فیض العلام فی عمل الشهور و وقایع الأیام جلد 1

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

فیض العلام فی عمل الشهور و وقایع الأیام - جلد 1

عباس قمی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید


و ((وحشى )) از حضرت رسول (ص ) پنهان ميزيست بجهت آنكه نگاه رسول (ص ) بصورت او نيفتد و شهادت ((حمزه )) را ياد نكند تا در ايام خلافت ((ابى بكر)) كه بجنگ ((مسيلمه )) كذاب رفت و هم حربه بر او برانيد و او را بكشت . مسلمانان از قتل ((مسيلمه )) نيك شاد شدند چندانكه در شهادت ((حمزه )) حزين بودند و ((وحشى )) هيمگفت : بهترين خلق را من كشتم و بدترين خلق نيز بدست من تباه شد.

و بالجمله بعد از شهادت ((حمزه ))، ((هند)) مادر معاويه از بغض و عدواتى كه با حمزه داشت جگر حمزه را طلبيد و در دهان گذاشت ، در دهانش بقدرت خدا سخت و از دهان بيفكند. از اين جهت او را ((آكلة الاكباد)) گفتند. پس ببالين ((حمزه )) آمد و گوش و بينى و اعضاى آنجناب را مثله كرد و ((ابن الزبعرى )) در مفاخرت قريش و فتح ايشان اشعارى بگفت كه يزيد ببعضى از آنها تمثل جست در آن هنگام كه مبارك امام حسين عليه السلام را در مجلس او آوردند.

و قتل حمزه در رسولخدا(ص ) سخت تاثير كرد و چون از جنگ گاه به ((مدينه )) تشريف آورد و در اين هنگام كه كمتر خانه اى بود كه از آن بانگ گريه و سوگوارى بلند نباشد از جهت عزاى شهيد خود، جز از خانه حمزه . لهذا رسول خدا(ص ) اشك در چشمانش گرديد و فرمود. (( لكن حمزد لابواكى له )) . حمزه در اين روز گريه كن ندارد.

انصار، چون اين شنيدند، بخانه هاى خود شدند و زنها را گفتند كه بر كشتگان خويش گريه نكنيد. اول بخانه حمزه شويد و بر او بگرئيد آنگاه بر كشتگان خود، نوحه نمائيد. ايشان چنين كردند. پيغمبر را خوش آمد و دعا كرد در حق ايشان و اين قاعده در ميان زنان مدينه ماند كه در هر مصيبتى كه روى بكند اول لختى بر((حمزه )) بگريند، آنگاه بر مصيبت خود.

بالجمله ، حمزه را با خواهر زاده اش ((عبدالله بن جحش )) در يك قبر نهادند و از اين گونه هر كس با كسى ماءلوف بود هر دو تن و سه تن را در يك لحد مى نهادند و ايشان را با همان جامه هاى خون آلود بخاك مى سپردند و قصه شكافتن قبور شهداى احد، در زمان معاويه ، هنگامى كه خواست چشمه آب از آنجا جارى كند، معروف است .

شايسته است كه مؤ منين در اين روز محزون و غمگين باشند و بسيارى از لذائذ را ترك نمايند بجهت مصيبت و شكستگى خاطر پيغمبر صلى الله عليه وآله .

و نيز در اين روز بقول بعض علما، رد((شمس )) شده براى حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام و مشهور نزد اصحاب و مقتضاى اخبار كثيره آنست كه دو دفعه آفتاب براى اميرالمؤ منين عليه السلام برگشته : يكى در حيوة رسولخدا(ص ) در نزديكى مسجد قبا در آن موضعى كه او را الان مسجد رد شمس و مسجد فضيخ ميگويند و ديگر بعد از وفات رسولخدا(ص ) در اراضى بابل نزديك ((بحله سيفيه )) و تفصيل هر دو در كتب مناقب و معجزات ذكر شده و سيد حميرى در قصيده ((مذهبه )) بهردو اشارت كرده در آنجا كه گفته :




  • ردت عليه الشمس لما فانه
    و قت الصلوة و قد دنت للمغرب



  • و قت الصلوة و قد دنت للمغرب
    و قت الصلوة و قد دنت للمغرب



/ 157