فیض العلام فی عمل الشهور و وقایع الأیام جلد 1

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

فیض العلام فی عمل الشهور و وقایع الأیام - جلد 1

عباس قمی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید


(( انى كنت امس اميرا فاصبحت اليوم مامورا))

من پيش از امروز امير بودم و لكن امروز ماءمورم و كس اطاعت امر من نميكند.

پس ((اشعث )) بنزد ((معاويه )) رفت و گفت چه اراده دارى . ((معاويه )) گفت : ميخواهم ما و شما پيروى كتاب خدا كنيم . يك مردى را شما اختيار كنيد و يك نفر را ما اختيار ميكنيم و از ايشان عهد ميثاق ميگيريم كه از روى قرآن عمل كنند و يكتن را برگزينند كه امر امت از براى او باشد. ((اشعث )) اينمطلب را پسنديد.

پس بناى انتخاب شد. اهل شام ، ((عمروعاص )) را براى تحكيم انتخاب كردند و ((اشعث )) و كسانى كه را خوارج داشتند، ((ابوموسى اشعرى )) را اختيار كردند.

((اميرالمؤ منين ))(ع ) فرمود كه شما در اول نافرمانى من نموديد. الحال نافرمانى من ننمائيد. من ((ابوموسى )) را براى اينكار نمى پسندم . ((اشعث )) و اصحاب او گفتند: ما هم جز او را نميخواهيم .

حضرت فرمود: كه او موثق نيست و از من مفارقت جست و بر طريق خذلان من رفت و چنين و چنان كرد. ((عبدالله بن عباس )) را اختيار كنيد. ((اشعث )) و اصحابش قبول نكردند. فرمود: اگر ((ابن عباس )) را نمى پسنديد، ((اشتر)) را اختيار كنيد. گفتند: ما جز ((ابوموسى )) كس ديگر را نمى پسنديم . لا جرم ، ((اميرالمؤ منين ))(ع ) از روى لاعلاجى فرمود هر چه خواهيد بكنيد.

پس كس فرستادند بنزد ((ابوموسى )) و از براى تحكيم او را طلبيدند و در سنه 38، در ((دومة الجندل )) حكمين تلاقى كردند و داستان حكمين و فريب دادن ((عمروعاص )) و ((ابوموسى )) را وخلع ((اميرالمؤ منين ))(ع ) و نصب ((معاويه )) مشهور است و مقام گنجايش ذكر ندارد.

در اين روز، بقول ((كفعمى )) و ((بهائى )) و ((فيض )) سر مبارك سيدالشهداء را وارد دشمق كردند و بنى اميه آنروز را عيد قرار دادند.

در اين روز، و بقولى روز سوم در سنه 131، ((زيد بن على بن الحسين )) شهيد شد. بدانكه ((زيد)) بعد از برادر خود، امام محمد باقر عليه السلام از بقيه برادران خويش افضل و اشرف بود و بعبادت و ورع تقوى و فقه و سخاوت و شجاعت معروف و موصوف بود و با شمشير خروج كرد. بسيارير از مردم در حق او اعتقاد امامت نمودند و چنين گمان كردند كه خروج او با شمشير بجهت ادعاى امامت است و لكن چنين نبوده و بلكه عرض او، امر بمعروف و طب خون حضرت ((سيدالشهداء)) و خواندن مردم بسوى آل محمد(ع ) بوده و ((زيد)) اجل شاءن بوده و از آنكه نداند كه او مستحق امامت نيست و امر امامت با حضرت باقر و حضرت صادق است .

/ 157