقايق عالم دارند، پى به حقيقت وجود حضرت مىبرند و ايشان را مىشناسند. گاهى ممكن است مدعى شوند كه با مكاشفه، با حضرت، ارتباط برقرار كردهاند.
5. «ديدار در خواب»؛ اين، از مقوله بحث ما خارج است. محور اصلى بحث ما، در بخش دوم معناى اوّل و معناى دوم و سوم است؛ زيرا بر معناى اوّل «رؤيت»، امرى مترتب نيست و كسى ادعايى نمىتواند داشته باشد. سخن از رؤيت در خواب نيز نيست؛ چرا كه ديگر امامانعليهم السلام نيز امكان دارد به خواب افراد صالح، بيايند. البته با خواب مسأله دينى و مشكل فقهى قابل حل نيست و افراد نمىتوانند با استناد به آن، حكم شرعى صادر كنند و گاهى شايد زمينه باشد براى راهنمايى و هدايت به سوى يك برهان و دليل شرعى، يا حل مشكل اجتماعى و يا اتفاقى كه در آينده خواهد افتاد.
اين بحث، ديدار از راه مكاشفه را از جهت امكان و عدم امكان شامل نمىگردد؛ ولى حكم مدعى ديدار را مشخص مىكند كه قابل اثبات و پذيرش نيست و حق اظهار نظر ندارد.
6. مشاهده؛ مشاهده را به معناى ديدن با حواس همراه با حضور و شناخت دانستهاند كه گاهى امكان دارد با گفتوگو و سؤال همراه باشد. و مدعى مشاهده مىگويد: حضرت را ديده و شناخته؛ گرچه شناخت وى بعد از ديدن باشد.
همانطور كه اشاره شد در اين باره چند ديدگاه وجود دارد:
يك. در دوران غيبت كبرى، امكان ارتباط و مشاهده، وجود ندارد.
دو. براى اولياى الهى، امكان ديدن و بهره بردن از محضر آن بزرگ، وجود دارد.