دانند كه آن مذهب يا جماعت دارند و سپس براى اينكه حرف خود را به كرسى بنشانند تلاش مى كنند تا شواهدى
گردآورند و آن را بزور با عقايد خود تطبيق دهند. در حالى كه نه آن مذهب چنين گفته و نه حرف قابل قبولى
است .باز هم بر خود لازم مى دانم مساءله مهمى را كه علامه محمدتقى حكيم در كتاب خود به نام اءصول العامة
للفقه المقارن آورده است ، يادآورى كنم ؛ ايشان نوشته اند:مجتهدان شيعه اجازه نمى دهند يك راءى كه مولود اجتهاد شخصى است به عنوان كل مذهب ، نسبت داده شود.خواه اين نظر فقهى يا اصولى و يا حديثى باشد؛ هر مجتهدى مسؤ ول نظر خود است و آنچه از ضروريات مذهب
است ، نسبت آن - به صورت مطلق - درست است .(32)از اين رو عموميت بخشيدن به يك نظر اجتهادى تا موردقبول عمومى نباشد و مشهور نشود، سخن گزافى است .در زمينه هاى ديگر هم ، چنين است . مثلا يكى از مفسران يا اخباريان نظر خاصى قائل شود يا به روايت خاصى
استناد كند يا نظريات خاصى داشته باشد و يا حتى اگر نظريه اى را پايه و اساس قرار دهد درست نيست كه به
كل مذهب يا جماعت نسبت داده شود، منطقى و صحيح اين است كه فقط به خود او نسبت داده شود و اين نسبت بدين
معناست كه وى بر روايت خاصى متكى بوده است و نيز ضرورت دارد روش خاص روايى شان هم در نظر گرفته شود.در اين صورت بر پژوهشگر لازم است از مجموع آراى فقها و علما، راءى مذهب را به دست آورد؛ راءيى كه از
طريق روش عمومى فقها در پذيرش اخبار و روايات به دست آمده باشد. همچنين لازم است كه به آنچه در نزد
علما، مصادر اصلى و اساسى شمرده مى شود مراجعه كند.بدون توجه به اين ملاحظات مهم ، پژوهشگران در ورطه اى از اشتباهات و گزافه گويى خواهند افتاد و در
نتيجه از سوءقصد و تلاش در ايجاد اخلال و وسوسه گرى مبرا نخواهند بود. همان كارى كه دائما گذشتگان
ايشان مانند خاورشناسان و دشمنان اسلام يا كسانى كه نسبت به اهل بيت ،عليهم السلام ، و مكتب اصيل
ايشان كنيه دارند، انجام داده اند. همان كارى كه احسان الهى ظهير، جبهان ، بندارى و ديگران در گذشته
و حال كرده اند.پس از اثبات مساءله ولادت و وجود مبارك حضرت مهدى ، عليه السلام ، مطلب ديگرى درباره آن حضرت باقى مى
ماند كه همان ادامه و استمرار وجود مبارك ايشان از زمان غيبت صغرى تا قطع نمايندگى و وقوع غيبت كبرى
است كه خواننده گرامى و پژوهشگر جوينده حق ، مطلوب خود را در اين زمينه در نوشته صدر، قدس سره ، مى
يابد. وى موضوع را بخوبى توضيح داده و به قدرى ادله عقلى ، منطقى و علمى ذكر كرده اند كه تشنگان را
سيراب مى كند و همه اوهام و افسون شك آوران را ذهنها مى زدايد.
2- روش موافقان
شهيد صدر درباره روش موافقان متذكر اين نكته است كه آنان براى اثبات نظر خود از دو روش استفاده كردهاند:
الف ) روش روايى
كسانى كه در گذشته و حال درباره حضرت مهدى ، عليه السلام ، مطلب نوشته اند بسيارند. برخى كتابى مستقل نگاشته و برخى يك فصل يا چند فصل كتاب خود را به آن اختصاص داده اند.عبدالمحسن عباد در پژوهش خود در مجله الجامعة السلامية كه در مدينه منوره منتشر مى شود بيش از ده تن
از مؤلفان بزرگ اهل سنت را در اين زمينه بر مى شمارد از جمله : حافظ ابونعيم ، سيوطى ، حافظ ابن كثير،
على متقى هندى ، صاحب كتاب كنزالعمال ، ابن حجر مكى در كتاب القول المختصر فى علامات المهدى
المنتظر، مرعى بن يوسف حنبلى در كتاب فوائدالفكر فى ظهورالمهدى المنتظر (به نقل از سفارينى در كتاب
لوامع الانوار البهيه ، قاضى محمد ابن على شوكانى در كتاب التوضيح فى تواتر ماجاء فى المهدى المنتظر
و الدجال و المسيح و ديگران .همچنين در ميان شيعيان دهها كتاب و رساله در گذشته و حال انتشار يافته است . از جمله كتابهاى جديد
چنين است : منتخب الاثر فى الامام الثانى عشر از شيخ لطف اللّه صافى گلپايگانى ، الزام الناصب فى