اصول مذهب شیعه اثنی عشری

سید محمدرضا ابطحی

نسخه متنی -صفحه : 2/ 2
نمايش فراداده

*بسم اللّه الرحمن الرحيم *

مقدمه

مطالب نوشته شده اى كه در پيش روى داريد بررسى اجمالى و كوتاه بر كتاب اصول مذهب شيعه اثنى عشرى است كه در عربستان سعودى در سه جلد چاپ گرديده است. البته بخش عصمت امام در جلد دوم كه از ص 801 - 775 آن كتاب مى باشد.
لازم به ذكر است كه پرداختن به نقد چنين كتبى نوشتن آنها كار يك نفر نبوده بلكه گروهى از مخالفين ما يا تحقيق و تفحص و بهره بردارى از احياناً نواقص و بعضى خطاها از گوشه و كنار جمع آورى نموده اند كار يك نفر يا يك گروه و دريك مدت بسيار كم نمى باشد. ليكن حسب الامر مسئولين گروه عربى و شمال آفريقا و پس از تعيين ضرب الاجل و نواقص در رسيدن مطلب اين كار با عجله بسيار انجام گرفت و با علم به اينكه سر تا پا نقص است و مى توانست جواب ها محكمتر از اين هم باشد تلاش خود را به اندازه وسعمان ارائه مى دهيم اميد است كه بتوانيم بهتر در صحنه هاى عمل كار كنيم.
در اين تحقيق از منابع ذيل استفاده شده است. علاوه بر قرآن. كتب شيعه:
بحارالانوار. و الغدير و شبهاى پيشاور، معالم المدرستين تفسيرالميزان. نمونه. تبيان. رجال علامه حلى.
بداية المعارف الالميه. اطلاعات كامپيوتر علوم اسلامى .
كتب. اهل سنت: ينابيع المودة، فرائد السمطين، حلية الاولياء، شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد.

*عصمة ائمة اهل البيت (ع) *

با نام و ياد خداوند متعال در پى نقدى بر كتاب «اصول الشيعة اثنى عشرية» اثر على القفارى قسمت عصمة الامام ص 801 - 775 ج دوم كتاب را مورد برسى قرار داده و مبحث عصمت اهل بيت (ع) را ابتداناً از نظر شيعه با ادله و مستندات قرآنى، روانى و عقلانى مطرح مى نمائيم. و سپس قضاوة را بعهده اهل مطالعه واگذار مى نمائيم.

«عقيده شيعه در مورد عصمة امام (ع) »

ما معتقديم (شيعه) كه امام مانند پيامبر لازم است كه از تمامى رذائل و فواحشى ظاهرى و باطنى از طفوليت تا مرگ، عمداً يا سهواً معصوم باشد. كما اينكه لازم است كه معصوم از سهو و خطا و نسيان باشد زيرا ائمه حافظين شرع و قوامين بر شرعند و در اين مورد حال آنها حالت پيامبر (ص) و همان دليلى كه اقتضاء مى كند عصمت پيامبران را همان دليل اقتضى مى كند كه ما بدونه هيچ فرقى معتقد به عصمت ائمه عليهم السلام باشيم. اما در همه حالات جز تلقى وحى خداوند متعال بايد مانند پيامبر اكرم (ص) باشد زيرا بدون اين امام نمى تواند جانشين پيامبر باشد و بوظائف پيامبر كه عبارت است از هدايت مردم بسوى مصالح واقعى و تزكيه مردم و تربيتشان بر اساس كمالى كه لايق بشر است و حفظ شرع از تحريف و زياده و نقصان و غير ذلك عمل كند. و باز بايد گفت همان دليلى كه دلالت بر وجود امام (ع) مى كند همان دلالت مى كند بر لزوم عصمت امام زيرا بدون عصمت امكان ندارد كه به وظائف خود عمل كند و وجودش با عدمش مساوى مى شود. گذشته از اين مطالب ما از كتاب و سنت دليل بر عصمت ائمه اطهار داشته و اثبات كرده ايم اما به اقتضاء مقام به آنها اشاره اى مى نمائيم.

