دعا از ريشه «دعو» در لغتبه معنى فراخواندن، دعوت كردن، گوش دادن به كسى يا چيزى و... در اصطلاح: خواندن جملههاى ماثور از پيامبر صلى الله عليه وآله و ائمه اطهار عليهمالسلام در اوقات معين براى طلب آمرزش و برآورده شدن حاجات است. خواندن و نيايش كردن، مدح و ثنا، نفرين، تحيت و درود و سلام و تضرع و خشوع.
دعا يعنى ارتباط پيگير و مداوم داعى (شخص دعا كننده) با مدعو (طرف خوانده شده) و مترادف كلماتى چون ورد، ذكر، مسئلت (سؤال) و غيره است.
دعا، عرض نياز به درگاه الهى و خواستن نيازمنديها از اوست كه از فيض و فضل نامتناهىاش به نويد ادعونى استجب لكم، هر كه او را بخواند درهاى سعادت به روى او، گشاده شود، چه بندگان را نياز و حاجتبه اوست و اميد گنهكاران تنها به فضل او.
دعا آرامشبخش دلهاست و همين آرامش است كه در روح و مغز آدمى نوعى انبساط ايجاد مىكند و روح را از التخمودگى بيرون مىآورد و به حركت وامىدارد و گاهى روحيه دلاورى و قهرمانى به دعاكننده مىبخشد. دعا به انسان متانت در رفتار، انبساط و شادى درونى، استعداد پيروزى، و استحكام در استقبال از حوادث مىدهد و بدان وسيله آدمى توجه زيادى به ذات خداوند متعال پيدامىكند و مانند ساير عبادات اثر تربيتى دارد. دعا روح ايمان را در نفوس برمىانگيزد. و انسان لذت ارتباط با خداوند را درك مىكند. انسان را متكى به خدا و مستقل مىسازد و از اتكاى به ديگران بىنياز مىكند. دعا حب الهى را در دل رسوخ مىدهد و نفس را از مشغلههاى بيهوده رها مىكند و چراغ اميد را در قلب و دل انسان روشن مىسازد دعا كشش بنده ضعيف و نيازمند به سوى خداوند كريم و توانا است، دعا كليد و وسيله قرب الهى لب عبادت و مغز و اساس طاعات و حيات روح است. دعا موجب نزول بركات و شرح صدر در انسان مىشود، دعا چراغ جان است; جانها را برمىافروزد و زبانها را معطر مىسازد. آرى دعا در فرد و اجتماع اثر سازنده و حياتى دارد. آنان كه به درگاه الهى نيايش نمىكنند همواره زير پوشش بازتابهاى روانى و اجتماعى قرار مىگيرند. دعا اطمينانبخش دلها و فضيلت هر انسان خداجو است، دعا سدى در برابر گناه و انحراف است. امام خمينى قدس سره مىفرمايد: «آيا ديدهايد كه اهل دعا و كسانى كه مداومتبه دعا داشته باشند، اين كارهاى ناپسنديدهاى كه بعضىها انجام مىدهند آنها هم انجام دهند، مثلا شراب بخورند، قماربازى كنند، كبوتر بازى كنند، و امثال اين كارها؟ بيشتر كسانى كه محكوميتيافته و در زندانهاى دادگاهها محبوس مىباشند افرادى هستند كه با دعا سروكار ندارند...»
اجتماعى كه به دعا و نيايش توجه نكند دچار فساد مىشود و به تباهى مىگرايد. دعا باعث تقويت معنويات و ارج و ارتقاى عبادات مىگردد. دعا كننده همواره با ريسمانى استوار خود را با آفريدگار محبوب پيوند مىدهد و بدان وسيله از ورطه گرفتاريها رهايى مىيابد.
درمان غم خود از خدا بايد خواست دردى كه از او بود دوا بايد خواست ناخواسته گرچه مىدهد خواسته را حاجتبه تضرع و دعا بايد خواست[1]