اماميّه، نام عمومى فرقههايى است كه به امامت بلافصل على بن ابيطالبعليه السلام و فرزندان او معتقدند.(77)
از ديدگاه آنان، جهان از امام تهى نتواند بود و منتظر خروج واپسين امام هستند كه در آخِرُالزّمان ظهور مىكند و جهان را پس از آنكه پر از ستم و بيداد شده، مالامال از عدل و داد مىفرمايد.
«امام» (از ريشه امّ) به معناى قصد كردن است و «امام» كسى است كه مقتدا و پيشواى ديگران باشد. به قافله سالار نيز امام گويند.(78)
در قران كريم به معناى راهنما و دليل و... آمده است. پيش نماز را نيز امام گويند و به اين معنا نخستين امام مسلمين حضرت ختمى مرتبت بود و پس از وى پيشوايى و پيش نمازى به جانشينان او رسيد.(79)
«امامت» در شيعه رياست عامّه مسلمانان در امور دين و دنيا و نيابت از پيامبرصلى الله عليه وآله است. عقلاً واجب است كه پيغمبر براى خود جانشينى تعيين كند؛ زيرا امامت «لطف خداوند» بر بشر است و اگر براى مردمان پيشواى عادلى باشد كه از او اطاعت كنند تا حق مظلوم را از ظالم بستاند و ستمگران را از بيداد و ستم باز دارد و مردم را به صلاح و سداد آورد؛ موجب خير دنيا و آخرت ايشان خواهد بود.
در نظر شيعه اماميّه، امام بايد داراى اوصاف و شرايطى باشد:
يكم. بايد «معصوم» باشد؛ يعنى، با وجود قدرت بر انجام فعل، هيچ انگيزهاى بر ترك طاعت و ارتكاب معصيت عمداً و يا سهواً در او وجود نداشته باشد.
دوم. امام بايد «مَنصُوصٌ عليه» باشد؛ زيرا عصمت از امور باطنى است و كسى جز خداوند بر آن آگاه نيست. پس خداوند - كه بر عصمت او دانا است - بايد به امامت او به نص حكم كند و يا كرامتى از امام صادر شود، كه صدق دعوى او را برساند.
سوم. امام بايد «اَفْضَل» مردم زمان خود باشد.
چهارم. امام بر حق بعد از پيامبر اكرمصلى الله عليه وآله، حضرت علىعليه السلام و بعد از آن يازده فرزند او هستند كه همه معصوم و در عهد خود افضل خلايق بودند. آنان به نص صريح امام قبلى، به اين مقام تعيين شدهاند.
همچنين شيعيان اماميّه اثنى عشريه معتقدند: امامان داراى «علم لَدُنّى» هستند و آن علمى است كه مفهوم تمام دين و علوم غيبى و همه دانستنىهاى جهان را در بر مىگيرد. اين علم لدنى و مخفى، بر حضرت علىعليه السلام مكشوف شد و از آن حضرت پياپى به ديگر امامان منتقل گرديد، بنابراين امام از همه وقايع گذشته و آينده جهان اطلاع دارد. همچنين معتقدند: به جاى «وحى» - كه بر پيغمبران نازل مىگردد - امامان ملهم از غيب هستند و خداوند امور غيبى را به آنان الهام مىكند.
و ايشان را از اسرار عالم آگاه مىسازد؛ با اين فرق كه پيغمبرصلى الله عليه وآله جبرئيل را مىديد و كلام او را مىشنيد؛ اما امام كلام جبرئيل را مىشنود ولى او را نمىبيند.
از ديدگاه شيعه اماميّه، وجود امام بر روى زمين، دليل «لطف خداوند» بر خلايق است. حكمت و عدالت اقتضاى چنين لطفى را مىكند؛ از اين جهت خداوند در هر عصرى امامى را بر مردم مىگمارد، تا هادى و رهبر ايشان باشد و آنان را از خطا و گمراهى نگه دارد.
نيز ] اثنى عشرى، مُحَدَّث، شيعه.