1001 داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

محمدرضا رمزی اوحدی

نسخه متنی -صفحه : 367/ 326
نمايش فراداده

متعال در دل آدمى مى نگرد، پس بدان كه در روز قيامت رياكاران را خطاب مى كنند: نه شما آنيد كه متاع دنيا به شما ارزان تر فروختند؟ و نه آنيد كه مردمان بر در سراى شما ايستادند؟ و نه آنيد كه ابتدا به شما سلام كردند؟ پس اينها به مثابه جزاى اعمال شما بود كه به شما رسانيديم ولى امروز ديگر به شما چيزى نخواهد رسيد.(1129)

953- نحوه برخورد با جاهل

ابراهيم پسر مهدى عباسى (لعنة الله عليه ) خوابى ديد كه براى ماءمون چنين نقل كرد:

در عالم رويا ديدم كه در راهى با على (عليه السلام ) مى رفتيم وقتى به پلى رسيديم خواستم بر او سبقت گيرم روى به او كردم و گفتم تو خواستى به شرافت همسرت خلافت را تصاحب كنى .(1130) اما او به من جوابى نداد. ماءمون پرسيد پس چه گفت ؟ ابراهيم گفت : او فقط به من سلام كرد.

ماءمون گفت : چون على (عليه السلام ) تو را جاهل دانسته جوابت نيز همين بوده است .(1131) لذا امام على (عليه السلام ) در شعرى كه به ايشان منسوب است مى فرمايد:


  • من لم يكن عنصره طيبا كل امر يشبهه فعله و ينضح الكوز بما فيه

  • لم يخرج الطيب من فيه و ينضح الكوز بما فيه و ينضح الكوز بما فيه

آنكس را كه طينت و سرشت پاك نيست سخن پاك از دهانش نخواهى شنيد همانا كار هر كس مثالى از اوست و از كوزه همان برون تراود كه در اوست

954- نحوه مهماندارى

روزى مردى از حضرت اميرالمؤ منين (عليه السلام ) دعوت كرد كه به خانه او تشريف فرما شود. امام فرمود:

قد اجيتك على ان تضمن لى ثلاث ... ان لا تدخل على شيئا من خارج و لا تدخر عنى شيئا فى البيت و لا تجحف بالعيال .

يعنى : دعوت ترا مى پذيرم در صورتى كه سه موضوع زيرا را تعهد و رعايت كنى : يكى آنكه چيزى از خارج خانه براى پذيرايى من فراهم نياورى . ديگر آنكه به ما حضر اكتفا كنى و و خود را به تكليف نيفكنى و سوم آنكه از اين رهگذر به عيال خود سختى و ستم روا ندارى عرضه داشت يا اميرالمؤ منين (عليه السلام ) رعايت هر سه موضوع را تعهد مى كنم و حضرت آنگاه دعوتش را قبول فرمود.

955- عوامل تنگدستى و فقر

روايت شده است كه شخصى به حضور اميرالمؤ منين (عليه السلام ) از تنگى معيش خود حكايت كرد. امام فرمود:

لعك تكتب بقلم معهود فقال : لا. فقال لعلك تمشط بمشط مكسور فقال : لا...

فقر و تنگذستى تو شايد به اين سبب است كه با قلم گره دار مى نويسى . عرضه داشت : خبر يا اميرالمؤ منين (عليه السلام ).

فرمود: شايد با شانه شكسته موى خويش را مى آرايى ؟ گفت : نه .

فرمود: شايد از كسى كه عمرش از تو بيشتر است جلوتر مى روى (رعايت ادب بزرگتر نمى كنى و جلوتر از آنها راه مى روى ) گفت : نه .

فرمود: شايد بعد از طلوع فجر مى خوابى ؟ گفت : نه .

فرمود: شايد كه در مورد پدر و مادر خود از دعاى خير دريغ مى ورزى ؟ عرضه داشت آرى يا اميرالمؤ منين (عليه السلام ).

پس آنگاه امام دستور فرمود، كه براى رفع بلاى تنگدستى ، پدر و مادر خود را از دعا فراموش نكند و آنگاه فرمود: از رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم شنيدم كه فرمود: ترك دعاى خير براى پدر و مادر روزى