صفحهى 424
جمله" وَ يُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِينَ" نيز مؤمنين حقيقى از همان عده خواهند بود، همانطورى كه در آيه" وَ لَمَّا رَأَ الْمُؤْمِنُونَ الْأَحْزابَ قالُوا هذا ما وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ" هم بهمين معنا اطلاق شده است.
بعضى «1» گفتهاند: حرف" لام" در جمله" وَ يُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِينَ" براى متعدى كردن آمده هم چنان كه حرف" باء" در جمله" يُؤْمِنُ بِاللَّهِ" براى متعدى كردن است، پس نتيجه گرفتهاند كه كلمه ايمان با هر دوى آنها متعدى مىشود، به شهادت آيات:" فَآمَنَ لَهُ لُوطٌ" «2» و" فَما آمَنَ لِمُوسى إِلَّا ذُرِّيَّةٌ مِنْ قَوْمِهِ" «3» و" أَ نُؤْمِنُ لَكَ وَ اتَّبَعَكَ الْأَرْذَلُونَ" «4» كه در همه آنها حرف" لام" كار" باء" را انجام داده است.
بعضى «5» ديگر گفتهاند: لفظ" لام" به طريقه تضمين جريان يافته و معناى" ميل" را افاده مىكند و با بكار رفتن آن، معناى آيه چنين است:" رسول خدا (ص) مايل است به مؤمنين در حالى كه به آنها ايمان دارد، و يا ايمان مىآورد به آنها در حالى كه ميل دارد به ايشان".
اين دو وجه هر چند در جاى خود صحيح است، و براى مساله مورد بحث توجيه خوبى است، و ليكن تفكيكى كه در جمله" يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ يُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِينَ" ميان" يؤمن" اول" و يؤمن" دوم وجود دارد اين دو وجه را بعيد بنظر مىرساند، براى اينكه بنا بر اين وجه، ديگر هيچ حاجتى به اين تفكيك به نظر نمىرسد، و ممكن بود بفرمايد:" يؤمن باللَّه و للمؤمنين".
مگر اينكه گفته شود اين تفكيك صرفا بمنظور تفنن در تعبير بوده، و ليكن بهر تقدير نتيجه همان نتيجه سابق است، و ايمان رسول خدا (ص) به مؤمنين تنها مختص به مخبرين نبوده تا در نتيجه اخبار آنها را تصديق كند و ديگران را وقتى سعايت شوند مورد مؤاخذه قرار دهد. بلكه ايمان رسول خدا ايمانى بود كه شامل جميع مؤمنين مىشد، پس مخبر را در خبرش تصديق مىكرد و نيز مخبر عنه را تصديق مىكرد به اين صورت كه كارش را حمل بر صحت مىكرد و او را مورد مؤاخذه قرار نمىداد- دقت كنيد.
در اينجا سؤالى باقى مىماند، و آن اينكه چرا در آيه مورد بحث رسول خدا (ص) را تنها رحمت آن كسانى معرفى كرده كه ايمان دارند، ولى در آيه
(1) تفسير المنار ج 10 ص 519 و مجموعة التفاسير ج 3 ص 149 (2) سوره عنكبوت آيه 26 (3) سوره يونس آيه 83 (4) سوره شعراء آيه 111 (5) تفسير المنار ج 10 ص 519