چون صبح شد، حجام بنزد ((يوسف )) رفت و موضع قبر ((زيد)) را نشان او داد. ((يوسف )) قبر ((زيد)) را شكافت و جنازه او را بيرون آورد و سر مباركش را جدا كرد براى ((هشام )) فرستاد. ((هشام )) او را مكتوب كرد كه ((زيد)) را برهنه و عريان بردار كشد.((يوسف )) او را در كناسه كوفه برهنه بردار آويخت و بهمين قضيه اشاره كرده بعض شعراى بنى اميه لعنهم الله و خطاب بآل ابوطالب و شيعه ايشان نموده و گفته :
صبلنا لكم زيدا على جذع نخلة
و لم ارمهديا على الجذع يصلب
و لم ارمهديا على الجذع يصلب
و لم ارمهديا على الجذع يصلب