تفسیر نمونه

ناصر مکارم شیرازی

جلد 9 -صفحه : 440/ 370
نمايش فراداده

تورات نيز مؤيد معنى اول است.

در اينجا كار يوسف و همسر عزيز به باريكترين مرحله و حساسترين وضع مى‏رسد، كه قرآن با تعبير پر معنايى از آن سخن مى‏گويد" همسر عزيز مصر، قصد او را كرد و يوسف نيز، اگر برهان پروردگار را نمى‏ديد، چنين قصدى مى‏نمود"! (وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِها لَوْ لا أَنْ رَأى‏ بُرْهانَ رَبِّهِ).

در معنى اين جمله در ميان مفسران گفتگوى بسيار است كه مى‏توان همه را در سه تفسير زير خلاصه كرد:

1- همسر عزيز تصميم بر كامجويى از يوسف داشت و نهايت كوشش خود را در اين راه به كار برد، يوسف هم به مقتضاى طبع بشرى و اينكه جوانى نوخواسته بود، و هنوز همسرى نداشت، و در برابر هيجان‏انگيزترين صحنه‏هاى جنسى قرار گرفته بود. چنين تصميمى را مى‏گرفت هر گاه برهان پروردگار يعنى روح ايمان و تقوى و تربيت نفس و بالآخره مقام" عصمت" در اين وسط حائل نمى‏شد!.

بنا بر اين تفاوتى ميان" هم" (قصد) همسر عزيز و يوسف اين بود، كه از يوسف، مشروط بود به شرطى كه حاصل نشد (يعنى عدم وجود برهان پروردگار) ولى از همسر عزيز مطلق بود و چون داراى چنين مقام تقوا و پرهيزكارى نبود، چنين تصميمى را گرفت و تا آخرين مرحله پاى آن ايستاد تا پيشانيش به سنگ خورد.

نظير اين تعبير در ادبيات عرب و فارسى نيز داريم، مثل اينكه مى‏گوئيم:

افراد بى‏بند و بار تصميم گرفتند ميوه‏هاى باغ فلان كشاورز را غارت كنند، من هم اگر ساليان دراز در مكتب استاد تربيت نشده بودم، چنين تصميمى را مى‏گرفتم.

بنا بر اين تصميم يوسف مشروط به شرطى كه حاصل نشد و اين امر نه تنها با مقام عصمت و تقواى يوسف منافات ندارد بلكه توضيح و بيان اين مقام والا است.

طبق اين تفسير از يوسف، هيچ حركتى كه نشانه تصميم بر گناه باشد