فیض العلام فی عمل الشهور و وقایع الأیام جلد 1

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

فیض العلام فی عمل الشهور و وقایع الأیام - جلد 1

عباس قمی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید


روز : 13

و بقولى سلخ شوال سنه 295 ((مكتفى بالله على بن معتضد)) عباسى ، وفات كرد و مدت خلافتش قريب شش سال و هفت ماه بوده و اول امر، بنايش بر رعيت پرورى و عدالت و رفع ظلم بوده لكن در آخر كار حالش بعكس شد و خواست بناء قصرى كند بناحيه ((شماسيه ضياع )) و مزارع آن ناحيه را از صاحبانش غصب كرد بناء قصر در آنجا نمود. مردمان زبان بنفرين او گشودند. دولتش سپرى شد. هنوز قصر بپايان نرسيده بود كه عمرش بپايان رسيد و چه خوب گفته ((شيخ سعدى )):




  • بسى بر نيايد كه نبياد خود
    خرابى كد مرد شمشير زن
    چراغى كه بيوه زنى بر فروخت
    بسى ديده باشى كه شهرى بسوخت



  • كند آنكه بنهاد بنياد بد
    نه چندانكه آه دل پيره زن
    بسى ديده باشى كه شهرى بسوخت
    بسى ديده باشى كه شهرى بسوخت



گويند ((سلطان محمود غزنوى )) مى گفته كه من از نيزه شيرمردان آنقدر نمى ترسم كه از دوك پيره زنان .

و در اين روز، سنه 1028، وفات كرد به مكه معظمه سيد نا الاجل ((ميرزا محمد بن على )) الاسترآبادى اصلا والساكن فى الغرى و المجاور بمكه و المدفون بها. صاحب كتب رجاليه و شرح آيات الاحكام و غيره . اين سيد جليل بكثرت وثاقت و زهد و تقوى و ورع معروف است و او همانستكه ((امام زمان عليه السلام )) را ملاقات كرده چنانچه ((علامه مجلسى )) ذكر فرموده و از خود ((سيد)) نقل شده كه شبى در اطراف خانه خدا طواف مى كردم كه جوان خوشروئى را ديدم كه مشغول بطواف شده همينكه نزديك بمن رسيد، دسته گل سرخى بمن عطا كرد و اين در غير فصل گل بود. من گرفتم و بوئيدم و گفتم اى سيد من ! اين گل از كجا است ؟ فرمود: از خرابات . اين بفرمود و پنهان شد.

/ 157