پر گناه خود دنبال فرد با ايمان تهى دستى ميگردند كه او را به اصطلاح ملعبه و مضحكه سازند.
و اگر در مجالس خود دسترسى به چنين افراد پيدا نكنند فرد يا افرادى از آنها را غيابا سوژه سخن قرار داده و مىگويند و مسخره مىكنند و مىخندند.
آنها خود را عقل كل مىپندارند و به گمان اينكه ثروت انبوه و حرام آنها نشانه لياقت و شخصيت و ارزش آنها است ديگران را نالايق و بىارزش و فاقد شخصيت مىدانند! ولى قرآن مجيد سختترين حملات خود را متوجه اين گونه افراد مغرور و متكبر كرده و مخصوصا سخريههاى آنها را شديدا محكوم مىكند.
فى المثل در تاريخ اسلامى مىخوانيم هنگامى كه" ابو عقيل انصارى" آن كارگر باايمان و فقير شب را بيدار ماند و به آب آوردن از چاههاى مدينه براى خانهها ادامه داد، و مختصر خرمايى را كه از اين راه به عنوان مزد دريافت داشته بود به عنوان كمك به ارتش مسلمانان براى جنگ تبوك خدمت پيامبر (ص) آورد گروهى از منافقان مستكبر بر او خنديدند آيات قرآن نازل شد و همچون صاعقه بر آنها فرو ريخت (الَّذِينَ يَلْمِزُونَ الْمُطَّوِّعِينَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ فِي الصَّدَقاتِ وَ الَّذِينَ لا يَجِدُونَ إِلَّا جُهْدَهُمْ فَيَسْخَرُونَ مِنْهُمْ سَخِرَ اللَّهُ مِنْهُمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ):
" آنها كه مؤمنان اطاعت كننده را در كمكهاى مالى در راه خدا به باد مسخره مىگيرند و آنان را كه جز به مقدار توانايى اندك دسترسى به چيز ديگر ندارند، مسخره مىكنند خداوند آنان را مسخره خواهد كرد و براى آنها عذاب دردناكى است:
بدون شك كشتى نوح يك كشتى سادهاى نبود و با وسائل آن روز به آسانى و