فیض العلام فی عمل الشهور و وقایع الأیام جلد 1

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

فیض العلام فی عمل الشهور و وقایع الأیام - جلد 1

عباس قمی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید


روز : 15

در اين روز سال سوم هجرى عزوه ((احد)) واقع شد و اين بعد از غزوه ((بدر)) بود بيكسال و ابوسفيان و بعضى ديگر از مشركين ، زنان خود را نيز همراه آورده بودند و در اول كار غلبه براى مسلمانان واقع شد بسبب كشتن اميرالمؤ منين ،((طلحة ابن ابى طلحة )) را كه كبش الكتيبه و علمدار لشكر كفار بود. كفار فرار كردند و مسلمان باخذ غنائم جمع شدند. پس ((خالد بن الوليد)) با جمعى ديگر كه در كمين بودند، بيرون آمدند و دور پيغمبر را با شمشير و نيزه احاطه كردند و پشانى آن جناب را شكستند و از اصحاب آن حضرت هفتاد نفر كشته گشت و((ابن قميئه )) فرياد برداشت كه محمد(ص ) را كشتم اصحاب رسول (ص ) فرار(20) كردند و كسى باقى نماند جز اميرالمؤ منين عليه السلام .

و رسولخدا(ص ) مدهوش گشته بود و اميرالمؤ منين (ع ) كفار را از آن حضرت دور ميكرد و نود جراحت بر بدن على عليه السلام رسيده بود و در آنروز از مواسات آنجناب ملائكه تعجب كردند و در ميان آسمان و زمين ندا بلند شد:




  • لاسيف الا ذوالفقار
    و لا فتى الا على (21)



  • و لا فتى الا على (21)
    و لا فتى الا على (21)



پس بعضى اصاحب ملحق شدند مانند: عاص بن ثابت ، ابودجانه ، و سهل بن حنيف . و در آن روز اسدالله حضرت حمزة سيد الشهداء زمان خود، بدست وحشى شهيد گشت اين وحشى همانستكه بعد از اين واقعه از ترس حضرت رسول (ص ) به سختى زندگى ميكرد و در آخر كار خود را پوشيده بخدمت آن حضرت رسانيد و ناگاه بر سر آن جناب ايستاد و كلمه شهادت گفت و اين آيت مبارك در حق او نازل شد:

(( و آخرون مرجون لامرالله اما يعذبهم واما يتوب عليهم )) .

/ 157