فرهنگ نامه مهدویت

خدامراد سلیمیان‏

نسخه متنی -صفحه : 201/ 34
نمايش فراداده

« ب »

باب

«باب» در فارسى به معناى پدر، سزاوار، ملايم، متعارف و حاجب است. اين واژه در عربى به معناى «در» (محل ورود و خروج) به كار مى‏رود. راغب مى‏گويد: محل دخول و ورود به چيزى را باب مى‏خوانند؛ مانند «باب‏المدينة» يا «باب‏البيت».

از ائمه‏عليهم السلام به عنوان «بابُ اللّه» ياد شده است(134)؛ بدين معنا كه هر كس اراده لقاى خداوند را دارد، تنها راه رسيدن به آن، ايشان هستند. در دعاى ندبه مى‏خوانيم! «أيْنَ بَابُ اللَّهِ الَّذِى مِنْهُ يُؤتى‏؟»(135) بنابراين «باب»؛ يعنى، چيزى كه مى‏توان به وسيله آن به چيز ديگر رسيد. حديث «اَنَا مَدِينَةُ العِلْمِ وَ عَليٌّ بابُها»(136) بدان معنا است كه به وسيله حضرت على‏عليه السلام مى‏توان به شهر علم دست يافت.

«باب» در اصطلاح كسى است كه به معصومان‏عليهم السلام بسيار نزديك است و در همه كارها يا كارى خاصّ نماينده مخصوص آنان شمرده مى‏شود.

بر اين اساس مى‏توان وكيل يا نماينده شخص را «باب» ناميد. در گذشته تمام وكلا و سفيران ائمه‏عليهم السلام را «باب» مى‏خواندند. به تدريج اين واژه با سوء استفاده مدعيان دروغين «بابيّت» روبه‏رو شد و بار ارزشى‏اش را از دست داد. باب در روايات متعدد بر معصومان‏عليهم السلام اطلاق گرديده است؛ مانند «بابُ‏الحَوائج»(137) «بابُ حِطَة»(138) «بابُ مَدينَةِ عِلْمِ النَّبىّ‏صلى الله عليه وآله»، «بابُ الحِكْمَةِ»(139) و «بابُ‏اللَّه». افزون بر اين چنان كه ابن شهر آشوب مى‏نويسد:

جمعى از اصحاب ائمه‏عليهم السلام باب آن بزرگواران بوده‏اند؛ مانند رشيد هجرى (باب سيد الشهداءعليه السلام)، يحيى بن ام الطويل مطعمى (باب حضرت سجّادعليه السلام)، جابربن يزيد جعفى (باب امام باقرعليه السلام)، محمدبن سنان (باب امام صادق‏عليه السلام)، علامه مجلسى‏رحمه الله نيز «باب الائمة» شناخته شده است.

ادعاهاى نادرست كسانى چون سيدعلى محمد باب، اين واژه را از جايگاه واقعى‏اش دور و متروك ساخت؛ به گونه‏اى كه امروزه كمتر به كار مى‏رود و اغلب براى اشاره به كسانى است كه به دروغ خود را نماينده معصومان معرفى مى‏كنند.