*(دليل قرآنى بر عصمت ائمه اطهار.) *

خداوند متعال خبر داده است به اينكه اهل بيت (ع) (كه عبارتند از: محمد و على و فاطمه و حسن و حسين (ع)) معصوم هستند در قول خداوند كه مى فرمايد:
(اِنَّما يُريُد اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ اَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً)الاحزاب 33
منحصراً خداوند اراده نموده است كه پليديها را از شما اهل بيت بردارد و شما را پاك و پاكيزه گرداند وقتى كه به شأن نزول اين آيه و كارى كه رسول خدا به اين مناسبت انجام مى دهد مى نگريم از افترائات و كج فهمى مؤلف كتاب فوق الذكر تعجب مى نمائيم.
در اين رابطه به روايت عبدالله بن جعفر بن ابيطالب نظاره مى افكنيم كه مى گويد روى عبدالله بن جعفربن ابيطالب قال:
لما نظر رسول ا... (ص) الى الرحمةها بطة قال: «ادعوالى، ادعوالى» فقالت صفية مَنْ يا رسول ا... قال «اهل بيتى علياً و فاطمة والحسن و الحسين» فجى ء بهم فالقى عليهم النبى (ص) كساء ثم رفع يديه، ثم قال «اللهم هولاء آلى فصل على محمدٍ و ال محمد» و انزل ا... عزوجل: «انما يريد ا... ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيراً»

