مسلماً روش الگويى در تربيت، ارشاد وهدايت و تبليغ و مقولههاى مشابه آنها از مؤثرترين شيوههاست.
بدين سبب تمام دست اندركاران تربيت و تبليغ همواره توجه ويژهاى بدان معطوف داشتهاند.
از لحاظ علمى، روش الگويى در تربيت بسيار كارساز است. كودك در روند رشد هوشى و اجتماعى بيش از هر چيز از الگوهاى خود تأثير مىپذيرد و رفتار و برخوردهاى خود را براساس نوع رفتار والدين و مربيان شكل مىدهد. سيد قطب در كتاب روش تربيت اسلامى مىنويسد:
عملىترين و پيروزمندانهترين وسيله تربيت، تربيت كردن با يك نمونه عملى و سرمشق زنده است... سرمشق و الگو به مردم عرضه مىشود تا مردم همانند صفاتش را در خود تحقق بخشند و به رنگ آن نمونه واقعى درآيند.
هر كس به اندازه ظرفيت و استعدادش از آن شعله فروزان پرتوى بگيرد و تا آنجا كه توانايى دارد براى رسيدن به قله كمال از كوه دانش و فضيلت بالا رود... اينها از اين جهت است كه اسلام، سرمشقدادن را بزرگترين وسيله تربيت مىداند و پايه روش تربيتى خود را بيش از هر چيز بر اين سنگ استوار مىسازد.(4)
بر اساس يافتههاى علمى روانشناسان در زمينه يادگيرى مشاهدهاى، هر كارى كه از اطرافيان كودك سر زند كودك آن را مشاهده و تقليد مىكند و حتى كودكان كمتر تحت تأثير گفتار قرار دارند و بيشتر رفتارهايى را مىآموزند كه مشاهده كنند. بنابراين براى توجيه صفات و حالات بچهها بايد به سراغ والدينشان رفت.(5)