غيب و شهادت - مرزهای ذات، صفات و افعال خداوند (1) نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

مرزهای ذات، صفات و افعال خداوند (1) - نسخه متنی

عبدالله جوادی آملی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

غيب و شهادت

مطلب بعدي آن است كه اين «عالم الغيب والشهادة» ارشاد به نفي موضوع است نه اين كه غيبي هست و شهادتي هست و خداي سبحان، هم به غيب علم دارد هم به شهادت، چون غيب بما انّه الغيب تعلق نمي‏گيرد، اگر هم گفته شد عالم الغيب است يعني لاغيب له، نه اين كه يك چيزي نسبت به حق تعالي غيب هست مع ذالك خدا به آن شي‏ء بما انه غيب علم دارد چون علم شهود و حضور است و با غيب جمع نمي‏شود، غايب بما انه غايب معلوم احدي نخواهد شد قهراً اين غيب مي‏شود غيب قياسي يعني چيزي كه پيش ديگران غايب است پيش ذات اقدس اله غايب نيست. اين ارشاد به نفي موضوع است نظير همان بياني كه از حضرت امير ـ سلام الله عليه ـ رسيده است كه: «لو كشف الغطاء ما ازددت يقيناً»2 اين ارشاد به نفي موضوع است نه اين كه الآن يك پرده‏اي جلو چشم من هست ولي من پشت پرده را مي‏بينم و اگر اين پرده كنار برود يقين من اضافه نمي‏شود اين طور نيست چون اگر پرده باشد او پشت پرده را مي‏داند نه اين كه ببيند و اگر پرده كنار برود دانستن به ديدن تبديل مي‏شود و به يقين اضافه مي‏شود. پس معناي آن كلام امير مومنان علي (ع) اين است كه اصلاً پرده‏اي نيست اگر پرده از چشم همگان كه «اعينهم في غطاء عن ذكري»3 اين پرده كه الان آويخته است برطرف بشود براي من بي تفاوت است چون من پرده‏اي جلو چشم خودم نگذاشته‏ام. واقع كه پرده‏اي ندارد پرده جلو چشم خود انسان است نه واقع، واقع پوشيده نيست اين پرده است كه جلوي چشم بيننده است.

در سوره مباركه قاف هم فرمود: «لقد كنت في غفلة من هذا فكشفنا عنك غطاءك فبصرك اليوم حديد»4 يعني قيامت كه مي‏شود پرده از جلوي چشم تبهكار برداشته مي‏شود نه اين كه پرده از روي عالم برداشته بشود نفرمود و كشفنا عنا غطاء نا يا عن الواقع غطائه بلكه فرمود

فكشفنا عنك غطاءك اينهايي كه اعينهم في الغطاء عن ذكري اند و اگر كسي بي پرده جهان را ديد براي او تفاوت نمي‏كند، اگر پرده از جلو چشم ديگران برداشته شود براي او يكسان است. پس آيه «عالم الغيب والشهادة» ارشاد به نفي موضوع است.

فلسفه تقدم غيب بر شهادت

معمولاً در قرآن كريم غيب بر شهادت مقدم است، اين تقديم غيب بر شهادت يا براي آن است كه اين غيب اهم از شهادت است يا براي اين است كه اگر كسي خواست به شهادت علم پيدا كند بايد از راه غيبش باشد: چون همه اينها در مخزن الهي وجود دارند و اگر كسي به غيب اشيا يعني به مخازن الهي علم پيدا كرد يقيناً به آن چه كه در خارج هم واقع مي‏شود هم علم دارد، پس آنها كه عالم غيب اند شهادت را در دو نشئه مي‏بينند يعني آن چه كه در جهان خارج اتفاق مي‏افتد قبل از وقوع هم مي‏دانسته‏اند حين وقوع هم مي‏دانند. پس غيب از اين جهات مقدم بر شهادت است.

قبل از اين كه به ساير اسما برسيم در همين قسمت كه «هو» هست و «الله» هست و عالم الغيب و الشهادة هست و هوالرحمن الرحيم كه اين «رحمان و رحيم» بخشي‏اش به صفات فعل برمي‏گردد بحثي لازم است.

/ 8