فیض العلام فی عمل الشهور و وقایع الأیام جلد 1

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

فیض العلام فی عمل الشهور و وقایع الأیام - جلد 1

عباس قمی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید


در اين روز، سنه 60، ((مسلم بن عقيل )) در كوفه خود را ظاهر كرد و اصحاب خود را امر بخروج فرمود. باندك زمانى از اصحاب مسلم مسجد و بازار مملو شد و دور قصرالاماره را گرفتند و كار را بر ((ابن زياد)) تنگ كردند. اتباع ((ابن زياد)) كوفيانرا تخويف و انذار كردند و از معاونت ((مسلم )) ايشانرا سست گردانيدند. كوفيان بناى نفاق و تفرق نهادند و پيوسته از دور ((مسلم )) پراكنده شدند تا شب داخل شد و از آنجماعت باقى نماند جز سى نفر.

((مسلم )) نماز مغرب را در مسجد بجا آورد و چون از مسجد پاى بيرون نهاد، ديگر كسى با او نبود. پس تنها متحيرانه در كوچه هاى كوفه مى گرديد تا بدر خانه ((طوعه )) رسيد و آن زنى بود كه بانتظار پسر خود بر در خانه خويش ‍ ايستاده بود. ((مسلم )) را چون نظر بروى افتاد سلام كرد و شربت آبى طلبيد. ((طوعه )) آب آورد. ((مسلم )) آشاميد و آنجا نشست . ((طوعه )) ظرف آبرا بخانه برد و گذاشت و برگشت . ((مسلم )) را آنجا نشسته ديد. عرض ‍ كرد: اى بنده خدا مگر آب نياشاميدى ؟ فرمود: بلى . گفت : برخيز بخانه خود برو. ((مسلم )) جواب نفرمود. دوباره اعاده كرد. جواب نشنيد، تا دفعه سوم گفت : سبحان الله ! اى بنده خدا برخيز، بسوى اهل خود برو، چه بودن تو در اين وقت شب بر در خانه من شايسته نيست و من هم حلال نمى كنم . ((مسلم )) برخواست و فرمود: يا امة الله ! مرا در اين شهر، خانه و خويشى و يارى نيست . غربيم و راه بجائى نمى برم . آيا ممكنست بمن احسانى كنى و مرا در خانه خود، پناه دهى و شايد من بعد از اين مكافات كنم . عرض كرد قضيه شما چيست ؟ فرمود: من مسلم بن عقيل هستم كه كوفيان مرا فريب دادند و دست از يارى من برداشتند و مرا تنها و بيكس گذاشتند.

((طوعه ))، ((مسلم )) را بخانه آورد و شب عرفه را در خانه ((طوعه )) بود. روز عرفه ، لشكر آمدند براى قتال او و با او محاربه كردند تا آنكه آنجناب را دستگير كردند(39) بتفصيلى كه مقام ، گنجايش نقل ندارد.

در همان روز، بعينه ((عمرو بن سعيد بن العاص )) با جماعت بسيارى ، ببهانه حج بمكه آمدند و از جانب ((يزيد)) ماءمور بودند كه امام حسين (ع ) را در مكه بهر حال كه باشد بگيرند و بنزد ((يزيد)) ببرند يا آنكه او را بقتل رسانند.

لاجرم امام حسين (ع ) احرام حج را بعمره عدول فرمود و طواف خانه و سعى ما بين صفا و مروه بجاى آورد و محل شد و متوجه عراق گرديد.

((ابن عباس )) گفته كه پيش از آنكه متوجه عراق گردد، بر در كعبه ايستاده بود و دست جبرئيل در دست او بود و جبرئيل ندا مى كرد مردم را: هلمو الى بيعة الله و خطبه آنحضرت : خط الموت على ابن آدم و كلمات آن جناب با برادرش ((محمد حنفيه )) و مكالماتش با عبادله در وقت حركتش بسمت عراق در جاى خود بشرح رفته است .

/ 157