فرهنگ نامه مهدویت

خدامراد سلیمیان‏

نسخه متنی -صفحه : 201/ 24
نمايش فراداده

اماميّه

اماميّه، نام عمومى فرقه‏هايى است كه به امامت بلافصل على بن ابيطالب‏عليه السلام و فرزندان او معتقدند.(77)

از ديدگاه آنان، جهان از امام تهى نتواند بود و منتظر خروج واپسين امام هستند كه در آخِرُالزّمان ظهور مى‏كند و جهان را پس از آنكه پر از ستم و بيداد شده، مالامال از عدل و داد مى‏فرمايد.

«امام» (از ريشه امّ) به معناى قصد كردن است و «امام» كسى است كه مقتدا و پيشواى ديگران باشد. به قافله سالار نيز امام گويند.(78)

در قران كريم به معناى راهنما و دليل و... آمده است. پيش نماز را نيز امام گويند و به اين معنا نخستين امام مسلمين حضرت ختمى مرتبت بود و پس از وى پيشوايى و پيش نمازى به جانشينان او رسيد.(79)

«امامت» در شيعه رياست عامّه مسلمانان در امور دين و دنيا و نيابت از پيامبرصلى الله عليه وآله است. عقلاً واجب است كه پيغمبر براى خود جانشينى تعيين كند؛ زيرا امامت «لطف خداوند» بر بشر است و اگر براى مردمان پيشواى عادلى باشد كه از او اطاعت كنند تا حق مظلوم را از ظالم بستاند و ستمگران را از بيداد و ستم باز دارد و مردم را به صلاح و سداد آورد؛ موجب خير دنيا و آخرت ايشان خواهد بود.

در نظر شيعه اماميّه، امام بايد داراى اوصاف و شرايطى باشد:

يكم. بايد «معصوم» باشد؛ يعنى، با وجود قدرت بر انجام فعل، هيچ انگيزه‏اى بر ترك طاعت و ارتكاب معصيت عمداً و يا سهواً در او وجود نداشته باشد.

دوم. امام بايد «مَنصُوصٌ عليه» باشد؛ زيرا عصمت از امور باطنى است و كسى جز خداوند بر آن آگاه نيست. پس خداوند - كه بر عصمت او دانا است - بايد به امامت او به نص حكم كند و يا كرامتى از امام صادر شود، كه صدق دعوى او را برساند.

سوم. امام بايد «اَفْضَل» مردم زمان خود باشد.

چهارم. امام بر حق بعد از پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله، حضرت على‏عليه السلام و بعد از آن يازده فرزند او هستند كه همه معصوم و در عهد خود افضل خلايق بودند. آنان به نص صريح امام قبلى، به اين مقام تعيين شده‏اند.

همچنين شيعيان اماميّه اثنى عشريه معتقدند: امامان داراى «علم لَدُنّى» هستند و آن علمى است كه مفهوم تمام دين و علوم غيبى و همه دانستنى‏هاى جهان را در بر مى‏گيرد. اين علم لدنى و مخفى، بر حضرت على‏عليه السلام مكشوف شد و از آن حضرت پياپى به ديگر امامان منتقل گرديد، بنابراين امام از همه وقايع گذشته و آينده جهان اطلاع دارد. همچنين معتقدند: به جاى «وحى» - كه بر پيغمبران نازل مى‏گردد - امامان ملهم از غيب هستند و خداوند امور غيبى را به آنان الهام مى‏كند.

و ايشان را از اسرار عالم آگاه مى‏سازد؛ با اين فرق كه پيغمبرصلى الله عليه وآله جبرئيل را مى‏ديد و كلام او را مى‏شنيد؛ اما امام كلام جبرئيل را مى‏شنود ولى او را نمى‏بيند.

از ديدگاه شيعه اماميّه، وجود امام بر روى زمين، دليل «لطف خداوند» بر خلايق است. حكمت و عدالت اقتضاى چنين لطفى را مى‏كند؛ از اين جهت خداوند در هر عصرى امامى را بر مردم مى‏گمارد، تا هادى و رهبر ايشان باشد و آنان را از خطا و گمراهى نگه دارد.

نيز ] اثنى عشرى، مُحَدَّث، شيعه.