و چون آيه هاى خدا بر او فرو خوانده شود متكبرانه از آن روى بر تابد چنانكه گوئى آن را نشنيده است گوئى در گوش او سنگينى است او را به عذابى دردناك بشارت ده ( لقمان 7 ) در روياروئى با دعوت دگرگون ساز و رهائى بخش نبى موضع انكار و تكذيب ميگيرد و بدين بهانه كه " اگر درست بود ما زودتر مى فهميديم " و " خدا بايد خود ما را مستقيم مخاطب مى ساخت " با آن به ستيز برمى خيزد :
و قال الذين كفروا للذين آمنوا لو كان خيرا ما سبقونا اليه منكران و پوشندگان حقيقت در باره ى گرويدگان و پيوستگان به دعوت نبى گويند :
اگر راه آنان نيكو ( درست ) مى بود ما پيش از آنها بدان مى پيوستيم ( الاحقاف 11 ) و اذا جائتهم آيه قالوا لن نؤمن حتى نؤتى مثل ما اوتى رسل الله و چون آيه ئى براى آنان مطرح شود گويند :
ما ايمان نخواهيم آورد تا اينكه پيام خدا بر خود ما نازل گردد ( الانعام 124 ) بانى و رهبر دعوت توحيد را داراى انگيزه هاى جاه طلبانه و سودجويانه معرفى ميكند و بدينوسيله و نيز با تكيه بر سنت هاى كهنه و پوسيده كه يكسره پيرايه هاى نظم مسلط است از كار برد و نفوذ دعوت توحيد در ميان مردم ميكاهد :
قالوا جئتنا لتلفتنا عما وجدنا عليه آبائنا و تكون لكما الكبرياء فى الارض و ما نحن لكما بمؤمنين گفتند ( در خطاب به موسى ) :
آيا آمده اى كه ما را از سنت هاى نياكانمان برگردانى و بزرگى و سرورى را بخودت و برادرت ( هارون ) اختصاص دهى ؟ اما هرگز دعوت شما را نمى پذيريم ( يونس 78 )