(حافظ خون)عنوان يكى از نوحه هاى عاشورايى اوست كه حاوى مفاهيم ارزشى است :
پاس خون شهيد، گر چه بسى مشكل ست
آن كه تا شام بلا مى رود
عشق دلها: حسين !
تكسواران عشق ، [ز پاى افتاده ] اند(366)
يك زن و اين همه غم ؟ واى ! واى !
عشق دلها: حسين !
آن كه يك شب نشد ترك ، نماز شبش
ياور دين خدا، او بود
عشق دلها: حسين !
ناله يا حسين ! از دل غمديده زد
كرد كارى كه پيمبر نكرد!
عشق دلها: حسين !
دمِ دروازه كوفه ، به پا محشرست
هر سرى ، جلوه مرآت عشق
عشق دلها: حسين !
يا حسين ! يا حسين (367)!
حافظ خون او، زينب دريا دل ست
همه جا، با اُسَرا مى رود
يا حسين ! يا حسين !
پرچم كربلا، به دست او داده اند
مانده در دام ستم ، واى ! واى !
يا حسين ! يا حسين !
جانِ حسرت زده ، ز غم رسد بر لبش
سرپرست اُسرا، او بود
يا حسين ! يا حسين !
خم شد و بوسه بر گلوى ببريده زد
هيچ خواهر به برادر نكرد!
يا حسين ! يا حسين !
كوفه ، بر روى نى شاهد چندين سرست
بر لبش ، نغمه آيات عشق
يا حسين ! يا حسين (367)!
يا حسين ! يا حسين (367)!
(هـفـتاد و دو قربانى)عنوان اين نوحه عاشورايى در رثاى حضرت علىّ اصغر(ع) است . مـحـمـّد آزادگـان
(واصـل)كه از پيشگامان شعر آيينى و نوحه هاى عاشورايى است . سعى بـليـغـى در به تصوير كشيدن مفاهيم
ارزشى دارد و كمتر شعرى از او را مى توان نشان داد كه به اين مهم نپرداخته باشد:
گر حسين بن على شش ماهه قربان مى كند
از قيام كربلا مى كند محشر به پا
بايست جنگيد با ظلم و طغيان
گر چه عبّاس دلاور در نبرد كربلا
كاخ بيداد و ستم از ريشه ويران مى كند
اى اهل ايمان ! اينست فرمان :
گر چه عبّاس دلاور در نبرد كربلا
گر چه عبّاس دلاور در نبرد كربلا