بیشترلیست موضوعات فيض العلام فى عمل الشهور و وقايع الايام 1 مقدمه فرزند مؤ لّف دعا تاريخ رابطه دعا و تاريخ خصوصيت مكان و زمان و شخص در اسلام مقدمه اعمال مشتركه هر ماه باب اول : وقايع و اعمال ماه رمضان * فصل اول : * فصل دوم : وقايع غره ماه رمضان باب دوم : وقايع و اعمال ماه شوال باب سوم : وقايع و اعمال ماه ذى القعده باب چهارم : وقايع و اعمال ماه ذى الحجة الحرام باب پنجم : وقايع و اعمال ماه محرم باب ششم : وقايع و اعمال ماه صفر توضیحاتافزودن یادداشت جدید ((ابن بابويه )) روايت كرده كه چون امام رضا(ع ) با ((ماءمون )) به جانب عراق مى آمدند روزى آن جناب را تبى عارض شد و اراده قصد كرد و ((ماءمون )) از پيش ، يكى از غلامان خود را كه بروايت ((شيخ مفيد))، ((عبدالله بن بشير)) نام داشت امر كرده بود كه ناخنهاى خود را بلند كند و به كسى هم اظهار نكند و چون شنيد كه حضرت اراده قصد دارد، زهرى مانند ((تمر هندى )) بيرون آورد و بآن غلام داد و گفت اينرا ريزه كن و با ناخنهاى خود سرشته و خمير كن و دست خود را بآن آلوده گردان و ميان ناخنهاى خود را از آن پر كن و دست خود را مشوى و با من بيا.پس مامون سوار شد و بعيادت آن حضرت آمد و نشست تا آن جناب را فصد كردند و بروايت ديگر نگذاشت و در خانه اى كه حضرت مى بود، بوستانى بود كه درختان انار در آن بود. همان غلام را گفت كه چند دانه انار بچين ، چون چيد و آورد، گفت اينها را براى ((حضرت رضا)) در جامى دانه كن و بروايت ((شيخ مفيد)) گفت فشار بده و آبش را بگير. پس آن جام را بدست شوم خود گرفت و نزد آن امام مظلوم گذاشت و گفت از اين آب انار تناول كنيد كه براى شما نيكو است .حضرت فرمود الحال باشد، ساعتى ديگر بعد از رفتن شما. ((ماءمون )) گفت نه بخدا سوگند البته بايد در حضور من تناول نمائى و اگر نبود رطوبتى در معده من ، هر آينه من نيز در خوردن با تو موافقت مى كردم .پس بجز ((ماءمون )) آن جناب چند قاشقى از آن تناول فرمود. پس ((ماءمون )) بيرون رفت و حضرت در همان ساعت بقضاى حاجت شتافت .راوى گفت كه نماز عصر را نكرده بوديم كه پنجاه مرتبه او را حركت داد و از آن زهر قاتل ، احشاء و امعاى آن جناب بزير آمد. چون اين خبر به ((ماءمون )) رسيد، پيغام فرستاد كه اين ماده ايست از فصد بحركت آمده است ، دفعش براى شما نافع است و چون شب در آمد، حال آن جناب دگرگون شد و امر شدت گرفت و چون صبح گشت آن حضرت به رياض رضوان انتقال فرموده بود و آخر كلامى كه از آن جناب شنيده شده اين آيه مبارك بوده :(( قل لو كنتم فى بيوتكم لبرز الذين كتب عليهم القتل الى مضاجعهم و كان امر الله قدرا مقدورا))و بروايت ((شيخ مفيد))، حضرت بعد از خوردن زهر، دو روز زنده بود و وفات كرد. پس ((مامون )) يك روز و يك شب ، وفات آن جناب را پنهان داشت .پس ((محمد بن جعفر صادق )) را با جماعت آل ابوطالب كه حاضر بودند، طلبيد و خبر وفات آن جناب را بايشان اظهار كرد و گريست و حزن شديد اظهار كرد. پس ايشان را بنزد آن جناب آورد و بدن آن حضرت را بايشان نمود و گفت گواه باشيد كه آسيبى از ما باو نرسيده است .