چنين جمله هايى معمولاً تنها به كار مى روند و قبل و بعد از آن ها عبارتى نيست كه بتوان به قرينه آن، متوجّهِ حذف بخشى از جمله شد.
آنچه در اين گونه جمله ها قرينه است، نوع خاصّ كاربرد آن ها در ميان مردم است.
دو. قرينه معنوى:
به كمك معناى شرطى بيت مى توان فهميد كه حرف حذف شده چه بوده است.
همه بچه ها آمدند جز غوّاص هاى گُردان.
در اين مثال، از معناى كلّ جمله مى فهميم كه جمله اصلى چنين بوده است: ... جز غوّاص هاى گُردان كه نيامدند. سه. قرينه لفظى:
معبود من! در خلوت و در انجمن، در شب و در روز، در عيان و در نهان، و در شادمانى و سختى، ياد خود را در دل ما افكن. در مثال بالا، «ياد خود را در دل ما افكن» در بخش هاى آغازين تكرار نشده، زيرا در پايان آمده است.
يك تن را دو عمل يا بيش تر نبايد داد و همچنين، يك شغلْ دو فرد را. در اين مثال نيز فعل «نبايد داد» در انتهاى جمله، به قرينه لفظى حذف شده است.
همان گونه كه در تعريف ديديد، گاه قرينه لفظى شامل عين لفظ مورد نظر نيست، بلكه لفظى شبيه كلمه محذوف را شامل مى شود:
آن آقا استاد دانشگاه بود و من همان آقا معلّمِ هشت نُه سال پيش [بودم].