تفسیر نمونه

ناصر مکارم شیرازی

جلد 9 -صفحه : 440/ 371
نمايش فراداده

سر نزده است، بلكه در دل تصميم هم نگرفته است.

بنا بر اين بعضى روايات كه مى‏گويد: يوسف آماده كام گيرى از همسر عزيز شد، و حتى لباس را از تن بيرون كرد، و تعبيرات ديگرى كه ما از نقل آن شرم داريم، همه بى‏اساس و مجعول است، و اينها اعمالى است كه در خور افراد آلوده و بى‏بند و بار و ناپاك و نادرست است، چگونه مى‏توان يوسف را با آن قداست روح و مقام تقوا به چنين كارهايى متهم ساخت.

جالب اينكه: در حديثى از امام على بن موسى الرضا (ع) همين تفسير اول در عبارت بسيار فشرده و كوتاهى بيان شده است آنجا كه" مامون" خليفه عباسى از امام مى‏پرسد آيا شما نمى‏گوئيد پيامبران معصومند؟ فرمود آرى، گفت: پس اين آيه قرآن تفسيرش چيست؟ وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِها لَوْ لا أَنْ رَأى‏ بُرْهانَ رَبِّهِ.

امام فرمود:

لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ و لو لا أَنْ رَأى‏ بُرْهانَ رَبِّهِ لهم بها كما همت به، لكنه كان معصوما و المعصوم لا يهم بذنب و لا ياتيه‏ ... فقال المامون للَّه درك يا ابا الحسن!:" همسر عزيز تصميم به كامجويى از يوسف گرفت، و يوسف نيز اگر برهان پروردگارش را نمى‏ديد، همچون همسر عزيز مصر تصميم مى‏گرفت، ولى او معصوم بود و معصوم هرگز قصد گناه نمى‏كند و به سراغ گناه هم نمى‏رود" مامون (از اين پاسخ لذت برد) و گفت: آفرين بر تو اى ابو الحسن! «1» 2- تصميم همسر عزيز مصر و يوسف، هيچكدام مربوط به كامجويى جنسى نبود، بلكه تصميم بر حمله و زدن يكديگر بود، همسر عزيز به خاطر اينكه در عشق شكست خورده بود، و روح انتقام‏جويى در وى پديد آمده بود و يوسف به خاطر دفاع از خويشتن و تسليم نشدن در برابر تحميل آن زن.

از جمله قرائنى كه براى اين موضوع ذكر كرده‏اند اين است كه همسر عزيز تصميم خود را بر كامجويى خيلى قبل از اين گرفته بود و تمام مقدمات آن را

(1) تفسير نور الثقلين جلد 2 صفحه 421.