فرهنگ نامه مهدویت

خدامراد سلیمیان‏

نسخه متنی -صفحه : 201/ 92
نمايش فراداده

آيات تأويل شده به رجعت در آخِرُالزّمان

از روايات معصومين‏عليهم السلام استفاده مى‏شود: برخى از آيات قرآن به رجعت در زمان ظهور حضرت مهدى‏عليه السلام تأويل مى‏شود.

1. خداوند درباره خروج «دابةالارض» مى‏فرمايد: «و چون قول [عذاب‏] بر ايشان واجب گردد، جنبنده‏اى را از زمين براى آنان بيرون مى‏آوريم كه با ايشان سخن گويد كه: مردم [چنان كه بايد ]به نشانه‏هاى‏

ما يقين نداشتند».(466)

در تفسير و تأويل اين آيه، بين شيعه و اهل سنّت اختلاف شديدى وجود دارد؛ در حالى كه اهل سنّت دابةالارض را موجودى بسيار عجيب و غريب معرفى كرده‏اند؛(467) شيعه با استناد به روايات فراوانى، آن را انسانى والا مقام دانسته‏اند(468) كه رجعت كرده، صف كافران را از مؤمنان جدا مى‏سازد. اين انسان كسى نيست جز اوّلين امام شيعيان حضرت على‏عليه السلام كه خود فرمود: «وَاِنّى... الدّابَةُ التى‏ تُكَلِّمُ الناسَ».(469)

2. در آيه‏اى ديگر آمده است: «و آن روز كه از هر امتى، گروهى از كسانى را كه آيات ما را تكذيب كرده‏اند، محشور مى‏گردانيم. پس آنان نگه داشته مى‏شوند تا همه به هم بپيوندند».(470)

در ذيل اين آيه نيز روايات فراوانى از ائمه معصومين‏عليهم السلام وارد شده كه گوياى بازگشت انسان‏هايى در عصر ظهور حضرت مهدى‏عليه السلام است. و اين گونه استدلال شده كه در آيه به برانگيخته شدن عده‏اى محدود اشاره گشته است؛ در حالى كه در قيامت همه انسان‏ها محشور مى‏شوند. به علاوه سياق آيات در مقام بيان رخدادهايى است كه در دنيا و قبل از قيامت است و پس از چند آيه، حوادث مربوط به قيامت را بيان كرده است.(471)

علاوه بر اين آيات، بزرگان شيعه به آياتى همچون آيه 11 سوره «غافر» نيز براى اثبات رجعت استناد كرده‏اند.

پس عمده ادله معتقدان به رجعت آيات و روايات است و هر چند اكثر روايات مورد نظر در ذيل آيات ذكر شده است؛ ولى اين روايات به قدرى فراوان است كه افرادى از بزرگان علماى شيعه، اين روايات را «متواتر» دانسته‏اند.

از جمله كسانى كه معتقدند روايات رجعت متواتر است، مى‏توان به شيخ طوسى‏رحمه الله(472)، شيخ صدوق‏رحمه الله(473)، علامه مجلسى‏رحمه الله(474)، مرحوم مظفر(475) و علامه طباطبايى(476) اشاره كرد.

برخى از اين روايات از اين قرار است:

1. امام باقرعليه السلام فرمود: «اَيّامُ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ ثَلاثَةٌ: يَوْمُ يَقُومُ القائِمُ وَيومُ الكَرَّةِ وَيَوْمُ الْقِيامَةِ»(477)؛ «روزهاى خداى عزوجل سه تاست: روزى كه قائم قيام خواهد كرد، روز رجعت و روز قيامت».

2. از امام سجّادعليه السلام نقل شده است كه ذيل آيه شريفه «اِنَّ الذي فَرَضَ عَلَيْكَ القُرآن لَرادُّكُ اِلى‏ مَعاد»(478) فرمود: «پيامبرتان و اميرمؤمنان و امامان به سوى شما باز مى‏گردند».(479)

علاوه بر آيات و روايات، ادعيه و زيارت نامه‏هاى فراوانى نيز به رجعت اشاره كرده‏اند؛ از جمله: دعاى مشهور عهد،(480) دعاى روز سوم شعبان،(481) زيارت جامعه،(482) زيارت اربعين،(483) برخى زيارت‏هاى امام حسين‏عليه السلام؛ و زيارت ابوالفضل‏عليه السلام.(484)

علاوه بر ادله نقلى (آيات و روايات) كه براى اثبات رجعت به آنها اشاره شد، علما يكى ديگر از راه‏هاى اثبات رجعت را «اجماع» دانسته‏اند. از كسانى كه ادعاى اجماع و اتفاق علما را بيان كرده‏اند، مى‏توان به بزرگانى همچون سيد مرتضى(485)، امين الاسلام طبرسى‏رحمه الله(486)، شيخ مفيدرحمه الله(487)، شيخ حر عاملى(488) و علامه مجلسى‏رحمه الله(489) اشاره كرد.

البته درباره رجعت شبهاتى نيز مطرح شده كه در كتاب‏هاى مفصل به آنها پاسخ داده شده است.

در پايان بد نيست اشاره‏اى داشته باشيم به رجعت كنندگان:

از مجموع روايات مى‏توان رجعت كنندگان را به صورت ذيل مورد اشاره قرار داد:

1. رجعت پيامبر گرمى اسلام‏صلى الله عليه وآله(490)؛

2. رجعت على‏عليه السلام و تكرار آن(491)؛

3. رجعت امام حسين‏عليه السلام و اينكه آن حضرت اولين رجعت كننده خواهد بود(492)؛

4. رجعت معصومين‏عليهم السلام(493)؛

5. رجعت پيامبران گذشته(494)؛

6. رجعت مؤمنان محض و كافران محض(495)؛

7. رجعت تمامى معتقدان به امر ولايت(496)؛

8. رجعت برخى از اصحاب پيامبران(497)؛

9. رجعت برخى زنان مؤمن(498).