نسبتى كه واقع است ميانه ماره به اقطاب اربعه و[ دائره] مشرق و مغرب عموم و خصوص من وجه است زيرا كه منطبق مى شوند در وقتى كه قطب معدل النهار بر سمت راس باشد .
قطب معدل النهار در عرض تسعين بر سمت راس است . در عرض تسعين تعيين دائره مشرق و مغرب مانند دائره نصف النهار بفرض و تقريب و تخمين تصور مى شود مثلا چون شمس به اول حمل رسيده است بر نقطه اى از افق در عرض تسعين خواهد بود چون نصف دور را سير كرده است بر نقطه ديگرى از افق كه محاذى نقطه نخستين است خواهد بود و دائره عظيمه اى كه از سمت رأس و از آن دو نقطه بگذرد دائره اول سموت اعنى دائره مشرق و مغرب اعتدال خواهد بود . و اين سخن به مشابهت با آفاق حمايلى بتقريب بود چه اين كه در عرض تسعين سمت و مشرق و مغرب و نحوها به معانى واقعى آنها صورت پذير نيست . در درس 35 برخى از احكام عرض تسعين گفته آمد بى مناسبت نيست كه در اينجا نيز برخى از مطالب جامع بهادرى را در خواص عرض تسعين نقل كنيم : ([ در خواص افقى كه عرضش نود درجه باشد و اينچنين آفاق در سطح ارض زياده از دو موضع نيست يكى محاذى قطب شمالى معدل النهار دوم محاذى قطب جنوبى و در اين دو موضع معدل النهار بلكه خط استواء بر افق منطبق باشد از اين جهت سمت الرأس آنجا بر قطب ظاهر معدل انطباق پذيرد و سمت القدم بر قطب خفى . و دور فلك در اينجا بحركت اولى مثل دور آسيا باشد از اين جهت اين افق را افق رحوى خوانند .
و در اينجا مشرق و مغرب و شمال و جنوب منعدم گردد و دائره نصف النهار معين نبود بلكه در جميع سموت وجودش ممكن باشد به اين معنى كه هر گاه كوكب بحركت خاصه خود بغايت ارتفاع رسد در اين وقت هر دائره كه به مركز كوكب و سمت الراس گذرد دائره نصف النهار باشد به نسبت همان كوكب . و نصف فلك كه بجهت قطب ظاهر معدل النهار است هميشه نمايان باشد و نصف ديگر ناپديد بود . و نصف فلك البروج كه ميان اعتدالين بجانب قطب ظاهر واقع است هميشه فوق الارض باشد و نصف ديگر مدام تحت الارض . و هيچيك كوكب را از حركت اولى طلوع و غروب نباشد . و مادامى كه مكث آفتاب در نصف ظاهر فلك البروج باشد كه تقريبا شش ماه است حالت نهار بود و مادامى كه در نصف خفى باشد حالت شب بود پس مجموع سال شمسى يك شبانه روز باشد . و عرض تسعين را از آفاق ذات ظل دائره خوانند]). ( ص 674 و 675 ط هند ) اين بود آنچه كه از جامع بهادرى نقل آنرا اكنون روا داشتيم .
آنكه فرمود([ : تقريبا شش ماه است])وجه تقريب و بيان تحقيق پس از شناختن سير شمس و اوج و حضيض آن عنوان مى شود . و عمده هدف ما فعلا اين است كه در عرض تسعين مشرق و مغرب و شمال و جنوب منعدم است و دائره نصف النهار متعين است پس دائره مشرق و مغرب نيز در حقيقت منعدم است .
نسبتى كه واقع است ميانه ماره باقطاب اربعه و وسط السماء رويت عموم و خصوص من وجه است . و منطبق ميشوند در هنگامى كه قطب معدل بر سمت الراس باشد .