*دليل رواثى بر عصمة ائمه از طرق عامة *

شيخ سليمان بلخى حنقى در ص 445 ينابيع المودة ضمن باب 77 و شيخ الاسلام حموينى در فوائد السمطين از ابن عباس روايت نموده اند كه گفت:
(سَمِعْتُ رَسُولَ ا... عليه و سلم يَقُولُ اَنَا وَ عَلِىُّ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ وَ تِسْعَةٌ مِنْ وُلْدِ الْحُسَيْنِ مُطَهّرُونَ مَعْصُومُونَ)
و از سلمان فارسى نقل مى كند كه رسول اكرم دست بر كتف حسين (ع) گذارد و فرمود (اِنَّهُ الاْمَامُ بْنُ الاْمَامُ تِسْعَةٌ مِنْ صُلْبِهِ اَئِمَةٌ ابْرارٌ اْمَنَاءُ مَعْصُومُونَ :
و از زيديف ثابت روايت نموده كه آنحضرت فرمود:
و انه ليخرج من صلب الحسين ائمة ابرار امناء معصومون قوامون بالقسط.
و از عمران بن حصين نقل مى كند كه گفت از رسول اكرم (ص) شنيدم كه بعلى فرمود:
«اَنْتَ وَارِثُ عِلْمِى وَ اَنْتَ اْلاِمَامُ وَ الْخَلِيفَةُ بَعْدي تَعْلَمُ النَّاسَ مَا لاَ يَعْلَمُونَ وَ اَنْتَ اَبُوسِبْطىِ وَ زَوْجُ ابْنَيتي وَ مِنْ ذُرِيَّتِكُمْ الْعِتْرَةِ اْلاَئِمَةِ الْمَعْصُوميِنَ.
از اين نمونه اخبار از طرق اهل سنت (عامه) بسيار است كه در اين مختصر به همين مقدار بسنده مى نمائيم. (كه از كتاب شبهاى پيشاور ص 984 - 983 نقل كرديم)
و باز تعجب خود را از حتى رجوع نكردن به كتب اهل سنت از مؤلف كتاب اعلام مى نمائيم كه چگونه در قسمت اول نشأت گرفتن اين عقيده را به عبد ا... بن سبأ يهودى نسبت مى دهد از قول باصطلاح شيخ الاسلام ابن تيميه. (عليه ما عليه) و حال آنكه از زمان پيامبر (ص) بوده است علاوه بر اين مطلب نويسنده كتاب در ص 776 كتاب خود ضمن ذكر نمودن حديثى از امام رضا (ع) كه خود نيز به صحت آن اعتقاد ندارد و شك در صحت آن دارد مى گويد (كه گروهى در كوفه هستند كه گمان مى كنند پيامبر (ص) در نمازشان برايشان سهو وافع نمى شود. سپس باز از قول امام نقل مى كند كه ايشان مى فرمايند دروغ مى گويند - خداوند لعنتشان كند - همانا كسى كه سهو نمى كند او همان خدائى است كه جز او خدائى نيست)
بر فرض صحت استناد اين روايت نويسنده حتى مى خواهد عصمت پيامبر (ص) را نيز از سهو و اشتباه نفى كند و يا لا اقل به شيعه نسبت دهد كه اعتقاد به عصمت پيامبر (ص) ندارد. و اين چيزى است كه ما در تمام كتب خويش ضد آنرا ثابت نموده ايم كه علاوه بر اينكه قائل به عصمت پيامبر اكرم (ص) هستيم قائل به عصمت ائمه اطهار (ع) نيز هستيم.
حال آنكه سند اين روايت كه از اين بابويه صدوق در عيون الخبار الرضا ص 326 مؤلف كتاب در ص 776 كتابش نقل مى كند از امام رضا(ع) به اين سند است كه.
تميم القرشى عن ابيه عن احمد بن على الانصارى عن الهروى قال: قلت للرضا (ع): ان فى سواد الكوفة قوماً يزعمون ان النبى لم يقع عليه سهو فى صلاته فقال كذبوا العنهم ا... ان الذى لا يسهو هو ا... الذى لا اله الا هو....
تميم القرشى كه راوى اين حديث است خود (بنا بر قول دجال علامه حلى ص 209 فصل سوم كه مى گويد: تميم القرشى كه از او ابو جعفر محمد بن بابويه روايت نموده است) ضعيف است و لذا با ضعيف بودن، روايت قابل استناد نيست.
و در غير اينصورت باز به جمله معروف علماء شيعه اشاره كنيم كه مى فرمايند (سهو الصدوق اولى من سهو النبى (ص)) و اينكه پيامبر سهو داشته است درست نيست بلكه اين اسهاء است كه از طرف خدا به او داده شده و علاوه براين اسهاء خود نيز نوعى معجزه امام و پيامبر است
پس به همين اندك نتيجه مى گيريم كه پيامبر (ص) و امام (ع) هر دو معصومند و هر كسى كه قائل شود با اينكه آنها معصوم نيستند از نظر شيعه مردود هستند و استناد كردن به يك روايت ضعيف و لو از قول صدوق نيز اين حقيقت را بر بر نمى گرداند. و علاوه بر اينها با شهرت و يره نيز ضعف اين روايت جبران نشده است. بلكه تضعيف نيز نموده اند قائل به قول وجود سهو در پيامبر اكرم (ص) و ائمه اطهار (ع) عليهم السلام اجمعين را چرا كه عصمت پيامبر و ائمه امرى عقلانى است و عقل سليم به آن حكم مى كند و هر آنچه كه مخالف عقل باشد مردود است و اينكه نويسنده كتاب منشأ اين عقيده را از زمان امام صادق (ع) و هشام بن حكم و مؤمن آل محمد مى داند قابل قبول نيست بله شايد از آن زمان در مباحثات با مخالفين در مقام دفاع از عصمت ائمه (ع) بر آمده باشند چون زمان علم و دانش و مباحثات كلامى بوده است ولى اينكه بنيانگذاران عقيده عصمت ائمه اطهار (ع) اين افراد باشند مردود است. اما اينكه نويسنده كتاب قائل شدن به عصمت ائمه را نوعى تناقص شيعه با قول مختار بودن مى داند كه نهايت مى خواهد بگويد عصمت ائمه از گناه و لو كوچك و خطا و نسيان نوعى جبر محسوب مى شود. بايد در جواب وى گفت اين عصمت اختيارى است يعنى پيامبر (ص) و ائمه (ع) در عين اينكه معصوم هستند ولى مى توانند گناه را هم مرتكب شوند اما اراده خود آنها بر اين قرار مى گيرد كه از معاصى و خطاها مصون باشند. و در چهار چوبه قوانين الهى بعنوان اسوه و الگو براى مردم حركت مى كنند.
-اما اينكه مصنف قائل است بر اينكه مذهب شيعه 9 مذهب شيوخ است به مذهب ائمه (ع) بايد گفت تمام شيوخ و فقها و علماى شيعه سخنانشان را با استناد به كتاب خدا و سنت پيامبر و احاديث نبى و ائمه و حكم عقل و با اجماع اهل فن مطرح مى كنند و نتيجتاً همه سخنان خويش را بر اساس عقائد پيامبر و ائمه اطهار و مطابقت حتى احاديث ائمه با قرآن مطرح مى كنند و اگر مخالف با آنها باشد كلام هيچيك از فقها و علماء نيز مورد قبول نمى باشد