اسوه های قرآنی و شیوه های تبلیغی آنان

مصطفی عباسی مقدم

نسخه متنی -صفحه : 429/ 255
نمايش فراداده

يعقوب، اسوه صبر و گذشت

براى يعقوب در طول زندگى مصيبت‏ها و حوادث تلخى پيش آمد كه كمتر كسى ياراى تحمل آن را داشت و رأس آنها فراق چندين ساله‏(5) يوسف، عزيزترين فرزندش بود. با عنايت به اين‏كه وى بر اساس علم الهى از ارزش و منزلت والاى يوسف با خبر بود، از دست دادن يوسف برايش سخت گران آمد.

يعقوب در اين مصيبت‏ها غرق بود، اما آنى از ذكر خدا و سپاس نعمت‏هاى او غافل نگشت و با توكل بر ذات حق تعالى شكيبايى ورزيد و به رحمت و فرج الهى اميدوار بود؛ ازاين‏رو چون خبر مرگ يوسف را به او دادند گفت:

قالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنْفُسُكُمْ أَمْراً فَصَبْرٌ جَمِيلٌ؛(6)

گفت: بلكه نفس شما كار بدى را پيش شما آراسته است پس اينك، صبرى نيكو مى‏كنم.

به علاوه، دربرابر فرزندان خطاكار و حسودش كه با سهل انگارى يا خيانت موجب اين مصيبت شده بودند عفو و گذشت و حتى آمرزش خواهى در پيش گرفته بود، كه اين از نهايت كرامت و بزرگوارى او حكايت مى‏كرد؛

قالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّى إِنَّه هُوَ الغَفُورُ الرَّحِيمُ؛(7)

گفت: بزودى از پروردگارم براى شما آمرزش مى‏خواهم. به‏درستى كه او آمرزنده مهربان است.

شيوه‏هاى تبليغى حضرت يعقوب(ع)

1 . كار و تلاش توأم با انديشه

مطابق بيان قرآن، يعقوب نيز چون ساير پيامبران اهل تلاش و كوشش براى كسب معاش و خدمت به خلق خدا بود.

اين خود مى‏تواند درسى آموزنده از جانب يك اسوه قرآنى و حاوى يك روش تبليغ غير مستقيم باشد؛

وَاذكُرْ عِبادَنا إِبْراهِيمَ وَإِسْحقَ وَيَعْقُوبَ أُولِىَ الأَيْدِى وَالأَبْصارِ؛(8)

و بندگان ما ابراهيم و اسحاق و يعقوب را به يادآور كه ايشان صاحبان قدرت و ديدگان بصير بودند.

زمخشرى در تبيين منظور اين است كه اينها صاحبان اعمال و انديشه‏ها هستند، گويى كسانى كه اعمال نيكو انجام نمى‏دهند و انديشه‏هاى دينداران در تفكرشان نيست مانند افراد زمين گيرى هستند كه جوارحشان به هيچ كارى نيايد و مثل كسانى كه عقل خويش از كف داده و هيچ بينشى ندارند.(9)

2 . ياد خدا و قيامت

حضرت يعقوب در خوشى و ناخوشى همواره ياد خدا را بر زبان و در دل داشت. خداوند طى آيه‏اى او و ابراهيم و اسحاق را به ويژگى يادآورى عميق قيامت مى‏ستايد:

إنّا أخلَصْناهُم بِخالِصَةٍ ذِكْرَى الدّارِ؛(10)

ما ايشان را با موهبت ويژه‏اى كه ياد سراى ديگر بود، خالص گردانيديم.