جلوه های حدیث در تفسیر صدرالمتألهین

عبدالرسول هادیان

نسخه متنی -صفحه : 8/ 2
نمايش فراداده

علوم حديث ـ شماره 13 ، پاييز1378

جلوه هاى حديث در تفسيرصدرالمتألهين

عبدالرسول هاديان

قال رسول اللّه(ص): إنّى تارك فيكم الثقلين كتاب اللّه وعترتى أهل بيتى. [1]

رسول خدا فرمود: من دو چيز گرانبها براى شما برجا مى گذارم: كتاب خدا (قرآن) و اهل بيتم.

لازمه شناخت معارف الهى, رجوع به منابع اصلى دين است و مهمترين منبع دينى ما, وحى الهى و قرآن است. پيامبر اكرم نيز از آن جهت كه تمام گفته هايش بر اساس وحى است, يكى ديگر از منابع شناخت معارف الهى است؛ زيرا:

وما يَنطقُ عن الهوى انْ هو إلاّ وَحيٌ يُوحى. [2]

از روى هواى نفس سخن نمى گويد؛ گفته هايش جز وحيى نيست كه به او وحى شده است.

از اين رو, قرآن به حجّيت كلام پيامبر(ص) تصريح مى كند و مى فرمايد:

ما آتيكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا. [3]

آنچه را كه رسول (خدا) براى شما آورده, بگيريد و از آنچه شما را نهى كرده, دورى بجوييد.

بنابراين, كلام خداوند و پيامبر(ص), دو منبع مهم براى نيل به معارف الهى است و به تعبير ملاصدرا, نور علم و حكمت, از چيزى غير از چراغ نبوّت, اقتباس نمى شود. [4] او با اين عقيده, خطاب به اهل علم مى گويد:

پس تو اى عالِم! تا وقتى آموخته هايت از چراغ نبوّت اقتباس نشده باشد, عالِم حقيقى نيستى؛ بلكه فقط در نام و به صورت مجازى, عالم هستى. [5]

اهل بيت پيامبر(ص) نيز به صورت كامل از نور آن حضرت بهره مند شده اند؛ بنابراين به وسيله «حديث ثِقلَين», يكى ديگر از منابع معارف الهى برشمرده مى شود.

با اين مقدمه, روشن شد كه راه رسيدن به علوم حقيقى و حقيقت ايمان, قرآن و احاديث معصومان(ع) است و به بيان ملاصدرا (صدر المتألّهين), علم اُخروى از سه راه حاصل مى شود: قرآن, حديث و عملى كه به مقتضاى كشف صحيح باشد. [6] از ديدگاه او راههاى ديگر, انسان را به اين مقامات نمى رسانند و در اين باره چنين مى گويد:

من در گذشته, زياد به بحث و تكرار و مراجعه و مطالعه كتابهاى حكما و اهل نظر مشغول بودم, تا اينكه گمان كردم چيزى هستم؛ امّا وقتى كمى چشم بصيرت پيدا كردم و به حال خود نگريستم, نفس خود را از علوم حقيقى و حقايق ايمانى كه فقط با ذوق وجدان حاصل مى شود, خالى ديدم؛ در حالى كه راه رسيدن به آن, امورى است كه در كتاب و سنّت وارده شده؛ مثل شناخت خداوند و صفات او, نامهايش, كتابهاى خدا و پيامبرانش و شناخت نفس و حالات آن, چگونگى برانگيخته شدن از قبر, حساب, ميزان, صراط, بهشت و آتش و امثال آن و امورى كه فقط با تعليم الهى شناخته مى شود و فقط با نور نبوّت و ولايتْ آشكار مى گردد؛ و فرق بين علوم دانشمندان و علوم صاحبان بصيرت, مثل اين است كه كسى تعريف شيرينى را بداند و ديگرى شيرينى را چشيده باشد؛ و چقدر فرق است بين كسى كه سلامتى و سلطنت را درك كند و كسى كه سالم باشد و يا سلطان باشد! [7]

از نشانه هاى اهتمام ملاصدرا به قرآن, تفاسير او بر برخى سوره ها و آيات و نيز آثار ديگرى است كه به نامهاى «أسرارالآيات» و «مفاتيح الغيب» نوشته است. همچنين استناد او به آيات الهى در بسيارى از مباحث فلسفى و عرفانى اش يافت مى شود و از نشانه هاى اهتمام او به حديث, شرح او بر «اصول كافى» و استناد به روايات در بسيارى از مباحث فلسفى, عرفانى و تفسيرى است.

در اين نوشتار به بررسى رواياتى مى پردازيم كه در تفسير ملاصدرا بدان استناد شده است. شايان ذكر اينكه مجموعه تفسيرهاى ملاصدرا به كوشش آقايان محمد خواجويى و محسن بيدارفر در هفت جلد با نام «تفسير القرآن الكريم» به چاپ رسيده كه در اين نوشته بدان استناد شده است. اين مجموعه, حاوى تفسير قسمتى از سوره بقره, آيه 36 سوره نور و تفسير سوره هاى فاتحة الكتاب, يس, سجده, حديد, واقعه, جمعه, طارق, اعلى و زلزال است و در قسمتهاى مختلف آن, جمعاً حدود هزار و دويست مورد به حديث استناد شده است كه بر اساس استخراجى كه صورت گرفته, معلوم مى شود كه ديد او درمراجعه به روايات, وسيع بوده و در مراجعه به كتب حديث, فرقى بين منابع شيعه و اهل سنّت قائل نمى شده و در جاى مناسب خود, به روايات مربوط به آن موضوع, استناد مى كند.