كس را چه زور و زهره كه وصف علي
زور آزمايِ قلعه خيبر كه بند او
مردي كه در مصاف، زره پيش بسته بود
شير خدا و صفدر ميدان و بحر جود
ديباچه مروت و ديوان معرفت
فردا كه هر كسي به شفيعي زنند دست
پيغمبر آفتاب منير است در جهان
يا رب به نسل طاهرِ اولادِ فاطمه
يا رب به صدق سينه شيران راستگوي
يا رب به آب ديده مردان آشنا9
كند جبار در مناقب او گفت هل اتي
در يكديگر شكست به بازوي لافتا8
تا پيش دشمنان نكند پشت بر غزا
جانبخش در نماز و جهان سوز در دعا
لشگر كِش فتوّت و سردار اتقيا
مائيم و دست و دامن معصوم مرتضا
وينان ستارگان بزرگند و مقتدا
يا رب به خون پاك شهيدان كربلا
يا رب به آب ديده مردان آشنا9
يا رب به آب ديده مردان آشنا9
منم كز جان شدم مولاي حيدر
علي، كو را خدا بي شك ولي خواند به رنج اهل بيت و آه زهرا
به امر حق ولي كردش پيمبر
اميرالمؤمنين آن شاه صفدر
به امر حق ولي كردش پيمبر به خون ناحقِ شبّير و شبّر10
به امر حق ولي كردش پيمبر