تفسیر نمونه

ناصر مکارم شیرازی

جلد 9 -صفحه : 440/ 181
نمايش فراداده

همسر لوط كه زن بى‏ايمانى بود و به اين قوم گنهكار كمك مى‏كرد، از ورود اين ميهمانان جوان و زيبا آگاه شد بر فراز بام رفت. نخست از طريق كف زدن، و سپس با روشن كردن آتش و برخاستن دود، گروهى از اين قوم منحرف را آگاه كرد كه طعمه چربى به دام افتاده! «1» در اينجا قرآن مى‏گويد:" قوم با سرعت و حرص و ولع براى رسيدن به مقصد خود به سوى لوط آمدند" (وَ جاءَهُ قَوْمُهُ يُهْرَعُونَ إِلَيْهِ) «2».

همان قوم و گروهى كه صفحات زندگانيشان سياه و آلوده به ننگ بود" و قبلا اعمال زشت و بدى انجام مى‏دادند" (وَ مِنْ قَبْلُ كانُوا يَعْمَلُونَ السَّيِّئاتِ).

لوط در اين هنگام حق داشت بر خود بلرزد و از شدت ناراحتى فرياد بكشد و به آنها" گفت من حتى حاضرم دختران خودم را به عقد شما در آورم، اينها براى شما پاكيزه‏ترند" (قالَ يا قَوْمِ هؤُلاءِ بَناتِي هُنَّ أَطْهَرُ لَكُمْ).

بيائيد" و از خدا بترسيد، آبروى مرا نبريد، و با قصد سوء در مورد ميهمانانم مرا رسوا مسازيد" (فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ لا تُخْزُونِ فِي ضَيْفِي).

اى واى" مگر در ميان شما يك انسان رشيد و عاقل و شايسته وجود ندارد" كه شما را از اين اعمال ننگين و بى‏شرمانه باز دارد (أَ لَيْسَ مِنْكُمْ رَجُلٌ رَشِيدٌ).

ولى اين قوم تبهكار در برابر اينهمه بزرگوارى لوط پيامبر بيشرمانه پاسخ گفتند:" تو خود به خوبى مى‏دانى كه ما را در دختران تو حقى نيست" (قالُوا لَقَدْ عَلِمْتَ ما لَنا فِي بَناتِكَ مِنْ حَقٍّ).

" و تو مسلما مى‏دانى ما چه چيز مى‏خواهيم"؟! (وَ إِنَّكَ لَتَعْلَمُ ما نُرِيدُ).

(1) الميزان جلد 10 صفحه 362.

(2)" يهرعون" از ماده" اهراع" به معنى راندن شديد است گويى غريزه سركش جنسى اين قوم گمراه را به شدت به سوى ميهمانهاى لوط پيامبر مى‏راند!.