در روايات فراوانى ذكر شده كه پرچم حضرت مهدىعليه السلام هنگام ظهور، همان پرچم پيامبر اكرمصلى الله عليه وآله است. امام صادقعليه السلام فرمود: «مَعَهُ رَايَةُ رَسُول اللّهصلى الله عليه وآله». آنگاه حضرت در پاسخ شخصى كه پرسيد: آيا نزد او است يا اينكه براى او آورده مىشود؟ فرمود: «بلكه جبرئيل آن را خواهد آورد». بعد از آن ايشان فرمود: «با آن پرچم بر هيچ [قوم ستمگرى ]نمىگذرد، مگر آنكه خداوند آنها را هلاك مىسازد».(220)
شبيه همين روايت از امام سجادعليه السلام نيز نقل شده است.(221)
اهميت اين امر به قدرى زياد است كه در غيبت نعمانى بابى تدوين شده با اين عنوان كه پرچم پيامبر بعد از جنگ جمل، باز نخواهد شد؛ مگر به دست قائمعليه السلام.(222)
امام صادقعليه السلام درباره آن پرچم به ابوبصير فرمود:
«يا اَبا مُحَمَّدٍ ما هِىَ وَاللَّهِ قُطْنٌ وَلاكَتانٌ وَلاقَزٌّ وَلاحَريرٌ. قُلْتُ: فَمِنْ اَىِّ شَىْءٍ هِىَ قالَ مِن وَرَقِ الجَنّةِ نَشَرَها رَسُولُ اللّهِصلى الله عليه وآله يَومَ بَدرٍ ثُمَّ لَفَّها وَدَفَعَها اِلَى عَلىٍعليه السلام فَلَمْ تَزَلْ عِنْدَ عَلىٍّ حَتَّى اِذا كانَ يَوْمَ البَصْرَةِ نَشَرَها اَميرُالمُؤمِنينَ فَفَتَحَ اللَّهُ عَلَيهِ ثُمَّ لَفَّها وَهِىَ عِندَنا هُناكَ لا يَنْشُرُها اَحَدٌ حَتَّى يَقُومَ القائِمُ فَاِذا هُوَ قامَ نَشَرَها...»(223)
«اى ابا محمد! به خدا قسم آن پرچم نه از پنبه است و نه از كتان و نه از ابريشم و نه از حرير، عرض كردم: پس از چه چيزى است؟ فرمود: از ورق (برگ) بهشتى است. رسول خداصلى الله عليه وآله در روز بدر آن را برافراشت، و بعد آن را در هم پيچيد و به علىعليه السلام داد. پس همچنان نزد علىعليه السلام بود تا هنگامى كه روز بصره فرا رسيد، آن را برافراشت. پس خداوند پيروزى را نصيب او ساخت. سپس آن حضرت آن را در هم پيچيد و آن اينجا نزد ما است. هيچ كس آن را نخواهد گشود تا آن گاه كه قائمعليه السلام قيام كند و چون او قيام نمود، آن را برخواهد افراشت.».
و از علىعليه السلام روايت شده، آنگاه كه حضرت مهدىعليه السلام پرچم خويش را به اهتزاز در آورد بين مشرق و مغرب براى او روشن خواهد شد. «اِذا هَزَّ رايَتَهُ اَضاءَ لَها ما بَيْنَ المَشْرِقِ وَالمَغْرِبِ»(224)
نيز ] البيعة لله، جبرئيل،
در فرهنگ مهدويّت از وجود «پرچمهاى سياه از خراسان» به عنوان نشانه ظهور ياد شده و درباره آن رواياتى چند از معصومينعليهم السلام نقل شده است. مضمون اين روايات آن است كه پيش از ظهور امام مهدىعليه السلام در منطقه خراسان (خراسان قديم، شامل: قسمتهاى زيادى از ايران، افغانستان، تركمنستان، تاجيكستان و ازبكستان) انقلابى برپا مىشود و مردم در حالى كه پرچمهاى سياه را به اهتزاز در آوردهاند، به حركت در مىآيند.(225)
پديدار شدن اين نشانه ظاهراً در آستانه ظهور و يا اندكى پيش از آن خواهد بود؛ به گونهاى كه حضرت مهدىعليه السلام آنان را به سوى خويش فرا مىخواند.
امام باقرعليه السلام مىفرمايد: «تَنْزِلُ الرّاياتُ السُّودُ حَتّى تَخْرُجَ مِنْ خُراسان اِلَى الكُوفَةِ فَاِذا ظَهَرَ المَهْدِىُعليه السلام بَعَثَ اِلَيهِ بِالبَيْعَةِ»(226)؛ «پرچمهاى سياهى از خراسان بيرون مىآيد و به جانب كوفه به حركت در مىآيند. پس چون مهدىعليه السلام ظاهر شود، اينان كسى را جهت بيعت نزد آن حضرت مىفرستند».
به غير از اين روايت، احاديث ديگرى نيز وجود دارد كه نشان مىدهد خروج پرچمهاى سياه از خراسان، قيامى است كه در آينده و در آستانه ظهور برپا مىشود. در حقيقت، برخى از ياران حضرت مهدىعليه السلام همراه آن پرچمهاى سياه خواهند بود.(227)
رسول خداصلى الله عليه وآله فرموده است: «اِذَا رَأيْتُمُ الرّاياتِ السُّودَ قَد اَقْبَلَتْ مِنْ خُراسانَ فَأتُوها وَلَو حَبْواً عَلَى الثَّلْجِ فَاِنّ فيها خَليفَةَ المَهْدِىّ»؛(228)
برخى احتمال دادهاند: منظور از خروج پرچمهاى سياه از خراسان، همان قيام ابومسلم خراسانى (در سال 140ه .ق) عليه حاكميت هزار ماهه بنىاميه است.(229) كه به از هم گسستن حكومت بنىاميه و روى كارآمدن بنىعباس انجاميد! مستند اينان، روايت زكار از امام صادقعليه السلام و بعضى قراين و مؤيدات تاريخى است.
در اين روايت، با اشاره به نام و مشخصات ابومسلم خراسانى، از وى به عنوان صاحب پرچمهاى سياه، ياد شده است.(230)
اين احتمال درست نيست؛ زيرا روايت زكار - كه مهمترين مستند و دليل آن به شمار مىرود - از نظر سند ضعيف و غيرقابل اعتماد است. افزون بر اين، تطبيق اين نشانه بر شورش ابومسلم خراسانى، در پيش از يك قرن قبل از تولد امام مهدىعليه السلام و نشانه ظهور دانستن آن، بسيار بعيد است!
اين نكته نيز در خور توجه است كه حاكمان بنىعباس، تلاش مىكردند، قدرت را از دست بنىاميه بگيرند؛ از اين رو «نفس زكيّه» را مهدى معرفى مىكردند! و از جانب ديگر مىخواستند شورش ابومسلم خراسانى را در راستاى قيام مهدىعليه السلام و نشانه ظهور وى قلمداد كنند! بر اين اساس، بعيد نيست حاكمان بنىعباس، به دلخواه خويش، در اين روايات دست برده و آنها را با خود تطبيق كرده باشند.(231)
نيز ] نشانههاى ظهور