فیض العلام فی عمل الشهور و وقایع الأیام

عباس قمی

جلد 1 -صفحه : 157/ 3
نمايش فراداده

در گروه مسلمان اعتراضاتى ديگر وجود دارد، اين گروه ميگويند مگر نه اين است كه : (( ابى الله ان يجرى الامور الا باسبابها)) ، و يا خدا ميفرمايد: (( ليس للانسان الاماسعى )) ، و يا (( ولن تجدلسنت الله تبديلا)) (( ولن تجد لسنت الله تحويلا))

پس ديگر معنى دعا چيست و با دعا چه چيز تغيير خواهد يافت ؟

در مورد دسته اول بايد بگوئيم كه تصوير غلطى از دعا در ذهن اين دسته از دانشمندان رسوخ كرده و اينان آن تصوير را ناشايسته دانسته و رد كرده اند مانند كسيكه خدا را منكر است كه در اصل ، حمله اش متوجه صورت ذهنى است كه خودش ساخته .

اگر دين و خدا و دعا بدرستى و شناخته و شناسانده مى شد جاى هيچگونه روى گردانى و انكار نبود.

در مورد دسته دوم گفته مى شود كه دليل انكار دعاى چيزى جز قبول نظم جهان نيست ، و ما بايستى منكر واقعيت شويم و جهانرا ساخته ذهن خود تصور كنيم يا بواقعيت جهان اعتراف كنيم و نظم را قبول نمائيم كه در صورت قبول بايستى دعا را كه انتظار معجزه خيزى از آن داريم مخالف نظام آفرينش دانسته و بدور بياندازيم اين ايراد صحيح نيست چون نظم با بينش ما آميخته است مى توان گفت كه نسبى است .

ما در اين جهان از تمام علل و معلولات آگاه نيستيم و تنها گوشه اى از آنرا ميدانيم چه مانعى دارد آن حالت توجه مخصوص به پروردگار و آن آمادگى خاص روحى ، خود در سلسله علل قرار داشته باشد و در حوادث اين جهان اثر بگذارد، بنابراين انكار تاءثير اين حالت خاص روحى مساوى با ادعاى آگاهى بر همه چيز است .

گذشته از اين ، بايد بدانيم كه ادعيه اسلامى غالبا در خواست شخص نيست و تنها قسمتى كوچك از آنها مربوط بدعاهاى شخصى ميشود و تازه در اين قسمت هم هيچگونه خلاف سنت مشاهده نميشود. بنابراين ، همه اينها را اثر خاص تربيتى و انسانى دارد، بعضى از دعاها چون دعاى ، بعد از نماز يكنوع سرود مذهبى است و بعضى چون دعاى افتتاح تعليم و تذكر توحيد يا حمد پروردگار است ، و برخى از آنها چون دعاى كميل تقاضاى عفو و توبه و معذرت خواهى است و قمست زيادى دعا براى غير است و در آخر، دعاهاى شخصى است .

همانطور كه در بالا اشاره شد تازه در اين مورد هم خلاف سنتى وجود ندارد. چون دعا فرموده خداست : صراحت بى شك در (( ادعونى استجب لكم )) است ، دعا هم يكى از اسبابى است كه خداوند نتايجى بر آن موقوف و مترتب نموده است و دائره اسباب جهان منحصر بآنچه ميدانيم ، نيست .