نمازش هشت ركعت است به ((حمد)) و هر سوره كه خواهد و غسل نيز در اين شب وارد است .
روز : 24
بخواند (( اللهم انى اسئلك فيه ما يرضيك و اعوذبك ممايؤ ذيك (التوفيق ان ، خ ل ) و اسئلك التوفيق فيه لان اطيعك و لا اعصيك يا عالما با حوال السائلين )) .((شيخ بهائى )) فرموده كه در اين روز سنه 65 متغلب بنى اميه مروان بن حكم هلاك شد و سببش آن بود ك تزويج كرده بود زن يزيد بن معاويه را. روزى به پسر زنش ((خالد بن يزيد)) گفت : يا بن الوظيه گفت : يا بن الوظيه . زنش چون شنيد در غضب شد و روزى در وقت خواب ((مروان )) و ساده اى بر صورتش نهاد و با كنيزگان روى آن نشست تا ((مروان )) هلاك شد و در آنوقت 63 سال از عمر نحسش گذشته بود.فقير گويد كه من در تاريخ خود، احوال ((مروان )) و پدر او را ووفات او را بنحو ديگر ذكر نمودم و در آنجا نقل كردم از كتب عامه كه حضرت رسول اكرم (ص ) در حق او فرمود: (( الوزغ بن الوزغ ، الملعون بن المعلون )) . و بيان كردم مناسبت و سنخيت وزغ را با بنى اميه و در اينجا بچند كلمه از حال او اكتفا ميكنم .بدانكه ((مروان )) مادر پدرش ((زرقاء)) از ذوات الاعلام است و پدرش ((حكم )) عموى ((عثمان )) و طريد رسول الله (ص ) است و ((مروان )) را ((عثمان )) در زمان خلافت بوزارت و كتابت سر خود اختيار كرد.به عقيده اهل سنت سبب قتل ((عثمان ))، ((مروان )) شد بجهت كاغذى كه در قتل ((محمد بن ابى بكر)) براى ((عبدالله بن ابى سرح )) والى مصر او نوشته بود و مهر ((عثمان )) را بر او زده بود.و او همان است كه در جنگ است جمل همراه ((عايشه )) بوده و ((طلحه )) را تيرى بزد و بكشت و بعد از فتح اسير شد و ((حسنين )) عليهماالسلام از او نزد ((امير المؤ منين )) شفاعت كردند. حضرت او را رها كرد. عرض كردند بيعت بگير از او. فرمود مگر بيعت نكرد با من بعد از قتل ((عثمان )). مرا حاجت به بيعت او نيست ، همانا دست او دست يهودى است ، چه يهود بغدر معروفند اگر بدست بيعت كنند بسينه خود غدر كنند و مر او را امارتى است محقر و بى قدر چنانچه سگى بينى خود را بليسد. پس فرمود: (( و هو ابو الاكبش الاربعة و ستلقى الامة منه و من ولد يوما احمر )) . چنان شد كه آنحضرت فرموده بود. چنانچه در تاريخ خود شرح دادم و مروان را خيط باطل ميگفتند و او از اشد مردم بود در عداوت خدا و رسول و اهل بيت ، بخصوص ((امير المؤ منين )). دو مرتبه در مدينه حكومت يافت و ((ابن اثير)) گفته كه در هر جمعه بر منبر ((رسول خدا ص )) بالا ميرفت و در محضر مهاجر و انصار مبالغه در سب (( اميرالمؤ منين ع )) ميكرد و او بعد از معاوية بن يزيد با امارت رسيد و نه ماه و كسرى مدت سلطنت او بود. پس از او ((عبدالملك )) پسرش بجاى وى نشست و روزگار امت در زمان او و پسرانش سياه شد. لعنتة الله عليهم اجمعين .