راه نجف وامى كنيم
فرمانده آزاده ! آماده ايم ، آماده .
هيهات مِنَّا الذَّلَّه
هيهات مِنَّا الذّلّه .
قال رسول اللّه : نور عينى
قال رسول اللّه : نور عينى
حسينُ مِنّى انا مِن حسينى
حسين جا...ن ! كربلا
حسين !حسين !
حسين جا...ن ! كربلا
تمام لاله هاى پر پر ما
فداى مكتب و پيغمبر ما
واى اگر خمينى ، اذن جهادم دهد
ارتش دنيا نتواند كه جوابم دهد
حزب اللّه مى جنگد، مى ميرد
سازش نمى پذيرد
لبّيك اللّهم لبّيك ، لبّيك لا شريكَ لكَ لبّيك
كجاييد اى شهيدان خدايى ؟!
بلا جويان دشت كربلايى ؟!
خدايا! عاشقم ، عاشق ترم كن
سر و جانم فداى رهبرم كن
گلى گم كرده ام ، مى جويم او را
به هر گل مى رسم مى بويم او را
اى از سفر برگشتگان !
كو شهيدانتان ؟ كو شهيدانتان ؟
كربلا! كربلا! ما داريم مى آييم
مى روم مادر! كه اينك كربلا مى خواندم
مرا عشق حسين ، ديوانه كرده
تهى از خويش و از بيگانه كرده
نداشتيم توشه راه غريبى
توكّل بر خدا كرديم و، رفتيم
زايران ! آماده باشيد
كربلا در انتظار است
بر مشامم مى رسد هر لحظه بوى كربلا
بر دلم ترسم بماند آرزوى كربلا
اى خدا! ما را، كربلايى كن
امّت ما را، نينوايى كن (394)
در شـعـر ( كـلام مـخـيـّل و مـوزون و غـالباً مقفّى)و نظم (كلام موزون و هميشه مقفّى)رعايت ضوابط شعرى براى شاعر الزامى است و عدول از اين ضوابط به هيچ وجه جايز نيست . حـتـّى در (شـعـر نـيـمـايـى)نـيـز عـلاوه بـر حـضـور (عـنـصـر خـيـال)نـوعى آهنگ نيز وجود دارد و غالباً از كلمات قافيه نيز نه به صورت نردبانى كـه بـا شـيـوه خـاصـّى اسـتـفـاده مى شود، ولى در (شعار) چنين الزاماتى وجود ندارد و در طـول مـبـارزات بـى امـان تـوده هـاى مـردمـى بـا حـكـومـت سـتـمـشـاهـى و نـيز در جريان هشت سال دفاع مقدّس ، شعارهايى زبان به زبان مى گشت كه حضور ضوابط شعرى در آنها كمرنگ بود و يا به صورت كلام منثور خودنمايى مى كرد و علّت اين امر را بايد در طبيعت شـعـار جـسـتـجـو كرد كه به صورت خودجوش و از روى عواطف دينى و ملّى بر سر زبان مردم و كوچه و بازار مرتجلاً جارى مى شود.
والسّلام