بی بی جان، آهوی زخمی

رسول نجفیان

نسخه متنی -صفحه : 25/ 2
نمايش فراداده

رسم زمونه


  • عجب رسميه رسم زمونه ميرن آدما از اونا فقط كجاست اون كوچه چي شد اون خونه بوته ي ياس باباجون هنوز عطرش پيچيده تا هفت تا خونه ميرن آدما از اونا فقط تسبيح و مهر بي بي جون هنوز خودش كجاهاست خدا مي دونه ميرن آدما از اونا فقط پرسيد زير لب يكي با حسرت از ماها بعد ها چه يادگاري ميرن آدما از اونا فقط ميرن آدما از اونا فقط خاطره هاشون به جا مي مونه

  • قصه برگ و باد خزونه خاطره هاشون به جا مي مونه آدماش كجان خدا مي دونه گوشه ي باغچه توي گلدون خودش كجاهاست خدا مي دونه خاطره هاشون به جا مي مونه گوشه ي طاقچه توي ايوونه خودش كجاهاست خدا مي دونه خاطره هاشون به جا مي مونه پرسيد زير لب يكي با حسرت مي خواد بمونه خدا مي دونه خاطره هاشون به جا مي مونه خاطره هاشون به جا مي مونه خاطره هاشون به جا مي مونه