رهبری بر فراز قرون نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

رهبری بر فراز قرون - نسخه متنی

محمدباقر صدر

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

مربوط مى شود. از اين رو منكران اعتقاد به مهدى ، عليه السلام ، براى گريز از اصل ايمان به غيب و
دوركردن خودشان از پيامد اين باور به ايجاد شك و ترديد در صحت اخبار مربوط به آن حضرت و تضعيف اسناد
آنها پرداخته اند. روشى كه ابن خلدون در فصل 52 تاريخ خود كه درباره فاطميان است در پيش ‍ گرفته است .

وى روايات مربوط به حضرت مهدى ، عليه السلام ، را تضعيف كرده و در عين حال به ظهور آن حضرت در
آخرالزمان و صحت برخى از روايات نيز اعتراف كرده است .

شمارى از مقلدان هم مانند على حسين السائح استاد دانشكده الدعوة الاسلامية در كشور ليبى نيز از ابن
خلدون پيروى كرده و در بحث خود با عنوان تراثنا و ميزان النقد (8) ضمن پرداختن به مساءله مهدى منتظر
به تارهاى عنكبوتى كه تنيده ابن خلدون درباره عقيده به مهدى ، عليه السلام ، است دست يازيده اند.

غافل از اينكه آنچه را كه پايگاهى بزرگ تصور كرده و از آنجا قصد پرواز نموده اند سست ترين پايگاه است
.

اين مخالفان وقتى دريافتند كه نمى توان اين همه روايت را كه به طرق مختلف جمع آمده و سند بيشتر آنها
صحيح است - چنانكه علماى حديث ثابت كرده اند (9) - كنارى نهاد، سعى كردند افسانه هاى دروغين درباره
مهدى ، عليه السلام ، را دستاويز قرار دهند كه يكى از آنها داستان سراسر دروغ سرداب است . داستانى كه
از نظر معتقدان مهدى ، عليه السلام ، اصل و اساسى ندارد و علامه امينى - هم اين مساءله را بخوبى بررسى
كرده و ياوه گوييهاى مخالفان را درباره موضع شيعه و مراسم منسوب به آنها بافته اند، آشكار كرده است .

(10)
در اين ميان عده اى نيز به تحريك آزمندان (11) و فريفتگان اغراض ‍ سياسى و اجتماعى ، پرچمدار انديشه
باطل انكار ولادت (12) مبارك آن حضرت شده اند تا با اين كار به مقاصد و بهره منديهاى ويژه خود برسند و
ديگر تلاشهاى مذبوحانه اى كه در تقابل حقايق فراوان نمى توانند عرض اندام كند؛ بويژه در برابر مفهوم
احاديث صريح و صحيح .

خلاصه ، روش شك آوران چيزى جز اينگونه توهمات و مغالطه هاى ناپسند نيست تا چه رسد كه بتوانند با اصول
معتبر دينى مقابله كنند.

شايد بى مناسبت نباشد كه ضمن بيان اين روش سخنان برخى از معاصران مانند احسان الهى ظهير، (13)، بندارى
، (14) سائح و شيعه نماهايى را كه كوركورانه از آنها تقليد كرده اند، بازگو كنيم .

خلاصه دلايلى كه آنها بيان خودشان بدان استناد جسته اند، مسائلى است كه در ذيل مى آوريم و سپس
ادعاهاى ايشان را مورد بررسى قرار خواهيم داد:

1. گفته اند: شيعه بعد از وفات امام حسن عسكرى ، عليه السلام ، دچار سرگردانى و اضطراب شد. بويژه
درباره تولد امام مهدى ، عليه السلام ، يعنى محمدبن الحسن ؛ زيرا در رواياتى كه راجع به آن حضرت از
ائمه ،عليهم السلام ، سوال مى شود يك نوع نارسايى و ابهام وجود دارد.

2. گفته اند: شيعيان در مساءله امامت پس از وفات امام حسن عسكرى ، عليه السلام ، به چهارده گروه منشعب
شدند در صورتى كه اگر جريان امام مهدى ، عليه السلام ، مساءله اى روشن و مهم و جزيى از مذهب جعفرى بود
نبايستى در آن اختلاف مى شد تا حدى كه به صورت سرى و پيچيده باقى بماند.

3. پنداشته اند روايات مربوط به هويت امام مهدى ، عليه السلام ، ضعيف ، ساختگى و اخلاقى است ؛ آنها
همچنين روايات مربوط به نام مادر، تاريخ ولادت ، جريان ولادت و مساءله غيبت و سفيران آن حضرت را
داراى اشكال فرض كرده اند.

يكى از اين افراد ياوه سراييهاى خود را چنين به پايان مى برد كه وى امامى را كه وجودش از طرف اهل بيت
ثابت شده باشد انكار نمى كند اما نسبت به تولد امام دوازدهم شك دارد؛ زيرا به پندار او دلايل كافى
وجود ندارد يا دلايل موجود براى او بسنده نيست .

وى يادآور شده كه بعيد نمى داند خداوند عمر انسانى را طولانى كند چنانكه عمر نوح پيامبر، عليه
السلام ، را طولانى كرد، با وجود اين كه ضرورتى هم نداشت . وى سپس گفته است : در جستجوى دلايلى است تا
ثابت كند كه خداوند تعالى اين كار را نسبت به شخص ديگرى انجام داده است ، زيرا نمى شود با قياس و
تشبيه به اين مساءله معتقد شد! و سپس گفته است : امام صادق ، عليه السلام ، قياس را نسبت به امور جزيى

/ 33