فیض العلام فی عمل الشهور و وقایع الأیام جلد 1

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

فیض العلام فی عمل الشهور و وقایع الأیام - جلد 1

عباس قمی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید


پس فرمود: مادر ((اسماعيل ))(ع ) كنيزى بود از براى مادر ((اسحق )) و با آنكه مادر كنيز بود، حق تعالى او را مبعوث بنبوت فرمود و قرار داد او را پدر عرب و بيرون آورد از صلب او پيغمبر خاتم ، خير البشر صلوات الله عليه و آله . اينكه تو مرا بما در طعن ميزنى و حال آنكه من فرزند ((على )) و ((فاطمه )) عليهماالسلام ميباشم . پس بپا خواست و اشعارى خواند كه صدرش اين بيت است :




  • شرده الخوف وازرى به
    كذاك من يكره حر الجلاد



  • كذاك من يكره حر الجلاد
    كذاك من يكره حر الجلاد



پس از نزد ((هشام )) بيرون شد و بجانب كوفه برفت . قرآء و اشراف كوفه با او بيعت كردند. پس ((زيد)) خروج كرد و ((يوسف بن عمر ثقفى )) عامل عراق از جانب ((هشام )) حرب او را آماده گشت .

زمانيكه تنور حرب تافته شد، اصحاب ((زيد)) بناى غدر نهادند و نكث بيعت نموده ، فرار كردند و باقى نماند يا زيد مگر جماعت قليلى و پيوسته قتال سختى كرد تا شب داخل شد و لشكريان دست از جنگ كشيدند و ((زيد)) زخم بسيار بر داشته بود و تيرى هم بر پيشانيش رسيده بود. پس حجامى را از يكى از قراى كوفه طلبيدند تا پيكان تير را از جبهه او بيرون كشد. همينكه حجام ، آن تير را بيرون آورد، ((زيد)) دنيا را وادع كرد. پس جنازه او را برداشتند و در جوى آبى دفن نمودند و قبر او را از خاك و گياه پر كردند و آب بر روى آن جارى نمودند و از آن حجام نيز پيمان گرفتند كه اين مطلب را آشكار نكند.

/ 157