اسوه های قرآنی و شیوه های تبلیغی آنان

مصطفی عباسی مقدم

نسخه متنی -صفحه : 429/ 425
نمايش فراداده

1. اصحاب اخدود، اسوه جان نثارى در راه توحيد

بارزترين صفت اصحاب اخدود كه آنان را به مقام الگويى مى‏رساند، جانفشانى و فداكارى بى‏دريغ در راه اعتقاد توحيدى است. با پذيرفتن هر يك از روايات تاريخى موجود در مورد چگونگى و مصداق قصه اصحاب اخدود، آنچه مسلم و يقينى است، مقاومت و رشادت اين گروه دربرابر تهديدهاى جدى سركردگان كفر است، كه مى‏خواستند زندگى دنيا را به بهاى ايمان به آنها دهند و اينان بر ايمان خويش تا آخرين لحظه پاى فشردند؛

وَما نَقَمُوا مِنْهُمْ إِلّا أَنْ يُؤْمِنُوا بِاللَّهِ العَزِيزِ الحَمِيدِ.(3)

و بر آنان عيبى نگرفته بودند جز اينكه به خداى ارجمند ستوده ايمان آورده بودند.

ديدگاه مشهور درباره ماجراى اصحاب اخدود كه مورد اعتراف بيشتر مفسران و سيره‏نويسان است را به طور خلاصه از سيره ابن‏هشام مى‏آوريم:

ذونواس با سربازانش به‏سوى آنها رهسپار شد و به يهوديت دعوتشان كرد و ميان كشته‏شدن ودين يهود، مختارشان ساخت. پس كشته شدن را برگزيدند و چاله‏هايى (اخدود) برايشان حفرنمود و بسيارى را سوزاند و بسيارى را با شمشير كشت و مثله‏كرد تا به نزديك بيست هزار شدند و آيات سوره بروج در شأن ذونواس و سپاهش نازل گشت.(4)

شرح بيشتر ماجرا، بنا به نقل على بن ابراهيم قمى در تفسير سوره بروج چنين است:

اصحاب اخدود كشته شدند و سبب آن اين بود كه ذونواس آخرين پادشاه از ملوك حمير، حبشيان را به حمله به سرزمين يمن واداشت و خود به دين يهود درآمد و حميريان را به اين آيين فرمان داد و خود را يوسف ناميد.

مدتى بدين‏سان گذشت تا بدو خبر رسيد كه در نجران بازماندگان قومى نصرانى به‏سرمى‏برند كه دين عيسى و حكم انجيل را گردن مى‏نهند و پيشوايشان عبدالله بن بريامن است. اطرافيان پادشاه، او را به عزيمت به سوى آن قوم و تحميل آيين يهود برايشان تشويق كردند.