حكايت مباحثه آن جناب با علماء مذاهب اربعه در مجلس ((شاه خدابنده )) معروف و تشيع آن سلطان و اتباع او ببركات ((علامه )) و امر كردن سلطان به خطبه خواندن باسم ائمه اثنى عشر و سكه زدن بنام ايشان معروف است .آن بزرگوار بر جماعتى از علماء تلمذ كرده كه از جمله ايشان است ((محقق طوسى )) و ((كاتبى قزوينى )) صاحب شمسيه و دائيش ((محقق )) و پدرش ((شيخ يوسف )).وفات آن جناب در ((حله )) واقع شد. جنازه اش را به نجف حمل كردند و در ايوان مقدس ((حضرت امير المؤ منين عليه السلام )) او را بخاك سپردند.(( و محامد شيخنا العلامه رفع الله مقامه اكثر من ان يحصى و يحصر ولا يسع ذكر بعضه هذا المختصر.
و ان قميصا خيط من نسج تسعه
و عشرين حرفا عن معاليه قاصر
و عشرين حرفا عن معاليه قاصر
و عشرين حرفا عن معاليه قاصر
روز : 21
در اين روز، سنه 430، وفات يافت حافظ احمد بن عبدالله اصفهانى معروف به ((ابو نعيم )) بضم نون ، صاحب كتاب ((حلة الاولياء)) و او از علم محدثين و از اكابر حفاظ ثقات است و از علماء عامه بشمار رفته و لكن احتمال تشيع او مى رود و او از اجداد مجلسيين است و معلوم باشد كه حافظ در اصطلاح محدثين كسى را گويند كه صد هزار حديث با سند آن حفظ داشته باشند و حجه بر كسى گويند كه سيصد هزار حديث در حفظ او باشد و اما استعمال حافظ در ((حافظ شيرازى )) ظاهرا جارى بر اين استعمال نباشد بلكه مراد حافظيت او است قرآن را، چنانچه خودش خبر داده از حفظ داشتن قرآن را در اين شعر:
نديدم خوشتر از شعر تو حافظ
بقرآنى كه اندر سينه دارى
بقرآنى كه اندر سينه دارى
بقرآنى كه اندر سينه دارى