بیشترلیست موضوعات رهبرى بر فراز قرون ( گفتگو درباره امام مهدى (ع ) ) سخن ناشر مقدمه محقق 1- روش شك آوران 2- روش موافقان ب ) روش عقلى (روش شهيد صدر، رحمة اللّه عليه ) مقدمه مؤلف گفتار دوم : اعجاز و عمر طولانى گفتار سوم : اصرار بر رهبرى اين شخص كه نتيجه اش تعطيلى قوانين طبيعى است ، چرا؟ گفتار چهارم : شايستگيهاى رهبر منتظر چگونه به كمال رسيد؟ گفتار پنجم : چگونه بپذيريم كه (امام ) مهدى وجود خارجى دارد؟ گفتار ششم : چرا امام زمان تاكنون ظهور نكرده است ؟ گفتار هفتم : آيا يك فرد مى تواند سرنوشت بشريت را تغيير دهد؟ گفتار هشتم : در روز موعود به چه روشى تغيير صورت مى گيرد؟ كتابنامه توضیحاتافزودن یادداشت جدید
2. مى گويند: روايات ، ضعيف و ساختگى اند. اما بايد ديد آيا اينها بين ضعيف و ساختگى فرقى قائل اند يا نه ؟ جاى اين پرسش باقى است كه چرا و با چه هدفى ناجوانمردانه مساءله وجود حضرت حجت را كه با روايات صحيح ثابت شده است با برخى از روايات درباره حادثه ولادت در هم آميخته اند؟ زيرا روايات مهدى فقط در كتب شيعه نقل نشده راويان همگى اهل تشيع نبوده اند بلكه كتابهاى صحاح ، مسانيد و جوامع معتبر حديثى مانند صحيح اءبى داود و صحيح الخبارى و شرحهاى آن و مسند اءحمدبن حنبل و جامع طبرانى نيز همه اينها را نقل كرده اند، سيوطى (م 911 ق .) نيز در كتاب العرف الوردى (17) همه را از طرق مختلف گردآورده است .برزنجى (م 1103 ق .) در كتاب الاشاعة (18) و شوكانى (م 1250 ق .) در كتاب التوضيح (19) گفته اند كه اين روايات متواتر است و از معاصران نيز شيخ منصور على ناصف در كتاب غاية الماءمول (20) اين تواتر را نقل كرده است .در حقيقت اين شكاكان ابله ، بابخردانه رواياتى را كه از نظر همه مسلمانان چه شيعه و چه سنى ، صحيح و متواتر است ساختگى و جعلى مى دانند و بدينگونه جاهلانه آنچه را كه راويان نقل كرده اند اعم از حوادث تاريخى ، آراى مذاهب و نامهاى خاص همه را زير سوال مى برند.3. برخى براى انكار وجود امام مهدى ، عليه السلام ، و ولادت آن حضرت چنين استدلال كرده اند كه شيعيان پس از وفات امام حسن عسكرى ، عليه السلام ، درباره مهدى ، اختلاف حاصل كرده و به هفده گروه - به گمان آنها- تقسيم شده اند و سپس چنين نتيجه گيرى كرده اند كه اين اختلاف و انشعاب دليل بر نبودن امام است .بد نيست در همين جا اشاره اى داشته باشيم به اينكه اختلاف نظر درباره يك موضوع يا يك شخص الزاما مستلزم پاك كردن صورت مساءله نيست ، چرا كه اگر با اين منطق استدلال كنيم قطعا هيچ عقيده اى و هيچ دينى وجود نخواهد داشت و سنگ روى سنگ بند نخواهد شد.اختلاف هميشه و در همه جا وجود داشته و دارد، در اعتقادات ، مسائل تاريخى ، حوادث روزمره ، امور شخصى و حتى امور جزيى ، بسيار ديده شده است كه يك فرقه به فرقه ها و دسته هاى گوناگون با جهت گيريها و نظريات مختلف تقسيم شده است ؛ مانند: معتزليان ، خوارج ، اشعريان و... (21)از اين گذشته ، روايت مشهورى را اهل حديث از پيامبر، صلى الله عليه و آله ، نقل كرده اند كه مى فرمايد:امت من به هفتادوسه گروه تقسيم مى شوند.(22)بايد پرسيد محور اين اختلاف چيست ؟ و آيا چون در مساءله اختلاف نظر وجود دارد بايد خود مساءله را نفى و انكار كنيم !؟ اگر اين منطق درست باشد كه هيچ عقيده اى باقى نمى ماند و هيچ كارى درست در نمى آيد؛ چون در مسائل ، اختلاف و انشعاب وجود دارد.و باز هم بايد پرسيد كه اين گروههايى از شيعه كه به زعم آنان بعد از وفات امام حسن عسكرى ، عليه السلام ، پيدا شدند، كدامند؟ اسمشان چيست ؟ رهبرانشان كيان اند؟ و...شهرستانى ، محمدبن عبدالكريم (م 548 ق .) در كتاب الملل و النحل گفته است :كسانى كه معتقد به امامت امام حسن عسكرى عليه السلام ، بودند پس از مرگ وى ، يازده گروه شدند كه اسامى آنها معروف نيست ولى ما حرفهاى آنها را ذكر مى كنيم ...(23)شهرستانى نام اين فرقه ها را نمى داند و رهبران آنها را نمى شناسد اما باز هم مى گويد يازده فرقه هستند. ولى مقلدان دروغگوى او مانند احسان الهى و پيروانش ، تعداد فرقه ها را بدون نام و نشان بيشتر از آن ذكر كرده و حتى يكى از اين افراد رسوا تعداد آنها را به هفده گروه رسانده است !! اين فرقه ها همگى ساخته و پرداخته ذهن آنان است ، چرا كه هيچ يك از اين دروغ پردازان نه تنها نامى از رهبران و رجال معروف اين هفده فرقه نبرده اند بلكه جراءت نكرده اند، كه اشاره اى به زمان و مكان زندگى اين گروهها داشته باشند.در اينجا مناسب است حاشيه اى را كه علامه عبدالحسين شرف الدين در كتاب الفصول المهمة درباره اين دروغى كه شهرستانى در كتابش آورده است نقل مى كنيم . وى مى نويسد:اى كاش ايشان حرفهايى را كه از اين فرقه ها نقل مى كند با ذكر نام كتاب يا شخصى مستند مى كرد! يا حداقل يكى از مكانهايى را كه در آن زندگى مى كردند و يا زمانى را كه در آن مى زيسته اند و يا حتى نام اين فرقه ها را ذكر مى كرد. شما را به خدا قسم تا كنون ديده ايد كه گروههايى با هم بجنگند و يا مكتبى را مى