و نسب ايشان منتهى مى شود به ((ابوالمعالى جوينى )) امام طايفه شافعيه ، لكن خود ايشان شيعه و امامى مذهب بودند و پدر ايشان تا ((ابوالمعالى )) همگى صاحبان مناصب بودند.و ((خواجه عطا ملك )) همانستكه بحكم ((آقاباخان )) در خطه بغداد رآيت حكومت برافراخت و آن بلده را كه بعد از قتل ((مستعصم )) ويران و خراب بود، باندك زمانى معمور نمود و در زمين ((نجف )) نهرى حفر كرد و آب فرات را بحوالى مشهد نجف جارى نمود و او همانستكه ((شيخ كمال الدين ميثم بحرانى ))(29) كتاب ((شرح نهج البلاغه )) را بنام نامى او نوشته چنانچه مولانا فاضل ((حسن بن على طبرسى ))(30) كتاب كامل بهائى را بنام برادرزاده اش ((بهاء الدين محمد بن صاحب ديوان )) كه نظير ((صاحب بن عباد)) بوده منسوب كرده و كسيكه خواهد بر جلالت اين سلسله جليله مطلع شود، رجوع كند به ((مجالس المؤ منين )).
روز : 5
بمفاد آيه (( و اذيرفع ابراهيم القواعد من البيت و اسمعيل )) رفع قوائد خانه مكه شد بدست ابراهيم و اسماعيل .بدانكه در بيست و پنجم ذى القعده ، آدم صفى عليه السلام بدستيارى جبرئيل ، خانه كعبه را برآورد و حجرالاسود را نصب كرد و اين خانه ، محل اسعاف مطالب و مطاف قادم و ذاهب بود تا دو هزار و دويست و چهل و دو سال از هبوط گذشته كه طوفان نوح ، واقع شد و آب تمام عالم را فرو گرفت و اگر چه ((بيت العتيق )) از آسيب غرق ، محفوظ ماند، اما چنانچه در تاريخ است بيشتر حائط آن بنا، عرصه هدم و انمحا گشت و بعد از طوفان آن موضع چون تل سرخى مينمود و مردم از آن تل سرخ ، حوائج خود مى خواستند و قربانى مينمودند و اين بود تا سه هزار و چهارصد و بيست و نه سال بعد از هبوط كه حضرت ابراهيم ماءمور به تجديد عمارت خانه مكه شد. بس بمدد اسماعيل و ارشاد جبرئيل بساختن خانه پرداخت . پسر سنگ آوردى و پدر بر روى هم نهادى و چون بمقام حجرالاسود رسيد، اسماعيل در پى سنگ نيكوئى بود كه در خور آن موضع باشد كه صدائى از كوه ابوقبيس بر آمد كه اى ابراهيم ! ترا نزد من وديعتى است و حجرالاسود را كه جبرئيل هنگام طوفان در آن كوه پنهان كرده بود، تسليم ابراهيم كرد و آنحضرت بجاى خودش استوار فرمود. و توليت آن بقعه شريفه را به اسماعيل تفويض نمود.و در اين روز، سنه 664، وفات يافت سيد اجل عاليمقام ((طاوس آل طاوس رضى الدين على بن موسى بن جعفر)) مشهور به ((سيد ابن طاوس )). نسب شريفش منتهى مى شود به ((داود بن حسن بن حسن مجتبى )) عليه السلام . والده ماجده اش دختر ((شيخ مسعود ورام بن ابى فراس )) و برادرش سيد اجل ((احمد بن موسى )) صاحب بشرى و ملاذ است و پسر برادرش ((سيد عبدالكريم بن احمد)) صاحب فرحة الغرى است و فضائل سيد در زهد و عبادت و تقوى و جلالت قدر و معرفت او بعظمت خدا و ائمه عليهم السلام ، زياده از آنستكه ذكر شود، هر كه طالب باشد رجوع به كتب آنجناب نمايد خصوص به كتاب ((كشف المهجة )).(( و كان رحمه الله مستجاب الدعوه و صاحب الكرامات الباهرة و كان فصيحا بليغا دعاءا و بالجمله اطاله الكلام فى حقه اذراء لشانه .))
او نميماند بما گرچه ز ما است
ما همه مسيم و احمد كيميا است
ما همه مسيم و احمد كيميا است
ما همه مسيم و احمد كيميا است