غاية القصوى (فارسي)

محمد کاظم طباطبایی یزدی؛ مترجم: عباس قمی

نسخه متنی -صفحه : 551/ 525
نمايش فراداده

پنجم

مسافر نبودن بسفريكه موجب قصر نماز باشد با علم بحكم در روزه واجب وروزه مسافر صحيح نيست مگر در سه جا

اول

روزه سه روز بدل هدى تمتع

دويم

روزه بدل بدنه كه هيجده روز است بر كسيكه عمدا پيش از غروب از عرفات كوچ كرده باشد

سيم

روزه كسيكه نذر كرده باشد در سفر يا سفرا وحضرا روزه بگيرد بخلاف كسيكه نذر مطلق كرده ودر نذر خود مقيد بسفر يا بسفر وحضر نكرده باشد كه در سفر صحيح نيست واقوى عدم جواز روزه مستحبى است در سفر مگر روزه سه روز در مدينه براى حاجت واولى آنست كه در آنجا روز چهارشنبه وپنجشنبه وجمعه روزه بدارد وكسيكه جاهل باشد بانكه مسافر نبايد روزه بگيرد ودر سفر روزه بگيرد صحيح ومجزى است بتفصيلى كه در كتاب صلوة گذشت و شرط صحت ان از جاهل ان است كه بر جهل خود باقى بماند تا اخر روز پس هر گاه در اثناء روز عالم بحكم شود روزه اش صحيح نيست وكسيكه حكم وجوب افطار را بر مسافر مىدانسته وفراموش كرده ملحق بجهاهل نيست وصائميكه بعد از زوال سفر كند روزه اش صحيح است چنانكه صحيح است از كسيكه قصد اقامه ده روز نمايد يا سى روز بدون قصد جائى مانده باشد يا مسافريكه كثير السفر باشد يا انكه سفر او معصيت باشد وامثال ان وتفصيل ان در كتاب صلوة گذشت

ششم

خالى بودن از مرض يا درد چشميكه روزه مضر باو باشد يا انكه باعث شدت مرض يا طول كشيدن ان يا زيادتى وجع ان باشد ونحو انها چه يقين بان ضرر داشته باشد يامظنه يا احتمال ضرريكه موجب خوف باشد كه روزه از انها صحيح نيست بلكه صحيح المزاج اگر بسبب روزه بترسد ناخوش شود روزه اش صحيح نيست وهم چنين است روزه كسيكه بترسد بسبب روزه ضرر جانى يا عرضى بر خود يا عرض ديگرى وارد ايد يا ضرر مالى كه حفظ ان واجب ودر نظر شارع از وجوب روزه اهم باشد چنانچه چنين است در صورتيكه روزه مزاحم باشد با واجب ديگرى كه اهم از وجوب روزه باشد مثل انقاذ غريق كه در تمام صور اگر روزه بگيرد باطل است ومجرد انكه روزه موجب ضعف شود كه در عادت تحمل آن را مىنمايند مجوز افطار نيست هر چند مفرط باشد ودر صورتيكه موجب ضعفى باشد كه عادة تحمل آن را نمينمايند افطار جايز است وهر گاه گمان كند كه روزه مضر نيست بعد از فراغ از ان خلاف ان ظاهر شد در صحت ان اشكال است واحتياط بقضاء