فرهنگ نامه مهدویت

خدامراد سلیمیان‏

نسخه متنی -صفحه : 201/ 164
نمايش فراداده

يك . دوران غيبت صغرى

از روايات استفاده مى‏شود دوران غيبت حضرت مهدى‏عليه السلام، به دو دوره كاملاً متمايز از يكديگر تقسيم شده است. دوران غيبت صغرى ( غيبت صغرى) و دوران غيبت كبرى. ( غيبت كبرى)

برخى از دانشمندان شيعى اگرچه آغاز غيبت صغرى را از هنگام تولد آن حضرت دانسته‏اند؛ ولى بيشتر علماى شيعه آغاز آن را شهادت امام حسن عسكرى‏عليه السلام و پايان آن را تا آغاز غيبت كبرى (سال 329 ه .) دانسته‏اند.

بدون ترديد در زمان حيات امام حسن عسكرى‏عليه السلام، گروهى از شيعيان خاصّ و نزديكان آن حضرت، به شرف ديدار فرزند بزرگوار ايشان حضرت حجّت‏عليه السلام نائل شده‏اند. اما آنچه محل بحث واقع شده اينكه آيا پس از شهادت امام حسن عسكرى‏عليه السلام نيز امكان ملاقات بوده يا خير.

از روايات و حكايات استفاده مى‏شود اگرچه ديدار با حضرت حجّت، مانند دوران حيات پدر بزرگوارشان نبوده است؛ ولى در عين حال گروهى با آن حضرت ديدار داشته‏اند كه شيخ صدوق‏رحمه الله، در كتاب شريف كمال‏الدين و تمام النعمة و ديگران اسامى آنان را ذكر كرده‏اند.

شيعيان، از مناطق گوناگون جهان اسلام، براى درك حضور حضرت، به عراق و حجاز سفر مى‏كردند. گروهى موفق به ديدار حضرت حجّت‏عليه السلام مى‏شدند و گروهى نيز، با رسيدن به محضر نمايندگان ويژه حضرت، يقين به وجود مبارك امام‏عليه السلام پيدا مى‏كردند و وجوهاتى را كه براى آن حضرت آورده بودند، به نمايندگان ايشان مى‏دادند.

در اين زمان، ارتباط با حضرت، معمولاً از طريق نايبان خاصّ، برقرار مى‏شد. ( توقيع) اين دوره، با مرگ آخرين سفير امام عصر، ابوالحسن سمرى (در شعبان 329 ه) به پايان رسيد.

دو . دوران غيبت كبرى

حضرت مهدى‏عليه السلام در آخرين پيام خود به آخرين نايب خاصّ - پس از اعلام پايان غيبت صغرى و آغاز غيبت تامه (كبرى) - در بخشى از آن چنين فرمود: «و به زودى از شيعيان من مى‏آيند كسانى كه ادعاى مشاهده خواهند كرد. آگاه باشيد، هر كس پيش از خروج سفيانى و صيحه (آسمانى)، ادعاى مشاهده كند، او دروغگوى افترا زننده است».(896)

چنان كه گذشت نظر دانشمندان شيعى درباره ارتباط با مهدى‏عليه السلام در دوران غيبت به دو دسته تقسيم شد: امكان و عدم امكان. پيش از نقل دليل‏هاى هر يك از اين دو ديدگاه و بررسى آنها، لازم است در معناى رؤيت، ملاقات، فيض حضور و شهود - كه مراتب رؤيت هستند - اندكى به بحث بپردازيم و درباره معناى «مشاهده» بحث كنيم.

1. «رؤيت» به معناى ديدن است؛ ديدن بدون شناخت حضرت. اين معنا دو صورت پيدا مى‏كند: الف. گاهى ايشان در جمعى و مراسمى شركت مى‏كند، مردم وى را مى‏بينند، ولى نمى‏دانند كه او، حضرت حجّت‏عليه السلام است و بعد هم، متوجه اين امر نمى‏شوند.
ب. در هنگام مشاهده حضرت، متوجه نباشند؛ ولى بعد متوجه و يا معتقد گردند شخصيتى را كه ديده‏اند، حضرت حجّت‏عليه السلام بوده است.

2. «ملاقات» به معناى ديدن با شناخت است؛ يعنى، كسى حضرت را ببيند و معتقد بشود شخصى را كه ديده، امام عصرعليه السلام است و به اين امر، اطمينان داشته باشد.

3. «فيض حضور»، به معناى ديدن حضرت و شناخت ايشان، همراه با سؤال و جواب است؛ يعنى، افزون بر اينكه حضرت را ديده و شناخته است، از ايشان نيز سؤال كرده و با وى به گفت‏وگو پرداخته است. اين مرحله و رتبه از همه مراحل بالاتر و ارزنده‏تر است.

4. «شهود» به معناى آگاهى به وجود حضرت. از راه سير و سلوك است؛ يعنى، اهل معرفت، با شناخت و دركى كه از حقايق عالم دارند، پى به حقيقت وجود حضرت مى‏برند و ايشان را مى‏شناسند. گاهى ممكن است مدعى شوند كه با مكاشفه، با حضرت، ارتباط برقرار كرده‏اند.

5. «ديدار در خواب»؛ اين، از مقوله بحث ما خارج است. محور اصلى بحث ما، در بخش دوم معناى اوّل و معناى دوم و سوم است؛ زيرا بر معناى اوّل «رؤيت»، امرى مترتب نيست و كسى ادعايى نمى‏تواند داشته باشد. سخن از رؤيت در خواب نيز نيست؛ چرا كه ديگر امامان‏عليهم السلام نيز امكان دارد به خواب افراد صالح، بيايند. البته با خواب مسأله دينى و مشكل فقهى قابل حل نيست و افراد نمى‏توانند با استناد به آن، حكم شرعى صادر كنند و گاهى شايد زمينه باشد براى راهنمايى و هدايت به سوى يك برهان و دليل شرعى، يا حل مشكل اجتماعى و يا اتفاقى كه در آينده خواهد افتاد.

اين بحث، ديدار از راه مكاشفه را از جهت امكان و عدم امكان شامل نمى‏گردد؛ ولى حكم مدعى ديدار را مشخص مى‏كند كه قابل اثبات و پذيرش نيست و حق اظهار نظر ندارد.

6. مشاهده؛ مشاهده را به معناى ديدن با حواس همراه با حضور و شناخت دانسته‏اند كه گاهى امكان دارد با گفت‏وگو و سؤال همراه باشد. و مدعى مشاهده مى‏گويد: حضرت را ديده و شناخته؛ گرچه شناخت وى بعد از ديدن باشد.

همانطور كه اشاره شد در اين باره چند ديدگاه وجود دارد:

يك. در دوران غيبت كبرى، امكان ارتباط و مشاهده، وجود ندارد.
دو. براى اولياى الهى، امكان ديدن و بهره بردن از محضر آن بزرگ، وجود دارد.