فرهنگ نامه مهدویت

خدامراد سلیمیان‏

نسخه متنی -صفحه : 201/ 22
نمايش فراداده

امام زمان‏عليه السلام

امام زمان‏عليه السلام، پيشواى دوازدهم شيعه اماميّه، مهدى موعود، يگانه فرزند امام حسن عسكرى‏عليه السلام و واپسين امام است. همه شيعيان دوازده امامى، به اجماع بر امامت آن حضرت متفق‏اند و او را زنده و از انظار غايب و حضرتش را نقطه اميد خود و منجى عالم بشريت مى‏دانند.

پيوسته در حوادث سهمگين زندگى، بدو پناه مى‏برند و منتظر فرج او هستند؛ تا آن گاه كه حكمت الهى اقتضاى ظهور، خلافت و تصرف ظاهرى آن حضرت را بكند و بنا به وعده خداوند زمين را از عدل و داد و مساوات پر كند و عظمت شريعت را تجديد نمايد و احكام الهى را در ميان مردم جارى سازد.

نام آن حضرت همان نام حضرت رسول (م، ح، م، د) است. در اخبار شيعه از بردن نام ايشان منع شده است و اكثر علماى شيعه نام ايشان را به تصريح ذكر نمى‏كنند. اين روايات شايد مربوط به زمان كودكى و دوران پيش از غيبت ايشان بوده است تا مخالفان - كه به شدت در تعقيب ايشان بودند - به وجود ايشان پى نبرند، از آن حضرت با القابى چون مهدى، حجّت، قائم، منتظَر، بقيَّةُاللّه و صاحب زمان، خلف صالح، امام زمان، ولى عصر، امام عصر و... ياد مى‏شود و يا به كنايه او را الحضرة، الناحية المقدسة، الغريم و... مى‏نامند.

تولد ايشان در شب نيمه شعبان سال 255 ق روى داده است. مادرش ام ولد و بانويى رومى بود كه نرجس (نرگس) و به قولى مليكه نام داشت. او را نواده قيصر روم گفته‏اند و در روايات به چگونگى ازدواج حضرت عسكرى‏عليه السلام با اين بانو و نيز كيفيت ولادت امام و معجزات آن حضرت اشاره شده است.

به موجب اين روايات، آن حضرت از روز ولادت از انظار پنهان نگاه داشته مى‏شد؛ ولى برخى از خانواده و خواص صحابه او را زيارت مى‏كردند. امام عسكرى‏عليه السلام اصحاب خود را از غيبت قريب‏الوقوع ايشان مطلع مى‏ساخت. در شمايل حضرتش گفته‏اند: در شكل و خوى شبيه جدش پيغمبرصلى الله عليه وآله است. آخرين بار وقتى كه امام دوازدهم در جمع مردم ديده شد، هنگام خواندن نماز بر جنازه پدر بزرگوارش (ربيع‏الاول 260 ق) بود و پس از آن غيبت آن حضرت آغاز شد. بنابر اخبار و روايات شيعه، آن حضرت دو غيبت دارد: صغرى و كبرى كه قصرى و طولى نيز مى‏گويند. غيبت صغرى 69 سال (از شهادت امام عسكرى‏عليه السلام تا سال 329 ق) طول كشيد و در اين مدت چهار سفير يا نايب - كه ايشان را «نواب» يا «ابواب» يا «سفراء» مى‏خواندند - نامه‏ها و توقيعات حضرت را به مردم مى‏رساندند و خود به زيارت ايشان نايل مى‏شدند.

بجز اين چهار تن - كه «سفراء محمودون» و «نواب مرضيون» ناميده مى‏شوند - ظاهراً كسانى ديگر نيز در مدت غيبت صغرى، به حضور امام رسيده‏اند. امّا كسانى هم بوده‏اند كه به دروغ ادعاى سفارت و نيابت نموده‏اند و مورد تكذيب و لعن سخت حضرت مهدى‏عليه السلام و نواب خاصّ و شيعيان قرار گرفته‏اند؛ از قبيل «شريعى»، «نميرى»، «حسين حلاج»، «شلمغانى» و... .

با پايان زندگى على بن محمد سمرى (نايب چهارم)، عصر نيابت خاصه به انتها رسيد و دوره نيابت عامّه آغاز گرديد. به اين معنا كه از سوى امام شرايطى كلى و به طور عام تعيين شد كه در هر زمان بر هر كسى منطبق شد، سخنش سخن امام بوده و اطاعتش واجب و مخالفتش حرام خواهد بود.

اعتماد شيعه اماميّه بر غيبت امام دوازدهم و زنده بودن او در طى قرون متمادى، اعتماد به ظهور او در آينده، خروج او از پرده استتار، گرفتن حكومت و خلافت الهى و... موجب سؤالات و شبهات فراوانى از جانب مخالفان شيعه اماميّه شده است و علماى شيعه به خوبى در هر عصرى به اين موارد پاسخ داده‏اند.

اعتقاد به امام حى قائم و انتظار ظهور او و نيابت فقها، از نظر سياسى، فرهنگى و دينى نتايج مهمى در تاريخ تشيّع داشته است و تكيه گاه شيعيان و سبب انسجام و اتحاد جامعه ايشان و زنده ماندن روح انقلاب و مقاومت در آنان بوده است.

اين انگاره موجب گرديده است كه هميشه عده‏اى در صدد تحصيل علم و وصول به مقام اجتهاد بر آيند. مدارس بزرگ شيعه در ايران، عراق، هند و ساير بلاد آسيا و آفريقا، نه تنها موجب بقا و قوّت تشيّع بوده است؛ بلكه معارف پربار تشيّع را ترويج كرده و مشعل دانش و خرد را در تاريك‏ترين ادوار تاريخ روشن نگه داشته است.(75)

نيز ] مهدى‏عليه السلام، حجت، قائم، منتظَر، بقيةاللّه، صاحب الزمان، ناحيه مقدسه، عزيم،...