در اين روز، سنه 385، ((على بن عمر)) معروف به ((دار قطنى )) حافظ معروف وفات كرد و چون ديوان ((سيد حميرى )) را حفظ كرده بود و او را به تشيع نسبت دادند و دار قطن بفتح را، اسم محله ايست در بغداد.
روز : 10
در اين روز، سنه 1030، وفات كرد بمكه معظمه و مدفون شد بقرب قبر خديجه ، ((شيخ جليل ابن الفقهاء و ابوالفقيهين فخرالدين محمد بن الشيخ حسن بن - الشهيد الثانى )) رضى الله عنهم - و اين شيخ معظم مجاور بمكه بود و بر صاحب مدارك و ميرزا محمد استرآبادى رجالى ، تلمذ كرده و بر ((تهذيب )) و ((استبصار)) شرح نوشته و حواشى بسيار بر كتب فقه و اصول و حديث نگاشته و اشعار رائقه گفته ، از جمله قصيده اى در مرثيه سيدالشهداء عليه السلام كه ((شيخ حر عاملى )) در ((امل الآمل )) از او نقل كرده .
روز : 11
در اين روز، سنه 148، ولادت با سعادت حضرت امام رضا عليه السلام واقع شده در مدينه ، بنا بر مشهور. و در تعيين اسم والده ماجده اش اختلافست و مشهور در اخبار ((تكتم )) و ((نجمه )) است و بعد از ولادت حضرت رضا(ع ) طاهره اش گفتند و روايت شده از آن مخدره كه گفت چون حامله شدم بفرزند بزرگوار خود، بهيچوجه ثقل حمل در خود احساس نمى كردم و چون بخواب مى رفتم صداى تسبيح و تهليل و تمجيد حق تعالى از شكم خود مى شنيدم ، و خائف و ترسان مى شدم . چون بيدار مى گشتم صدا نمى شنيدم . چون آن فرزند سعادتمند از من متولد شد، دستهاى خود را بر زمين گذاشت و سر مطهر خود را بسوى آسمان بلند كرد و لبهاى مباركش حركت مى كرد و سخنى مى گفت كه نفهميدم و در آن ساعت امام موسى (ع ) نزد من آمد و فرمود: گوارا باد ترا اى نجمه ! كرامت پروردگار تو.پس آن فرزند سعادتمند را در جامه سفيدى پيچيدم و بآنحضرت دادم . در گوش راستش اذان گفت و در گوش چپش اقامه گفت و آب فرات طلبيد و كامش را بآن برداشت ، پس بدست من داد و فرمود: بگير اين را كه بقيه الله است در زمين حجت خدا است بعد از من .روايت شده كه حضرت امام موسى عليه السلام به پسران خود مى فرمود كه اى اولاد من ! برادر شما: ((على بن موسى )) عالم آل محمد است از او سئوال كنيد معالم دين خود را. حفظ كنيد فرمايشات او را. همانا شنيدم از پدرم كه مكرر بمن مى فرمود كه عالم آل محمد(ص ) در صلب تو است و ايكاش من او را درك مى كردم . همانا او همنام اميرالمؤ منين على عليه السلام است .