ديدگاه قرآن درباره سرانجام بشر، ديدگاهى خوشبينانه است و در آن پايان دنيا پايانى روشن و سعادتآميز دانسته شده است. سرانجامِ سعادتمند جهان، همان تحقّق كامل غرض از آفرينش انسانها است كه چيزى جز عبادت خداوند نخواهد بود: «وَ مَا خَلَقتُ الجِنَّ وَالإِنسَ إِلاَّ لِيَعْبُدونَ».(192) عبوديّت الهى در سطوح گوناگون فردى و اجتماعى آن، براساس برنامهريزى خداوند و در چارچوب اصل اختيار واقع شده و غالب انسانها از آن بهرهمند مىشوند: «وَعدَاللّهُ الَّذِينَ ءَامَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّلِحتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِى الأَرْضِ... وَلَيُمَكِّننَّ لَهُمْ دِينَهُم الَّذِى ارْتَضَى لَهُمْ وَلَيُبدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعدِ خَوفِهِمْ أَمْناً يَعْبُدُونَنِى لاَيُشْرِكُونَ بِىشَيئاً»(193) و «هُوَ الَّذِى أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالهُدى وَدِينِ الحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ»(194)و(195)
آيات ناظر به آينده جوامع انسانى، بر عنصر خوشبينى در جريان كلّى نظام طبيعت و طرد عنصر بدبينى درباره پايان كار بشر، تأكيد ورزيده، به نوعى فلسفه تاريخ بر اساس سير صعودى و تكاملى آن اشاره دارد.(196) از نگاه اسلام، دين با پشت سر گذاشتن مراحل مختلف، در كاملترين شكل خود به بشر عرضه شده است: «اَليَومَ أَكمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتمَمتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتي وَرَضيتُ لَكُم الإِسلمَ دِيناً»(197) و همواره با انتقال از جامعهاى به جامعه ديگر شكوفاتر مىگردد: «مَنْ يَرتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوفَ يَأتِى اللّهُ بِقَومٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ»(198)و(199) خداوند از پيامبران گذشته، پيمان گرفته كه به پيامبر خاتمصلى الله عليه وآله ايمان آورده، به او يارى رسانند.(200)
بنابراين، تمام نبوّتها و شرايع پيشين، مقدمه و پيش در آمد شريعت ختميّهاند.(201) از ظاهر برخى آيات، چون «والسَّبقونَ السَّبِقونَ* أُولئِكَ المُقرَّبوُنَ...* ثُلَّةٌ مِن الأَوَّلين* وَقَليلٌ مِن الأَخِرين»(202) و نيز بعضى روايات(203) بر مىآيد كه پيشينيان از مردم آخِرُالزّمان، فضيلت و مرتبه بالاترى داشتهاند؛(204) امّا اهل تفسير، سبقت گرفتگان را پيامبران و اصحابشان دانسته و سبقت را فضيلتى براى اقوام گذشته نشمردهاند؛ زيرا طبيعى است كه اصحاب پيامبرصلى الله عليه وآله، نسبت به تمام پيامبران ديگر و اصحابشان بسيار كمتر باشند.(205) البته رواياتى نيز حاكى از نسخ آيه مزبور نقل شده(206) كه درست به نظر نمىرسد(207) و به دليل سطح بالاى معرفت مردم آخِرُالزّمان، معجزات حسّى اقوام گذشته، جاى خود را در اسلام به معجزه عقلى و علمى (قرآن) مىدهد.(208)
طبق روايات، سوره توحيد و شش آيه آغازين حديد، براى اقوامى در آخِرُالزّمان نازل شده كه در كاوشهاى دينى، از اقوام پيشين ژرف انديشتر و دقيقاند.(209) در روايات متعدد ديگر نيز دوره آخِرُالزّمان و مردم آن - به رغم وقوع فتنهها و آشوبهاى بسيار - بهترين زمان و بهترين مردم شناسانده شدهاند.(210) بنابراين، ميان ديدگاه خوشبينانه اسلام درباره پايان تاريخ و ظهور آفتهاى اجتماعى بسيار در آن دوره، هيچگونه تنافى وجود ندارد. برخى از پيامبران نيز به دليل فضيلت مردم آخِرُالزّمان، از خداوند خواستهاند كه نام و راهشان در ميان آنان جاويد بماند.(211)و(212) قرآن، امت پيامبر را معتدلترين و در نتيجه كاملترين «و كَذلِكَ جَعَلنكُمْ أُمَّةً وَسَطاً»(213)و(214) و بهترين امّت «خَيرَ أُمَّةٍ اُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ»(215) معرفى مىكند.(216) بر همين اساس، خوارق عادت در آخِرُالزّمان به كمترين ميزان رسيده، خداوند از طريق سنتهاى طبيعى تاريخ، جوامع بشرى را با آزمايشهاى مختلف به حدى از بلوغ، شعور و تجربه مىرساند كه زمينه حكومت جهانى صالحان مهيا شده(217) و براساس سنّت هميشگى خويش، مؤمنان را بر همه موانع چيره ساخته، به فتح و پيروزى پايدار مىرساند: «إِنَّهُم لَهُم المَنصُورونَ * وِإِنَّ جُندَنا لَهُمُ الغَلِبونَ».(218)
از مجموعه مباحث گذشته مىتوان نتيجه گرفت كه دوره اسلامى، همان دوره آخِرُالزّمان است كه تحقّق كامل ديدگاه مثبت اسلام، درباره پايان تاريخ، در عصر ظهور امام مهدىعليه السلام به وقوع خواهد پيوست.(219) نيز ] آخرالزمان، اشراط الساعة، حكومت جهانى مهدىعليه السلام