هزار تومان به او بدهى تا سيگار را ترك بكند، ترك مى كند، تا صد روز هم اگر روزى هزار تومان به او بدهى سيگار نمى كشد و اين دليل بر آنست كه اگر اراده كند، مى تواند ترك كند. در عين حال خود را مسلوب الاراده فرض مى كند و گناه خود را به توجيهِ عادت كرده ام ، ادامه مى دهد.
3 خجالت بى جا، مى گويى نهى از منكر واجب است و ترك آن حرام و گناه مى باشد، چرا فلانى را نهى از منكر نمى كنى ؟ مى گويد: خجالت كشيدم ، نخواستم رنجيده خاطر شود.
4 عقده اى شدن ، مى گويى بچه ات را تربيت كن ، نگذار ولگرد شود، مى گويد: اگر او را كنترل كنم مى ترسم عقده اى شود. و با اين توجيه از مسئوليت تربيت بچه شانه خالى مى كند.
5 مزاح و شوخى ، مسخره مى كند كه از گناهان زشت است ، ولى مى گويد: شوخى كردم و با اين توجيهِ شوخى كردم ، گناه خود را مى شويد.
6 مى گويى پدرت يا برادرت راه كفر مى رود، آنها را به دوستى نگير. مى گويد: پدر است ، برادر است ، مگر مى شود آنها را ترك كرد!؟ و از اين قبيل بهانه ها كه در گفتار و رفتار روزانه ديده و شنيده مى شود. قرآن در ردّ اينگونه توجيهات خوددرآورده و وسوسه گر، مى فرمايد: قل اِن كان آباؤُكم و أ بناؤُكم و اِخوانُكم و اَزواجُكم و عَشيرتُكم و اموالٌ اقترفتُمُوها و تِجارَةً تَخشَونَ كسادها و مساكن تَرضَونها اَحبُّ اليكم من اللّه و رسولِه و جِهاد فى سبيلهِ فَتَربَّصوا حتّى يَاتى اللّه بِاَمرِه و اللّه لا يَهدِى الْقَوم الفاسِقين (312) بگو اگر پدران و فرزندان و برادران و همسران و طايفه ى شما و اموالى كه بدست آورده ايد، و تجارتى كه از كسادش بيم داريد، و مسكن هاى مورد علاقه ى شما، در نظرتان از خدا و پيامبرش و جهاد در راهش محبوبتر است ، در انتظار اين باشيد كه خداوند عذابش را بر شما نازل كند و خداوند جمعيت گنهكار را هدايت نمى كند.
7 بعضى گنهكاران ، نخست گناه را جايز مى كنند و سپس آن را انجام مى دهند، مثلاً با توجيهِ غيبتش نباشد، غيبت مى كنند و يا شخصى را طورى معرفى مى كنند كه غيبتش جايز است ، سپس تحت اين پوشش او را غيبت مى كنند.
نقل مى كنند: مرحوم آيت اللّه العظمى سيد محمد حجّت قدس سره (صاحب مدرسه حجتيه قم ) گفته بود، از آنها كه غيبت مرا كرده اند، مى گذرم ولى غيبت بعضى از طلاب را نمى بخشم . زيرا آنها اوّل مى گويند غيبتش جايز است بعد مرا غيبت مى كنند.
ريشه ى اين گونه توجيهات آن است كه انسان گنهكار مى خواهد، جلو راهش باز باشد و بدون هرگونه مسئوليتى گناه كند، و آزادانه به هر گونه هوسرانى دست يازد.
مثلاً اعتقاد به معاد و حساب و كتاب روز قيامت ، يكى از عوامل بازدارنده گناه است ، انسان توجيه گر براى اينكه آزادانه گناه كند، به انكار معاد برمى خيزد و در برابر دلايل استوار اثبات معاد، به هر دسيسه اى متوسل مى شود.
چنانكه در قرآن مى خوانيم : بل يُريدُ الاِنسانُ لِيَفجُر اَمامَه يَسئَلُ اَيّانَ يوم القيامة (313) انسان منكر معاد (در برابر دليل هاى روشن ) مى خواهد آزاد باشد و گناه كند، (از اين رو) مى پرسد قيامت كى خواهد بود!؟
8 افشاگرى ، يكى از توجيهات گناه است كه گاهى تحت پوشش آن گناه بزرگ آبروريزى ، صورت مى گيرد. البته افشاگرى در جاى خود درست است ، آنها را كه وجودشان در جامعه خطرناك است و منتظر فرصت و توطئه هستند، بايد افشا كرد ولى نه اينكه با توجيه افشاگرى گناهان پوشيده ى افراد محترم را فاش ساخت و آبروى آنها را ريخت .
يكى از توجيهاتى كه روى گناه را مى پوشاند و گنهكار را در گناهش ، گستاخ مى كند، توجيهات فرهنگى است مانند اينكه :
1 بى سواد بودم و نمى دانستم . اين توجيه نيز از توجيهات بى اساس است چرا كه خداوند از يكسو به انسان