بی بی جان، آهوی زخمی

رسول نجفیان

نسخه متنی -صفحه : 25/ 25
نمايش فراداده

دو بيتي


  • از آهوان نمي بينم نشوني به جا مونده فقط رو نقش قالي خداوندا برس يك دم به دادم رسيده آفتابم بر لب بوم شبه و آسمون از غم سياهه دو چشمون ترم مانند بارون كسي در فكر اين بيچاره گون نيست مو ب حال دل بشكسته گريم تو اشكت آسمون از چه به راهه ؟

  • نه تو كوهو نه تو دشت ودموني از اونا قصه هاي جادودني چه شد كه يار خود از دست دادم ولي يادش مگر ميره ز يادم ؟ دل پر درد مناشكه و آهه از اين ابر سياه اشكش به راهه همه همدردشون جام شرابه تو اشكت آسمون از چه به راهه ؟ تو اشكت آسمون از چه به راهه ؟