سنه 605، شيخ زاهد صالح ابوالحسين ورام بن ابى فراس ، وفات كرد و او جد امى ((سيد بن طاوس )) و صاحب كتاب تنبيه الخواطر است كه معروف است به ((مجموعه ورام )).
و بدانكه امروز، اول ايام ستة است كه در باب روزه آن اختلاف است . در بعضى روايات استجاب آن وارد است و در بعضى روايات ، نهى از آن شده . چنانچه رواياتى هم وارد شده بر كراهت سه روز بعد از روز فطر و شايد روايات استجاب محمول بر تقيه باشد. و ((شيخ كفعمى )) و ((بهائى )) فرموده اند كه روزه اين شش روز مستحب است و روايت شده كه مقابل روزه دهر است .
مؤ لف گويد كه شايد و جهش اين باشد چنانچه بعضى گفته اند اين شش روز با ماه رمضان سى و شش روز ميشود و بحكم : (( من جاء بالحسنة فله عشر امثالها)) بمنزله سيصد و شصت روز، روزه ميشود و اين موافق عدد ايام سال است . پس درست است حديث : (( من صامها فكانما صام الدهر)) .
در اين روز سنه 247، ((متوكل )) خليفه دهم عباسى كشته شد و اين بسبب آن بود كه آن خبيث ، اميرالمؤ منين عليه السلام را سخت دشمن ميداشت و تنقيص مى نمود آن جناب را. روزى بحسب عادت ميشوم خويش اسم مبارك آن حضرت را برد و بر آن جناب جسارت كرد. ((منتصر)) فرزندش در آن مجلس حاضر بود. از شنيدن ناسزا به ((اميرالمؤ منين )) رنگش متغير گشت و در غضب رفت . ((متوكل )) او را شتم كرد و اين بيت انشاد كرد:
((منتصر)) در صدد قتل او بر آمد و چند نفر از غلامان خاص ((متوكل )) را براى كشتن او معين كرد. در شب سوم يا چهارم اين ماه در حالى كه ((متوكل )) مشغول شرب خمر بود بر او ريختند و خونش بر يختند و حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام در اخبار غيبيه خود اشاره باو كرده در آنجا كه فرموده : (( و عاشرهم اكفرهم يقتله اخص الخلق به )) .
((متوكل )) مردى خبيث السيرة و بد سريرة و چنانچه اميرالمؤ منين فرموده ((اكفر آل عباس )) بوده و با ((آل ابوطالب )) سخت دشمنى ميكرد.